شهیدی که سر بی تنش سخن گفت ،
درجاده بصره خرمشهر شهید علی اکبر دهقان همینطور که میدوید از پشت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت .وسرش از پیکر پاکش خدا شد .
در همان حال که تنش داشت میدوید سرش رو زمین غلطید .
سر مبارک این شهید حدود 5 دقیقه فریاد یا حسین یاحسین سر میداد.
همه رزمندگان با مشاهده این صحنه شگفت زده شده بودن .
دقایقی بعد از کوله پشتیش وصیت نامه اش را یافتند .که نوشته بود .
السلام علی الراس المرفوع
خدایا من شنیده ام که امام حسین ع با لب تشنه شهید شده است .من هم دوست دارم اینگونه شهید بشوم .
خدایا شنیده ام که سرامام حسین ع را از پشت بریده اند من هم دوست دارم سرم از پشت بریده شود .
خدایا شنیده ام سر امام حسین ع بالای نیزه قران خواند .ولی من همانند امام اسرار قران را نمیدانم .ولی به امام حسین ع خیلی عشق دارم و دوست دارم زمانی که شهید میشوم سربریده ام به ذکر یا حسین ع باشد ...



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:21 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

جسدی که بعد از 31 سال سالم بود
مادر شهید محمدی می‌گفت که بهنام هر شب به خوابش می‌آید و می‌گوید «من از دوستانم جا ماندم، مرا به مسجد سلیمان ببرید»؛ به اصرار مادر شهید، ایشان را سال 90 نبش قبر کردند. با اجازه علما قرار بر این شد که پیکر ایشان از محل دفن به مسجد سلیمان انتقال پیدا کند.

آیت‌الله جمی امام جمعه و جناب سروان دهقان با من تماس گرفتند و گفتند شما هم برای مراسم بیایید. بلیط هواپیما گرفتم و برای نبش قبرش رفتیم، من و حاج آقا کعبی جلو رفتیم مادرش سمت راست من و پدرش روبروی من قرار داشتند خاک را برداشتند و رسیدند به نزدیکی سنگی که روی جنازه ایشان بود؛ من رفتم جلو و گفتم «بیل را کنار بگذارید، چون استخوان‌های این بچه قطعا در این مدت پوسیده، و اگر تکه‌ای از این سنگ روی آن‌ها بیافتد استخوان‌ها از بین می‌رود. بگذارید من با دست خاک را کنار بزنم و استخوان‌هایش را سالم برداریم».

آرام آرام با دستانمان خاک را کنار زدیم و به سنگ رسیدیم، وقتی که سنگ اول را برداشتیم، با پیکر سالم شهید مواجه شدیم، من که در همان لحظه از حال رفتم، مادرش هم غش کرد؛ باور کردنی نبود، انگار که این بچه یک دقیقه پیش خوابیده است؛ بعد از 31 سال هنوز زانویش خون می‌چکید.

مادر شهید محمدی، پیکر نوجوان شهیدش را ساعات زیادی در آغوش خود گرفته بود، و حاضر نبود او را از خود جدا کند؛ او می‌گفت «مردم! این بچه بوی گلاب می‌دهد؛ چرا می‌خواهید از من جدایش کنید؟ مگر نمی‌بینید که تمامی اعضایش سالم است؟ پس چرا می‌خواهید او را دفن کنید؟ مگر شما از دست بچه من سیر شده‌اید»؛ واقعا صحنه‌ی عجیبی بود.

من سال گذشته مادر بهنام را دیدم؛ به من گفت «جناب سرهنگ! عجب اشتباهی کردم؛ این بچه قبل از اینکه جایش را عوض کنیم هرشب به خوابم می‌آمد و با من حرف می‌زد، و می‌گفت "جایم را عوض کنید، من از دوستانم دور افتادم"، اما از وقتی که جایش را تغییر دادیم، دیگر مثل قبل به خوابم نمی‌آید»؛ من به ایشان گفتم «آیا شما ناراحتی که او خوشحال است»؛ گفت «خوشحالم از اینکه که او خوشحال است، اما ناراحتم که چرا هر شب نمی‌بینمش». ما چنین عزیزانی را داشتیم، که همه باید قدر این افراد را بدانیم."



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:19 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

فرهنگ یعنی :
بدون اجازه کسی از او فیلم و عکس نگیریم .

فرهنگ یعنی :
میزان درآمد و حقوق دیگران به ما ربطی ندارد .

فرهنگ یعنی :
کسی تو گوشی خود عکسی به ما نشان داد عکس های قبلی و بعدیش را نبینیم .

فرهنگ یعنی :
تا در جمعی نشستی سریع 2 تا اصطلاحی که در یک کتاب خوانده ای را به رخ دیگران نکشی .

فرهنگ یعنی :
خودت را صاحب نظر ندانی تا رسیدی به کسی در مورد مدل مو و رنگ مو آرایشش و چاقی و لاغری او نظر دهی .

فرهنگ یعنی :لهجه دیگران را مسخره نکنیم .
فرهنگ یعنی :
تا از خونه کسی بیرون آمدیم و در را بستیم شروع نکنیم به بدگویی و غیبت از میزبان .

فرهنگ یعنی :
دوست ها یت را مقابل جنس مخالف ضایع نکنی .

فرهنگ یعنی :
آشغال از ماشین بیرون نریزیم .

فرهنگ یعنی :
از چشمی درب خانه مان رفت و آمد همسایه ها را چک نکنیم .

فرهنگ یعنی :
تا کسی برایمان کادو خرید سریع قیمت آن را در نیاوریم .



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:18 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

متن شایعه
"امشب هركس دعا كنه قبول میشه چون كه امشب ماه خانه خدا رو طواف میكنه این پیام روبه همه إرسال كن هیچ كس رو محروم نكن از این دعا «ربى من كلى ذنب واتوبوعلی»امشب ماه عمود بر کعبه میشه. التماس دعا امشب تلاوت آیه29و30سوره فاطر باعث نزول بركت است. شما هم مثل من برای دوستاتون ارسال کنید.بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ ﴿٢٩﴾لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ( ۳۰)سُبحانَ الله یا فارِجَ الهَمّ وَ یا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی وَ یَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی وَ قِلَـّةَ حیلَتی وَ ارزُقنی حَیثَ لا اَحتَسِب یا رَبَّ العالَمین حضرت محمد(ص) فرمودند هر کسی این دعا را بین مردم پخش کند گرفتاریهایش حل شود... فقط امشب"


پاسخ شایعه
1. مسئول رصدخانه دانشگاه فردوسی مشهد طواف ماه به دورِ كعبه را علمی ندانست و تكذیب كرد و گفت ماه هیچ وقت در مدارش به دور كعبه چرخش نكرده است كه بتوان اصطلاح طواف را برای آن به كار برد.
2. ماه تقریبا در هر 27/3 روز یك دور كامل به دور زمین می‌گردد و در طول این مدت ممكن است در تاریخ‌های قابل محاسبه از نقطه بالای كعبه در آسمان عبور كند که این امر منحصر به یکبار در سال نیست !

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:16 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

وقتی که
پوشاندن چند تار
مو درمحیط اجتماع مهمتر از مقابله
با فسادهای درون جامعه بشود...عدالت از بین
میرود!


وقتی که
کنترل ظاهر و
صحبتهای مهماندار هواپیما مهمتر
از نظارت فنی پیش از پرواز بشود...
امنیت از بین میرود!

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:13 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

لحظاتی که نشستی بغل بستر من
این قَدَر گریه نکن فاطمه جان در بر من
 دیدن اشک تو والله برایم سخت است
 پس عذابم نده در این نفس آخر من
 تو اجازه نده تنها بشود پیغمبر
بعد من باش کنار پدرت دختر من
صَرف دین پدرت شد لحظات عمرم
وقف شد دار و ندارم به ره همسر من
همه‌ی زندگی‌ام خرجیِ اسلام شده
جان من نیز فدای سر پیغمبر من
از همه ثروت من که به هوای دین رفت
یک کفن نیست بپیچند بر این پیکر من
این همه سال غمی در دل من راه نیافت
ولی امشب غم فردای تو آمد سر من
می‌روم زود ز پیش تو دلیلش این است
که نبینم چه می‌آید به سر کوثر من
می‌روم تا که نبینم که به ضرب سیلی
چه می‌آرند به روز گل نیلوفر من
پدرت گفته که پهلوی تو را می‌شکنند
وای از صدمه‌ی مسمار و گل پرپر من
وسط هجمه‌ی مردم تو صدا خواهی زد:
محسنم کشته شد ای وای بیا مادر من



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 19:11 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

روزی جبرئیل امین نزد رسول خدا بود . در این هنگام امیرالمؤمنین (ع)وارد شد. جبرییل به احترام ایشان از جا حركت كرد. پیغمبرفرمود : آیا به احترام این جوان از جا بر می خیزی ؟

جبرییل عرض كرد : بله چون او حق استادی به گردن من دارد، وقتی خداوند مرا آفرید از من پرسید كه من كی ام و نامم چیست؟ و تو كیستی و نامت چیست ؟

من متحیّر شدم ماندم كه چه بگویم.
این جوان وارد شد و به من فرمود : بگو أنت ربّ الجلیل و اسمك الجمیل و أنا عبدك الذلیل و اسمی جبرییل

پیامبر اعظم (ص) فرمودند : تو چه وقت آفریده شد ؟

عرضه داشت : از زمانی كه من خلق شده ام ستاره ای بود كه هر سی هزار سال یكبار طلوع می كرد و من آن را سی هزار بار دیدم.

حضرت فرمود آیا آن ستاره را می شناسی؟

عرض كرد بله یا رسول الله.

حضرت فرمود : علی جان قدری عمامه ات را بالا ببر،
كه نوری از پیشانی امیرالمومنین ساطع شد كه جبرئیل عرضه داشت : به خدا قسم این همان ستاره است.

( كتاب شریف القطره - ج 1. علامه مستنبط)



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:59 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

تازه عروسی کرده بودن. با چند تا از دوستان قرار گذاشتیم گل و شیرینی بخریم و یه سری به شان بزنیم. خانه شان کوچک بود. یک پذیرایی دوازده متری داشتند. روی دیوار بالای پذیرایی یک قاب بزرگ خالی بود.
برای همه مان سوال شده بود. تا حالا ندیده بودیم کسی قاب خالی به دیوار پذیرایی خانه اش بچسباند.

عاقبت من طاقت نیاوردم و به نمایندگی از همه پرسیدم: این قاب خالی چیه!؟ نکند به زودی در این مکان عکس عروسی تان نصب می شود!؟ بچه ها خندیدند.
خودش هم لبخندی زد و جواب داد:نه. . . این قاب جای خالی عکس امام زمان است.
می خواهیم وقتی حضرت مهدی ظهور کردند و چهره شان را همه دیدند عکس شان را به دیوار خانه مان بچسبانیم. همه مان مات و مبهوت شدیم. یکی پرسید:
پس چرا از حالا قاب خالی زده ای به دیوار؟ هنوز که آقا ظهور نکرده اند. فوری جواب داد: همین دیگر...
می خواهیم همیشه یادمان باشد یک چیزی توی زندگی مان کم داریم.

هر لحظه که این قاب خالی را می بینیم یادمان می افتد که منتظر ظهور باشیم...

اللهم_عجل_لوليك_الفرج



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:58 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

مرحوم آيت الله ميلاني مي‌فرمودند:
 در روز بنشينيد هر روز يک مقدار با امام زمان درد و دل کنيد.
 خوب نيست اين شيعه‌ روزش شب شود و شب‌اش روز شود،
 و اصلاً به ياد او نباشد.
 بنشينيد چند دقيقه ولو آدم حال هم نداشته باشد، مثلاً از مفاتيح دعايي بخواند،
 با همين زبان خودمان سلام و عليکي با آقا کند.
با حضرت درد و دلي کند.

بين دهان تا گوش شما کمتر از يک وجب است. يک وجب هم نيست.
قبل از اينکه از دهان خودتان به گوش خودتان برسد، به گوش او رسيده است.
 نزديک است. درد و دل‌ها را مي‌شنود.
با او حرف بزنید، و ارتباط برقرار کنید.
 در زمان امام هادي علیه السلام شخصي نامه‌اي نوشت از يکي از شهرهاي دور، نامه‌اي نوشت که آقا من دور از شما هستم. گاهي حاجاتي دارم، مشکلاتي دارم، به هر حال چه کنم؟ حضرت در جواب ايشان نوشتند: «إِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَحَرِّكْ شَفَتَيْك‏» (بحارالانوار/ج53/ص306) لبت را حرکت بده، حرف بزن. بگو. ما دور نيستيم.

اللهم عجل لولیک الفرج...



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:55 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

در مداد پنج صفت است که اگر به دست آوری، در تمام عمرت در دنیا به آرامش می رسی...

صفت اول:
می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست،او همیشه تو را در مسیر اراده اش به درستی حرکت می دهد.
صفت دوم:
باید گاهی از آن چه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. با اینکار گرچه مداد کمی رنج می کشد اما آخر کار با نوک تیز تر،اثری ظریف تر و ماندگارتر باقی خواهد گذاشت پس تحمل رنج ها تو را آبدیده تر می کند و از تو انسان شایسته تری سازد.
صفت سوم:
اشتباهات مداد با پاک کن، پاک می شودبنابراین تصحیح یک خطا، تو را در مسیر درست، حفظ میکند.
صفت چهارم:
شکل خارجی مداد مهم نیست،زغال درون آن اهمیت دارد،پس همیشه مراقب درونت باش.
و سرانجام
پنجمین صفت :
مداد همیشه اثری از خود بر جا می گذاردپس بدان از همه ی کارهایت در زندگی ردی به جا خواهد ماند.



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:52 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران