✳️ ﻓــﺮﻭﺭﺩﯾﻦ farvardin
رک و راست، تند و آتشین مزاج و پر حرارت، پرتوقع و ریاست طلب، یک آن بسیار هیجان انگیز و گرم و ایده آل و یک آن سرد و یخ و بی تفاوت، شجاع و با اعتماد به نفس است. وقتی عاشق می شود گویی یک شیرین و فرهاد جدید به دنیا آمده اما با رفتار آرامى كه دارد شما كمتر متوجه قلب آكنده از عشق او مى شويد.

✳️ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺘـــ ordibehesht
آرام، اهل عمل، راستگو. در دوستى ثابت قدم اما شراكت با آنها سودبخش نخواهد بود. دیر ناراحت می شود ولى اگر ناراحت بشود دنیا را به هم می ریزد. بسيار مهربان و عاطفى طورى كه
ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻮد!

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:51 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

عارف بزرگ حاج اسماعیل دولابی:
هر وقت کسی شما را اذیت کرد و یا از کسی ناراحت شدید،نمیخواهد به کسی بگویید.بلکه استغفار کنید، هم برای خودتان، هم برای کسی که شما را اذیت کرده است.
بگو بیچاره کار بدی کرده است، اگر فهم داشت نمیکرد.
وقتی استغفار میکنی
اگر قلبت حاضر نیست استغفار کند با زبان استغفار کن،آن وقت یکدفعه دلت نرم میشود.
اگر دو سه مرتبه این کار را کردی،دیگر غم نمیتواند شما را بگیرد. چون راهش را بلد هستی.
استغفار "امان گاه" انسان است ،یعنی پناهگاه، وقتی گفتی استغفرالله در پناه خدا هستی.و کجا امن تر و آرامش بخش تر از آغوش خدا.....

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:49 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

مردی سالها در آرزوی دیدن امام زمان(عج) بود و از اینکه توفیق پیدا نمی کرد امام را ببیند، رنج می برد. مدّت ها ریاضت کشید.شبها بیدار می ماند و دعا و راز و نیاز می کرد.معروف است، هرکس بدون وقفه، چهل شبِ چهارشنبه به مسجد سهله (کوفه) برود و نماز مغرب و عشاء خود را آنجا بخواند، سعادت تشرّف به محضر امام زمان(عج) را خواهد یافت.این مرد عابد مدّت ها این کار را هم کرد، ولی باز هم اثری ندید. (ولی به خاطر این عبادتها و شب زنده داری ها و... صفا و نورانیت خاصّی پیدا کرده بود).
تا اینکه روزی، به او الهام شد:
«الان حضرت بقیة الله(عج)، در بازار آهنگران، در مغازه پیرمردی قفل ساز نشسته است. اگر می خواهی او را ببینی، به آنجا برو!»او حرکت کرد،
و وقتی به آن مغازه رسید، دید حضرت مهدی(عج) آن جا نشسته و با آن پیرمرد گرم گفت و گو هستند.
اینک ادامه داستان از زبان آن دانشمند:

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:48 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

مناظره حضرت امیرالمومنین على علیه السلام با علماى یهود حتما بخونید و برای عظمت امیرالمومنین صلوات بفرستین.

 روزى عده اى از علماى یهود، نزد عمر آمدند و گفتند: اى خلیفه اگر به سؤ الات ما پاسخ صحیح
بدهى ، ما به اسلام مى گرویم و گرنه ، مى فهمیم که اسلام بر حق نیست .
عمر گفت : هر چه مى خواهید بپرسید. من جواب مى دهم
یهودیان این سؤ الات را مطرح کردند:
۱- قفل هاى آسمان چیست ؟
۲- کلید آسمانها چیست ؟
۳-قبرى که صاحبش را گردش مى داد، چه بود؟

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:47 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

سلام بر غریب ترین ..غریب زمان ..یا صاحب الزمان

آقا اجازه!
دست خودم نیست خسته ام،
در درس عشق، من صف آخر نشسته ام،
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید؟
درس غریب "غیبت کبری" به سر رسید؟

آقا اجازه!
بغض گرفته گلویمان،
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان،
استاد عشق!
صاحب عالم!
گل بهشت!
باید که مشق نام تورا تا ابد نوشت.

* اللهم عجل لولیک الفرج *



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:44 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

حتما تا آخر بخونید !!!
 ﺗﻮ ﮊﺍﭘﻦ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﻭ ﻫﺸﺖ ﭘﺎ ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺁﺑﺰﯼ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺗﻮ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﻬﺎ ﭘﻮﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ
 ﺗﻮ ﭼﯿﻦ ﺳﮓ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻫﺮ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ .
ﻣﺎﻫﯽ ﺭﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻥ ﺗﻮ ﺭﻭﻏﻦ ﺳﺮﺥ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﻥ.
 2000 ﻧﻔﺮ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻦ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺳﺎﻟﻦ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ 2 ﺑﻪ 2 رابطه ی جنسی برقرار ﻣﯿﮑﻨﻦ!
ﺗﻮ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻕ ﺁﺳﯿﺎ ﺗﻮ ﺑﻌﻀﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻫﺎ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ ﻭ ﮐﻠﯽ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﻥ
 ﺗﻮ ﻫﻨﺪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﻘﺪﺳﻪ ﺑﻠﮑﻪ ﭘﻬﻦ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ !

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:43 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

 يكي از مسايل پندآموز تاريخ كه بسيار دردناك و در عين حال عبرت انگيز بود، ماجراي كف زدن فرزند آيت الله حاج شيخ فضل الله نوري هنگام اعدام پدر بود.

اين مجتهد و عادل انقلابي , عليه مشروطه غيرمشروعه آن زمان قد علم كرد. با اين كه اول مشروطه خواه بود،اماچون مـشـروطـه از مسير اصلي خود منحرف شد و از مسير اسلام خارج شد با آن مخالفت كرد، عاقبت او راگرفتند و زنداني كردند.

شيخ پـسري داشت و بيش از بقيه اصرار داشت كه پدرش را اعدام كنند. يكي از بزرگان گفته بـود, مـن بـه زندان رفتم و علت را از شيخ فضل اللّه نوري سؤال كردم .ايشان فرمود:

خود من هم انتظارش را داشتم كه پسرم چنين از كار درآيد. چـون شـيخ شهيد, اثر تعجب را در چهره آن مرد ديد, اضافه كرد:

اين بچه در نجف متولد شد. در آن هـنگام مادرش بيمار بود, لذا شير نداشت . مجبور شديم يك دايه شيرده براي او بگيريم .پس از مـدتي كه آن زن به پسرم شير مي داد, ناگهان متوجه شديم كه وي زن آلوده اي است , علاوه بر آن از دشمنان اميرالمومنين (ع ) نيز بود.... كـار ايـن پـسـر به جايي رسيد كه در هنگام اعدام پدرش كف زد.



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:42 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

خداوندادلم تنگ حسین است.....
دلم خاک کف پای حسین است....
خدایاکاش شهرم کربلا بود....
سرم هم مبتلابرنیزه ها
بود....
خداوندابه حق اسمانت...
به حق جمله پیغمبرانت...
چنان مستم نماازجام مولا....
که جان بیرون روداز
عشق مولا....
حسین ابن علی شمع وجوداست...
که فارغ ازهمه بودونبود
است....
خدایاتاروپودم کربلاییست...
که سایش دراین ملک بلانیست...
منم پروانه مولاگشته شمعم...
مکن تفریق .براوگشته
جمعم...
طریق عشقبازی رازدارد...
بنازم دلبرم رانازدارد....
کشم نازت به جانم حضرت عشق....
فدای تارمویت حضرت
عشق....
خداوندابهشتم کربلا کن...
وجودم رابه اقامبتلا کن...
بهشت من تماشای حسین است....
نی ام سرگشته ازنای حسین است.......عطش داردلبم برذکرمولا...به تالله وبه والله وبه الله....



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:41 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

از حضرت علی (ع )روایت است که قرائت ده سوره مانعی برای ده حالت است:

1-قرائت سوره حمد مانع از خشم و غضب خداوند...

2- قرائت سوره یس مانع عطش روز محشر...

3- سوره دخان مانع از هول روز قیامت...

4-سوره واقعه مانع از فقر و پریشانی.

5-سوره ملک مانع عذاب ...

6- قرائت سوره کوثر مانع از خصومت و تسلط دشمنان .

7- کافرون مانع از کفر در حال مرگ.

8- سوره اخلاص مانع نفاق است.

9- سوره فلق مانع از حسد حاسدین.

10- سوره ناس مانع قروض و وسوسه شیطان میباشد.



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:39 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

پای درس استاد اخلاق آیت الله مجتهدی رحمة الله عليه

عاقبت احترام به والدین :

ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺎﺱ ﻗﻤﯽ ﭘﺪﺭ ﺑﯽ ﺳﻮﺍﺩﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﺷﺨﺼﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩ.
ﺭﻭﺯﯼ ﺁﻥ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﮔﻮ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺎﺱ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ .
ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ.
ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺎﺱ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺴﺠﺪ ﺷﺪ، ﮐﻨﺎﺭ ﭘﺪﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺶ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺪﺭﺵ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ با صدای بلند ﮔﻔﺖ :
ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ، ﺑﻔﻬﻢ !

ﺣﺎﺝ ﻋﺒﺎﺱ ﻫﻢ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ:
"ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ، ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﺑﻔﻬﻤﻢ"؛

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﮕﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ
ﻭ ﺗﻨﺪ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﺮﺩ
 ﯾﺎ ﻧﺮﻓﺖ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﺑﺮﻭﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ
 ﻭ ...
شاید ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﯿﺮﺍﺕ ﻭ ﺑﺮﮐﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺎﺱ ﻗﻤﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ شاید ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻫﻢ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ
ﻋﻤﻠﺶ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮﭼﻪ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﺗﯿﺢ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯾﺶ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﻢ،ﺍﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﺩﺍﺷﺶ ﺷﺮﯾﮏ ﺍست.



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:37 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران