معناي 7 سال رو کي خوب ميفهمه؟ دانشجوهاي پزشکي

معناي 4 سال رو کي ميفهمه؟ بچه هاي کارشناسي

معناي 2 سال رو کي خوب ميفهمه؟ سرباز ها

معناي 1 سال رو کي خوب ميفهمه؟ پشت کنکوري ها!
.
معناي 9ماه رو کي خوب ميفهمه؟ بانوان باردار

معناي 1ماه رو کي خوب ميفهمه؟ کساني که 30 روز ماه مبارک رمضان رو روزه گرفتند

معناي 1هفته رو کي خوب ميفهمه؟ سر دبيرهاي مجلات هفتگي!

معناي 1روز رو کي خوب ميفهمه؟ کارگران روز مزد

معناي 1ساعت رو کي خوب ميفهمه؟عاشق منتظر

معناي 1 دقيقه رو کي خوب ميفهمه؟ اونايي که از پرواز جا موندند

 معناي 1 ثانيه رو کي خوب ميفهمه؟ اونايي که در تصادف جون سالم به در بردند...

 معناي 1 دهم ثانيه رو کي خوب ميفهمه؟ اونايي که تو المپيک مقام دوم رو به دست آوردند...

 فقط خواستم بگم قدر لحظه لحظه هاي زندگيتو بدوني. خيلي زود تموم ميشه...!

شايد فرصتي رو که الان داري،لحظاتي ديگه فقط برات رويا باشه



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:33 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

گفت : " فقط دعا كنید پدرم شهید بشه!" خشكم زد.
گفتم دخترم این چه دعاییه؟
گفت:آخه بابام موجیه!
گفتم خوب انشاالله خوب میشه،
چرادعاكنم شهید بشه؟
آخه هر وقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه شروع میكنه منو
و مادر و برادرم رو كتك میزنه! ،
امامشكل ما این نیست!
گفتم: دخترم پس مشكل چیه؟
گفت: بعد اینكه حالش خوب میشه و متوجه میشه چه كاری كرده
شروع میكنه دست و پاهای هممون را ماچ میكنه و معذرت خواهی میكنه.
آقا ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم.
آقا جان تو رو خدا دعا كنید پدرم شهید بشه



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:33 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟!
گفت: برو عزیزم!
رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!
پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟
گفت: برو عزیزم.
رفت و عملیات خیبر شهید شد!
پدر گفت:
حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای پنج شهید شد!
مادر به خدا گفت:
همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن!
رفت و در حج خونین شهید شد!

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:19 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

از بیرون همه چیز روبراه است
اما هرنفس درد است که میکشی!
معنی حسرت رو توی هیچ کاغذی نمیشه نوشت...
روی هیچ
صفحه ی سفیدی نمیشه تایپ کرد...
با هیچ
زبونی نمیشه توضیح داد....
حسرت خلاصه میشه تو همین فاصله ی من و تو
 پدر....
خوابم نمی برد
بغض
روی ثانیه هایم راه می رود
دوباره تو را کم آورده ام
تو را
و عطر صبوری هایت را
کودکانه در آغوشم بگیر
به یادروزهای دوران طفولیت
که بهانه گریه ام گرسنگی بود
میخواهم به جایش برای دلتنگی ام گریه کنم

...
 
به
امید روز وصال



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:17 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

1- سلام به شخص مرده نمیرسد پس چرا شما شیعیان میگویید سلام بر حسین علیه السلام ؟ باید بگویید حسین رضی الله عنه.
 اگر سلام به شخص مرده نمیرسید خداوند در قرآن نمی فرمود" سلام علی ابراهیم" یا" سلام علی نوح نبی الله"

2-قسم خوردن به امام معصوم شرک است شما شیعیان چرا میگویید به امام حسین قسم فلان؟
اگر قسم خوردن به غیر خدا شرک است خود خداوند نیز مشرک است چرا که در قرآن میفرماید "والشمس" "والضحی" " والتین"،
پس قسم خوردن به شخصی که مقامش از زیتون و خورشید که در قرآن به آنها سوگند یاد شده بالاتر است اشکالی ندارد .

3- بوسیدن چیزی که از کربلا یا نجف بعنوان تبرک آورده اند شرک است پس چرا شما شیعیان وسایل مقدس را میبوسید؟
اگر بوسیدن چیزهای مقدس شرک است پس حضرت یعقوب(ع) هم نیز مشرک است ، زیرا که طبق آیه قرآن حضرت یعقوب لباس حضرت یوسف را بوسید و به چشمانش کشید و چشمان نابینایش شفا یافت .

4- امام حسین مرده است و کمک گرفتن از فرد مرده شرک و حرام است .
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء...
طبق آیه قرآن امام حسین نیز زنده است و همانطور که در زندگی روزمره از خیلی از افراد زنده کمک میگیریم از امام حسین(ع) کمک گرفتن هم اشکالی ندارد.



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:15 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

امام صادق علیه السلام:
بهترین سحری شما، سویق و خرما می باشد.

افضل سحوركم السويق و التمر.
[المحاسن ج2 ص490]

سویق چیست !؟
در حالت عمومی سویق همان قاووت می باشد، مثل آرد نخودچی و قوتو کرمانی.
ولی در طب اسلامی سویق عبارت از؛ تفت داده آرد برخی حبوبات، بدین صورت که مثلا آرد گندم را تفت می دهند و سبوس گندم را نیز جداگانه تفت می دهند، بعد از الک کردن آنها را با هم مخلوط می کنند. (سویق گندم)

امام صادق علیه السلام:
سویق گوشت می رویاند و استخوان را محکم می کند.
به کودکانتان در خردسالی سویق بدهید، چرا که گوشترا می رویاند و استخوان را محکم می سازد.
[-حتی برای مولود تازه سفارش نمودند.
-مفید برای خانم باردار.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:14 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

روزی که شود"اذاالسما انفطرت"
وانگه که شود"اذاالنجوم انکدرت"
من دامن تو بگیرم اندر "سئلت"
گویم صنما "بای ذنب قتلت "
عشق تومرا "الست منکم ببعید "
هجرتو مرا"ان عذابی لشدید"
برکنج لبت نوشته"یحیی ویمیت"
من مات من العشق فقد مات شهید

شاعر: حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:08 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

پيرى در روستايى هر روز براى نماز صبح از منزل خارج و به مسجد مى رفت. در يك روز بارانى پير، صبح براى نماز از خانه بيرون آمد، چند قدمى كه رفت در چاله اي افتاد، خيس وگلى شد.
به خانه بازگشت لباس راعوض كرد و دوباره برگشت پس از مسافتى براى بار دوم خيس و گلى شد، برگشت لباسش را عوض كرد.
بار سوم که از خانه براى نماز خارج شد، ديد جلوى در جوانى چراغ به دست ايستاده است و به اتفاق راهي مسجد شدند. هنگام ورود به مسجد ديد جوان وارد مسجد نشد پرسيد ای جوان براى نماز وارد مسجد نمى شوى؟
جوان گفت نه ،اى پير ، من شيطان هستم!!!
براى بار اول كه بازگشتى خدا به فرشتگان گفت تمام گناهان او را بخشيدم.
براى باردوم كه بازگشتى خدا به فرشتگان گفت تمام گناهان اهل خانه او را بخشيدم.
ترسيدم اگر براى بار سوم در چاله بيفتى خداوند به فرشتگان بگويد تمام گناهان اهل روستا رابخشيدم كه من اين همه تلاش براى گمراهى انان داشتم. براى همين امدم چراغ گرفتم تا به سلامت به مسجد برسى

گر تو آن پیر خرابات باشی
فارغ ز بد و بنده ی الله باشی
شیطان به رهت همچو چراغی بشود
تا در محضر دوست همیشه حاضر باشی



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:08 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

وَ قَالَ اميرالمومنين عليه السلام:
إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّه
ضايع كردن فرصتها غصه دار است
بسياري از بزرگان از كمترين فرصتها، بيشترين استفاده را مي كردند.

مثلا : كتاب مهم" لمعه" كه طلاب در سال چهارم مي خوانند توسط "شهيد اول" در زندان نوشته ‏است
و يا آيت الله رى شهرى زمانى كه وزير اطلاعات بودند فاصله ي بين خانه‏ تا وزارتخانه را كه حدود يكساعت طول مي كشيد ، قرآن حفظ مي كردند؛ و در همين زمان ايشان كل قرآن را حفظ مي كنند.
و يا آزادگانى كه در زندانهاى عراق قرآن و نهج البلاغه و ... حفظ كرده ‏اند.
داستان :
مرحوم حاج شيخ نوالدين اشتي هم مباحثه مخصوص امام مي گفت:
حضرت امام(ره) ما و تعدادي از طلاب را به نهار دعوت كردند و ما پيشنهاد كرديم به جاي خوش آب و هوايي برويم و رفتيم به دليجان كه رسيديم ، ماشين خراب شد و ما پياده شديم . راننده و كمك راننده دست به كار شدند تا ماشين را درست كنند
امام(ره) براي تجديد وضو رفتند ؛ در اين فاصله براي سرگرمي عمامه هاي خود را باز مي كرديم و مي بستيم.
ايشان از اين كار بسيار ناراحت شد . يكي از دوستان گفت: آقا ، نه دعوت شما را مي خواهيم ، نه اين ناراحتي را .
امام فرمودند: دلم به حال شما مي سوزد كه چرا اين فرصتها را اينگونه از دست مي دهيد ، ميتوانستيد به جاي اين كار بي ثمر يك فرع فقهي مطرح كنيد و با يكديگر بحث كنيد .

منبع : كتاب اوقات فراغت در اسلام صفحه 128به نقل از جلوه هاي معلمي امام خميني(ره) صفحه 33



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 16:06 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺩﺭ ﻫﯿﺎﻫﻮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ؛
ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﻭﯾﺪﻥ ﻫﺎ،ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ
ﮔﺮﻓﺖ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ،
ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻏﺼﻪ ﻫﺎ،ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻋﺚ ﺳﭙﯿﺪﯼ
ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺷﺪ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻗﺼﻪ ﺍﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩ ،
ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ،ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ " ﻣﯽ ﺷﻮﺩ "
ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ " ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ "
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ ...
ﮐﺎﺵ ﻧﻪ ﻣﯿﺪﻭﯾﺪﻡ ﻭ ﻧﻪ ﻏﺼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ
ﻓﻘﻂ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﺑﺲ



تاريخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394 | 15:50 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران