۱-ﺁﻧﮑﻪ ﮔﻮﯾﻨﺪﺵ ﻭﻟﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻋﻈﻢ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺎﻣﺶﻋﻠﯿﺴﺖ (ﻉ)
2-ﺁﻧﮑﻪ ﺣﻖ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎ ﺍﻭﺳﺖ ﻋﻠﯿﺴﺖ (ﻉ)
3-ﺁﻧﮑﻪ ﻓﺨﺮ ﺍﯾﺰﺩ ﻭ ﺧﻠﻘﺶ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﻣﺶ ﻋﻠﯿﺴﺖ(ﻉ)
4-ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺟﻬﻞ ﺑﺸﺮ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻩ ﺗﺎﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﻧﺎﻣﺶ ﻋﻠﯿﺴﺖ(ﻉ)
5-ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎﻟﮏ ﺑﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﻣﺶ ﻋﻠﯿﺴﺖ(ﻉ)

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 06 تیر 1394 | 02:26 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟
ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ
، ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ
. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ
.ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !
… ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ،ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ .
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ' ﺯﻫﺮ' ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ' ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ ,'
ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ِ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ،
ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻣﺎ آﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﻨﻪ



تاريخ : شنبه 06 تیر 1394 | 02:24 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

دکتر محمدرضا سعیدی فوق تخصص قلب و عروق و رئیس بخش جراحی بیمارستان اصفهان:
آیا دلیل تاکید بر نماز صبح را میدانید ؟ باخواب غلظت خون بالا میرود
 وهرچه به صبح نزدیک میشویم خون غلیظ تر میشود
ودرست لحظات نزدیک شدن به اذان به حداعلا می رسد
 کسانی که بیدار میشوند با وضو گرفتن قدری خون تنظیم میشود
وبا خواندن نماز بدن کاملا بالانس شده وبه حالت نرمال باز میگردد
 بیخود نیست میگوییم خدا ازمادر هم مهربانتر است ولله الحمد
كسانيكه با يوگا و نرمش هاي آرامش بخش و انرژي درماني آشنايند ميدانن، چاكراها نقاط ورود و خروج انرژي به بدن هستند.
اگر دقت کرده باشید هنگام وضو گرفتن تنها جایی که از پایین به بالا شسته میشود مسح پاست .

شما از نقطه ی انگشت شست پا دست خود را به سمت بالا میکشید . چرا ؟؟؟ ... تنها جاییکه انرژی مثبت به بدن برمیگردانید مسح پا میباشد.

در تمام مراحل وضو گرفتن با هفت چاکرای بدن سر و کار داریم. در تمام مراحل از تمام چاکراها به وسیله ی آب که منبع پاکی و قداسته انرژی های منفی بدن رو به سمت خارج دفع کرده
و در مرحله ی آخر وضو گرفتن انرژی مثبت رو وارد بدن ميكنيم



تاريخ : شنبه 06 تیر 1394 | 02:23 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

السلام علیک یا زوجة محمد المصطفی یا ام الفاطمة الزهرا (س) يا خدیجة الکبری سلام الله علیها ... بابى انت و امى ...

تحت لوای خدیجه

شکر خدا که تحت لوای خدیجه ایم
بعد از هزار سال گدای خدیجه ایم
مهرش نتیجه ی دهه اول من است
ما یک دهه تمام برای خدیجه ایم
ده شب فقط به خاطر او گریه می کنیم
ما پیش واز روز عزای خدیجه ایم
اصلاً به ما چه مردم دنیا پیِ چه اند؟
ماها که در پی نوه های خدیجه ایم
بی مهر او عبادت عالم قبول نیست
ما با خدیجه، عبد خدای خدیجه ایم
مهر خدیجه را به سر شانه می برم
شکر خدا که مادر زهراست، مادرم
در لحظه ی شکسته شدن پا شدن خوش است
در خشک سال، عاشق دریا شدن خوش است
دلداده ها معامله با یار می کنند
بهر رسول این همه تنها شدن خوش است
قبل از غدیر گفت: علی رهبر من است
قبل از غدیر شیعه مولا شدن خوش است
دنبال مال نیست اسیر نگارها
بانوی ما به مادر زهرا شدن خوش است
سختی بکش محله محله که عاقبت
مادر بزرگ طایفه ی ما شدن خوش است
بد نیست سنگ کوچه به پیشانی ات خورد
گاهی شبیه زینب کبری شدن خوش است
آن قدر سنگ خوردی و بال و پرت شکست
ای مادرم ،سرم به فدایت، سرت شکست

شاعر : علی اکبر لطیفیان

شهادت ام المومنین بانو خدیجه کبری سلام الله علیها به پیشگاه رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص) و ال الله علیه السلام تسلیت باد

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُۆْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَهَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ فاطِمَهَ الزَّهْراءِ سَیِّدَهِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا أَوَّلَ الْمُۆْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَهِ سَیِّدِ الاَْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاَْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَکِ بِما أَوْلاکِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْکِ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ



تاريخ : شنبه 06 تیر 1394 | 02:22 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

به ياد افطار شهدا:

برای گرفتن جیره افطار ته صف بودم، به من آب نرسید!

بغل دستیم لیوان آب رو داد دستم، گفت:

من زیاد تشنه نیستم، نصفش رو تو بخور.

فرداش شوخی شوخی به بچه ها گفتم: از فلانی یاد بگیرید، دیروز نصف آب لیوانشو به من داد، بچه ها گفتند:

لیوانها همه نصفه بود!

(شادی روح شهدا صلوات)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



تاريخ : شنبه 06 تیر 1394 | 02:18 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم
بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم
تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد
از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم
کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول
مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم
خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را
مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم
تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو
از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم



تاريخ : شنبه 06 تیر 1394 | 02:14 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

هنگامي که مشرکان مکه از راه و وسيله اي براي جلوگيري از پيامبر (ص) وارد شدند ولي نتيجه نگرفتند تصميم گرفتند آن حضرت و بستگان او از بني هاشم را در شعب ابوطالب که دره اي در پشت کوه ابوقبيس بود و خانه هاي بني هاشم در آنجا قرار داشت محاصره شديد اقتصادي نمايند تا آنها از شدت گرسنگي و تشنگي بميرند .

مشرکان در اين مورد قطعنامه اي نوشتند و هشتاد نفر آن را امضاء کردند و آن را در ميان پارچه اي نهاده و در داخل کعبه آويختند . محاصره در آغاز محرم سال هفتم بعثت شروع شد و حدود دو يا سه سال ادامه يافت در اين مدت بر بني هاشم و زنان و کودکان آنها بسيار سخت گذشت گاهي مخفيانه بعضي به آنها غذا مي رساندند . يکي از امور مهم در ماجراي محاصره اين بود که ابوطالب پدر بزرگوارعلي (ع) شب و روز در فکر نگهباني پيامبر (ص) بود ، شب ها مکرر بستر او را عوض مي کرد و غالباً فرزندش علي (ع) را در بستر او مي خوابانيد و او را در جاي ديگر تا مبادا بستر آن حضرت شناخته گردد و مشرکان با مکر و نيرنگ به آن حضرت آسيب برسانند يا از بالاي کوه ابوقبيس به سوي بستر او سنگ پرتاب کنند . حضرت علي (ع) با کمال شهامت و خلوص در بستر پيامبر (ص) مي خوابيد و جان خود را فداي آن حضرت مي کرد .

ابن ابي الحديد در اين باره مي نويسد : « ابوطالب غالباً در مورد شبيخون دشمن و آسيب رساني شبانه به پيامبر(ص) در هراس بود شب از خواب بر مي خاست و پسرش علي را در بستر پيامبر (ص) مي خوابانيد.»

يکي از افتخارات زندگي حضرت علي (ع ) اينکه آن حضرت در شب هجرت پيامبر (ص) به مدينه در بستر پيامبر (ص) خوابيد . مطابق بعضي روايات ، شب هجرت همچنان خان پيامبر (ص) در محاصره بود تا آنگاه که سپيده سحر دميد ، آنها ديدند با روشني هوا شناخته و رسوا مي شوند به طرف بستر پيامبر (ص) حمله کردند ، علي (ع) ديد جمعي شمشيرها از نيام برکشيده اند و در پيشاپيش آنها خالدبن وليد با شمشيري بران به پيش مي آيد ، حضرت عليي (ع) با سرعتي عجيب به سوي خالد پريد و خالد را غافلگير کرد و دستش را گرفت و آنچنان فشار داد که نعره و فغان خالد بلند شد ، علي (ع) شمشير خالد را گرفت و به يورشيان حمله کرد که آنها همچون رميدن حيوانات به وسط حياط رميدند ، ناگاه ديدند علي (ع) به آنها حمله کرده است ، گفتند : ما به تو کاري نداريم رفيق تو (محمد) کجاست ؟ علي (ع) پاسخ داد : من از او خبري ندارم .



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:53 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

از حکيمي پرسيدند:چرا از کسي که اذيتت مي کند انتقام نمي گيري؟ با خنده جواب داد: آيا حکيمانه است سگي را که گازت گرفته گاز بگيري؟!


با هر انساني آنطور رفتار کن که او مهمترين شخص در دنياست؛ نه بخاطر اينکه احساس خوشبختي خواهي کرد؛ ولي بخاطر اينکه تو دوستان بيشتري را بدست خواهي آورد؛ که همان احساس را با تو رد وبدل مي کنند !!


 با انسانهاي مثبت معاشرت کن؛ چون آنها بر انديشه وعقل ورفتارت تأثير مي گذارند؛ وتو بصورت ناخودآگاه به انساني مثبت تبديل خواهي شد؛ وآنگاه شروع به تاثير بر ديگران خواهي کرد !!

اگر کسي با تندي تو را نصيحت کرد، سخنش را قطع نکن، واز ملاحظاتش استفاده کن؛ چون در پشت تندي اش محبت عميقي قرار دارد، مانند کسي نباش که ساعت زنگدار را مي شکند فقط بجرم اين که او را بيدار کرده است. !!

لبخند برايت نان نمي خرد..!! ولي برايت دلهايي را مي خرد.!" پس آفرين به ديني که لبخند را عبادتي قرار داده که بخاطر آن مأجور مي شويم

 ﺍﮔﺮ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺨﻨﺪ ﺗﺎ ﻏﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﺸﻮﺩ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ
ﺗﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﮕﺮﺩﺩ.

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻖ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ .



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:53 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺁﺷﭙﺰ ﻛﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺷﺪ، ﺁﺵ ﻳﺎ ﺷﻮﺭ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻳﺎ ﺑﻲﻧﻤﻚ
‏« ﻟﻮ ﻛﺎﻥ ﻓﻴﻬﻤﺎ ﺀﺍﻟﻬﺔ ﺍﻻ ﺍﻟﻠﻪ ﻟﻔﺴﺪﺗﺎ ؛ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺟﺰ
ﺍﻟﻠﻪ ﺧﺪﺍﻳﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻮﺩ، ﻓﺎﺳﺪ ﻣﻲ ﺷﺪﻧﺪ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ
ﻣﻲﺧﻮﺭﺩ ‏» . ‏( ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻧﺒﻴﺎﺀ، ﺁﻳﻪ 22 ‏)

ﺍﺯ ﺗﻮ ﺣﺮﻛﺖ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﻛﺖ
‏« ﻭ ﻣﻦ ﻳﻬﺎﺟﺮ ﻓﻲ ﺳﺒﻴﻞ ﺍﻟﻠﻪ ﻳﺠﺪ ﻓﻲ ﺍﻻﺭﺽ ﻣﺮﺍﻏﻤﺎً ﻛﺜﻴﺮﺍً ﻭ
ﺳﻌﺔ ؛ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻫﺠﺮﺕ ﻛﻨﺪ، ﺟﺎﻫﺎﻱ ﺍﻣﻦ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻭ
ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﺍﻱ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ ‏» . ‏( ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀ، ﺁﻳﻪ 100 ‏)

اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﺭﺍﻧﺪﻩ
‏« ﺧﺴﺮ ﺍﻟﺪﻧﻴﺎ ﻭ ﺍﻷﺧﺮﺓ ؛ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﺯﻳﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ ‏» .
‏( ﺳﻮﺭﻩ ﺣﺞ، ﺁﻳﻪ 11 ‏)

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:48 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺍﺯ رجبعلی خیاط ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽﺕ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﺑﻨﺎ ﮐﻨﯽ؟ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﯽ؟ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺳﺒﺐ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻮﯼ؟ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ؟ ﮔﻔت ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
۱. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
۲. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
۳. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
۴. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
۵. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ، ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!
ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ 5 ﺍﺻﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ.



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:47 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران