فلسطين، بشارتي است كه از آيه‏هاي قرآن سرشار است‌
آسمان هم ستاره مي‏ريزد به پاي عزّتي كه پيامِ سال‏هاي متماديِ ايستادگي است.‌
القُدْسُ لَنا
جوانان فلسطين، با چشيدن جرعه‏هاي زلال ازلي مستانگي‏شان را حكايت مي‏كنند.‌ هر لاله،
پيرامون قبله نخستين كه مي‏رويد، يك شعار پيروز جوان است.‌ چفيه‏هاي عَرَق كرده از حماسه‏ها
و رشادت‏ها، فريادي جاويدان سر مي‏دهند كه:‌ «‌اَلْقُدْسُ لَنا»
سلام، فلسطين!‌
زنده‏باد جغرافياي شهامت!‌
 ‌فلسطین قطعه ای از اسلام است..
حمایت از فلسطین حمایت از اسلام و پیامبر است...
حضورمان در روز قدس،مشت محکمی در این روزهای پر از دغدغه بر دهان اسرائیل است...
مامسلمانان همیشه کنار هم میمانیم!



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:53 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

جواني نزد عالمي آمد واز او پرسيد:
 من جوان كم سني هستم اما آرزوهاي بزرگي دارم و نمي توانم خود رااز نگاه كردن به دختران منع كنم، چاره ام چيست؟

عالم نيز كوزه اي پر از شير به او داد و به او توصيه كرد كه كوزه را به سلامت به جاي معيني ببرد و هيچ چيزاز كوزه نريزد. واز یکی از شاگردانش درخواست كرد او را همراهي كند واگر شير را ريخت جلوي همه ي مردم او را كتك بزند.

جوان نيز شير را به سلامت به مقصدرساند. و هيچ چيز از آن نريخت.

 وقتي عالم از او پرسيد چند دختر را در سر راهت ديدي؟
 جوان جواب داد: هيچ، فقط به فكر آن بودم كه شير را نريزم كه مبادا در جلوي مردم كتك بخورم و در نزد مردم خوار و خفيف شوم.

عالم هم گفت: اين حكايت انسان مؤمن است كه هميشه خداوند را ناظر بر كارهايش ميبيند و از روز قيامت و حساب و كتاب بيم دارد.

به آیت الله بهجت عرض کردندکتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید.
فرمودندفقط یک جمله کافیست:
خدا می بینید.........



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:53 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد !

کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات ! آن هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست …
کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم تعلیم انسان با قلم…آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست ……….

این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند ، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد ، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت ، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی ؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد ،

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته ،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …

آیا واقعا خدا ترافرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند ! … اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری ؟ ای کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است . آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
دکتزشریعتی، برگرفته ازکتاب پدر مادر ما متهمیم ، مجموعه آثار ۲۲



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:50 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

علّامه مجلسى رحمه الله در كتاب شريف «بحار الأنوار» مى‏ گويد:

روايت شده است كه اميرالمؤمنين عليه السلام در حال نبرد با يكى از مشركين بود و او در اثناء جنگ از آن‏ حضرت شمشيرش را تقاضا كرد، على عليه السلام فوراً آن را مرحمت فرمود.

آن شخص مشرك تعجّب كرد و عرض كرد: اى پسر ابو طالب ؛ در مانند چنين وقتى در بحبوحه‏ جنگ به من شمشير خود را مى ‏بخشى؟ فرمود:

يا هذا ؛ إنّك مددت يد المسألة إليّ، وليس من الكرم أن يردّ السائل.

فلانى، تو دست نياز و مسألت نزد من دراز كردى، و از كرم و بزرگوارى به دور است كه انسان درخواست ‏كننده و نيازمندى رارد كند.

كافر با مشاهده رفتار او و شيندن گفتارش به احترام آن حضرت خود را روى زمين انداخت و گفت:واقعاً اين روش اهل ديانت و شيوه مردمان ديندار است، سپس دست مبارك او را بوسيد و مسلمان ‏گشت.



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:43 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

نماز شب که یکی از عبادات خالص اولیای خدا و از برنامه های سازنده اسلامی به شمار می رود انسان را به وادی معنویات نزدیکتر می کند. نماز شب درس خودسازی و خلوت کردن با خالق خود را که از نیازهای طبیعی انسان است به انسان می آموزد ،نماز شب تاثیر بسزایی در سه عالم دارد هم در دنیا و هم در برزخ و هم در قیامت.
تاثیر نماز شب در دنیا، ابعاد گسترده ای دارد هم تاثیر در زندگی شخصی و اجتماعی و سیاسی، و هم تاثیر در باطن و ظاهر انسان دارد.نماز شب رفع مشکلات و گرفتاری و رفع بیماری های روحی و جسمی را نیز در برمی گیرد.
در اینجا چند نمونه از احادیثی که از معصومین علیهم السلام در مورد آثار نماز شب رسیده است را بیان می کنیم:

 

1- بازداشتن از گناه
یکی از آثار نماز شب بازداشتن انسان از گناه است.بهترین وسیله ای که مانع گناه انسان می شود و قرآن کریم و روایات ائمه معصومین علیهم السلام آن را امضا کرده است نماز است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: « فإنّ صلاة الیل مِنهاةٌ عنِ الاثم؛ نماز شب انسان را از گناه باز می دارد.»

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:31 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

امام خامنه ای :

روز قدس... ، روزى است كه ملت ايران ميتواند با كمك ملتهاى مشتاق ديگر، كه امروز خوشبختانه تعدادشان هم متعدد و زياد شده، يك حرف حقى را فرياد كند كه براى پنهان كردن آن حرف حق و خاموش كردن آن فرياد، شصت سال است كه دستگاه استكبار دارد سرمايه‌گذارى ميكند



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:28 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

۱‌.مصمم تر شدن نظام، برای حمایت از فلسطین و مقابله با فنچولک های اسرائیل

۲. بیدار شدن افراد بی تفاوت داخل کشور

۳. تو دهنی به منافقین داخلی، تا پررو نشن و جرأت نکنن چاک دهن شون باز کنن ؛ نه غزه نه لبنان ...

۴.تذکر و یادآوری برا خودمون که یه موقع مردم اونور رو فراموش نكنیم

۵.بیدار کردن مردم سایر كشور ها ، تا کم کم بتونن حکومت هاشون و مجبور به مقابله با اسرائیل کنن

۶.دلگرم شدن مردم مظلوم فلسطین و همه ی مسلمون های واقعی ، مخصوصا مجاهدین و مبارزینشون

۷.ترس انداختن تو دل پشمک های اسرائیلی و نا امید شدنشون

۸. تلنگر زدن به حکومت هایی که یه حُل کوچولو میخوان برا بیدارشدن

۹. شکستن ابهت پوشالی اسرائیل در افکار عمومی جهان و القای منطقی بودن نابودی اسرائیل

۱۰. برانگیختن خشم و ناراحتی دولت های اروپا و آمریکا و منافقین و شبکه های ماهواره ای و داعش و آل سعود و...

۱۱.شادی دل امام زمان عج

۱۲. جلوگیری از نامردی های سازمان ملل و وارد کردن فشار جدی به آن

و...

حالا دیگه اجازه ندیم شیطون القا کنه که : بری نری چه فرقی میکنه...!!! چه فایده ای داره ...!!! و...



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:25 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

استاد فاطمي نيا در جلسه‌اي با ذکر چند نکته اخلاقي و عرفاني فرمود: خدمت آيت الله بهاالديني رسيدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سيد سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خيلي دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.

ببينيد؛ خدا چند گناه را نمي‌بخشد:

1- عمدا نماز نخواندن.
2- به ناحق آدم کشتن.
3- عقوق والدين.
4- آبرو بردن.

اين گناهان اينقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهي موفق به توبه نمي‌شوند. پسر يکي از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، براي من تعريف مي‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو درياي علم هستي. اگر بنا باشد يک نصيحت به من بکني چه مي‌گويي؟ مي‌گفت پدرم سرش را انداخت پايين. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروي کسي را نبر!» الان در زمان ما هيئتي‌ها، مسجدي‌ها و مقدس‌ها آبرو مي‌برند.

عزيز من اسلام مي‌خواهد آبروي فرد حفظ شود. شما با اين مشکل داري؟ دقت کنيد که بعضي‌ها با زبانشان مي‌روند جهنم.

روايت داريم که مي‌فرمايد اغلب جهنمي‌ها، جهنمي زبان هستند. فکر نکنيد همه شراب مي‌خورند و از ديوار مردم بالا مي‌روند. يک مشت مومن مقدس را مي‌آورند جهنم. اي آقا تو که هميشه هيأت بودي! مسجد بودي! بله. توي صفوف جماعت مي نشينند آبرو مي‌برند.

اميرالمومنين به حارث همداني مي‌فرمايد: اگر هر چه را که مي‌شنوي بگويي؛ دروغگو هستي.

گناهکار چند نوع است: عده‌اي گناه مي‌کنند، بعد ناراحت و پشيمان مي‌شوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه مي‌کنند و هرگز فکر نمي‌کنند که روزي اين توبه را بشکنند؛ اما دوباره مي‌شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حديث داريم که اين اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعي داشته باشد، در نهايت بر شيطان پيروز مي‌شود.



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:24 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ملت ما با دکل اسگل شدند / بی خبر از اصل چپاول شدند / تیتر شده قصه کُنسرت ها / تا که ندانی تو ز کِرسنت ها

ای که مرا خام دکل میکنی / کله ی محمود کچل میکنی / فکر نکن بی خبرند عاقلان / خامه ز کرسنت عسل میکنی

گشت رحیمی بد ِبد نامها / بهر چکی لایق اعدامها / ننگ غنی مرگ فقیران بدان / خاتمی و کیسه ی شهرام ها

از دکلی تاج محل ساختید / ششصد و ده بار غزل ساختید / دزدیتان هر شبه سانسور شد و / از دگران شعر و مثل ساختید / آنکه چه کُشتید ز پیراهنش / آتش یک جنگ جمل ساختید

مکتبتان مکتب سرمایه دار / بابک زنجانی تان برقرار / لوح به تقدیر از او داده اید / لیک فسادش شده سهم بهار / کاسب تحریم شمائید و بس / صاحب دولت شده اید از قرار

مهدی اکبر شه عزیز شماست / هر چه که دزدیده ز میز شماست / پول کثیفی که از آن دم ‌زدید / قسمتی از پول تمیز شماست

خاوری آن ‌رشوه بگیر خراب / حامیتان بود شوید انتخاب / میم الف خسروی لیبرال / آن سه هزاری که از او گشته قاب / نیست جز از دامن ناپاکتان / شد ز شما منحرف این انقلاب

دولتتان دولت تحریم هاست / سایه ی تحریم نباشد فناست / ربِّ شما دولت شیطان بود / کاسب تسلیم همین ربناست

ملت اگر در نظرت خر شده / خاطر تو از چه مکدر شده؟! / اینکه خزانه شده خالی چرا / بودجه سالی دو برابر شده؟!

نصف شده قیمت نفت از شما / هم دوبرابر شده تحریم ها / معجزه کردید شما واقعا / بودجه تان هشتصدی شد چرا؟!

خاطرمان حرف شما جوهر است / دولت محمود گدا پرور است / بودجه ات بیشتر اما چرا / دولتت از هر چه گدا بدتر است

تیتر شده هر دو قدم سوژه ای / از ازل از مُلک عدم سوژه ای / پشت همه منتقد افسانه ای / هر که بود اهل قلم سوژه ای

کرده رسائی به اروپا سفر / باعث دل درد شد این کار اگر / گر نبُدی منتقد کارتان / زندگیش بود کم از کارگر

ا......

بارخدایا تو گواه منی / شاهد خوبی و گناه منی / گرچه وحیدم تو رحیمی، خودت / در همه جا پشت و پناه منی

از زر و تزویر نجاتم بده / در ره خود صبر و ثباتم بده / دولت تزویر به پایان ببر / صبح ظهور آب حیاتم بده

وحید رحیمی
رمضان ۱۴۳۶



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:21 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

«لَمّا وُلِدَ رَسُولُ اللّهِ صَلّيَ اللّهُ عَلَيهِ وَ آله القِيَتِ الاَصنامُ فِي الکَعبَةِ عَلي وُجُوهِها فَلَمّا اَمسي سُمِعَ صَيحَةٌ مِنَ السَّماء: جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کان زَهُوقاً»(بحار، ج 15،ص 274) هنگامي که پيامبر صلّي اللّه عليه و آله متولّد شد، بتهاي خانه کعبه به رو در افتادند و چون شب فرا رسيد فريادي از آسمان شنيده شد که: حق آمد و باطل برفت، همانا باطل رفتني است.

امام علي عليه السلام: «انّ الصبر لجميل الاّ عنک و ان الجزع لقبيح اِلاّ عليک و انّ المصاب بک لجليل و انّه قبلک و بعدک لَجَلَلٌ» (نهج البلاغه، قصار الحکم، 292)؛ همانا که شکيبايي بس زيباست جز در مرگ تو و بيتابي بس زشت است مگر بر رحلت تو، اندوهي که از دوري تو بر دل نشسته بس سنگين است و غمهاي پيش از در گذشت و پس از وفات تو بسيار آسان و سبک.

امام علي عليه السلام: «فَاِنَّ اللّهَ تَعالي بَعَثَ مُحَمَّداً صلي اللّه عليه و آله لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَة عِبادِهِ اِلي عِبادَتِهِ وَ مِن عُهُودِ عِبادِهِ اِلي عُهُوده وَ مِن طاعَةِ عِبادِهِ اِلي طاعَتِهِ»(وافي، ج 3، ص 22)؛ همانا خداوند محمد صلّي اللّه عليه و آله را برانگيخت تا بندگانش را از بندگي بندگان به بندگي خداي کشاند و از پيمان بندگان به پيمان خداي در آورد و از فرمانبري بندگان به فرمانبري خدايش وا دارد.

امام علي عليه السلام: «کانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) دائِمُ البشر، سَهل الخُلقِ»(مکارم الاخلاق، ص 14)؛ پيامبر خدا (ص) پيوسته خندان و خوشرو و خوشبو بود.

امام علي عليه السلام: «کانَ لا يَجلِسُ وَ لا يَقُومُ اِلاّ عَلي ذِکرِ اللّهِ»(سنن النبي، ص 16)؛ پيامبر، جز با ياد خدا نمي نشست و بر نمي خاست.

امام علي عليه السلام: «ما رُئي مُقَدِّماً رِجلَهُ بَينَ يَدَي جَليسٍ لَهُ قَطُّ»(بحارالانوار، ج 16، ص 236)؛ هرگز ديده نشد که پيامبر، پاي خود را پيش کسي از همنشينان دراز کند.

امام علي عليه السلام: «فَهُوَ اِمامُ مَنِ اتّقي وَ بَصيرَةُ مَنِ اهتَدي، سِراجٌ لَمَعَ ضوءُهُ... صيرَتُهُ القَصدُ وَ سُنَّته الرُّشدُ وَ کَلامُهُ الفَصلُ وَ حُکمُهُ العَدلُ»(نهج البلاغه، خطبه 94)؛ او (پيامبر خدا) پيشواي کسي است که راه پرهيزگاري پويد، و بينش براي آن که راهنمايي جويد، چراغي است که پرتو آن دميد... رفتار او ميانه روي در کار است. و شريعت او راه حق را نمودار، سخنش جدا کننده حق از باطل است، و داوري او عدالت.

امام علي عليه السلام: «طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ قَد اَحکَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحمي مَواسِمَهُ يَضَعُ ذلِکَ حَيثُ الحاجَة اِلَيهِ مِن قُلُوبٍ عُميٍ و آذانٍ صُمٍ وَ اَلسَنَةٍ بُکم»(نهج البلاغه، خطبه 108)؛ پيامبر طبيبي است که با مهارت خود در ميان مردم مي گردد، مرهمهاي شفابخش خويش را فراهم ساخته و ابزار درمان خود را آماده کرده تا هرجا دلهاي کور باطن و گوشهاي ناشنوا و زبانهاي گنگ را بدان نيازي باشد مداوا کند.

امام علي عليه السلام: «اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أدَّبَ نَبيّهُ فَاَحسَنَ أَدَبَهُ فَلَمّا اَکمَلَ لَهُ الاَدَبَ قالَ وَ اِنَّکَ لَعَلي خُلقٍ عَظيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ اِلَيهِ اَمرَ الدّينِ وَ الاُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبادَهُ فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فُخُذُوهُ وَ مانَهاکُم عَنهُ فَانتَهُوا وَ اِنّ رَسُولَ اللّهِ صَلَي اللّهِ عَلَيه وَ آلِه کانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ القُدُسِ لايَزالُ وَ لايُخطِي في شَي ءٍ مِمّا يَسُوسُ بِه الخَلقَ». (بحارالانوار، ج 17، ص 4)؛ خداي عز وجل پيامبرش را تربيت کرد و چه نيکو تربيت کرد، پس هنگامي که مراتب ادب را براي آن حضرت تکميل نمود فرمود: همانا تو بر اخلاقي والا استوار هستي، سپس امر امّت و دين را به او واگذار کرد تا بر بندگانش حکومت کند و فرمود: آنچه پيامبر براي شما آورد بگيريد و از آنچه شما را نهي نمود، اجتناب ورزيد، و همانا پيامبر که درود خدا بر او و آلش باد موفّق بود و با تأييدات روح القدس مؤيّد بود که هرگز راه خطا نمي پيمود و در اداره امور مردم هيچ اشتباه نمي کرد.



تاريخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394 | 16:08 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران