«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ١٩٧١ ﭘﺰﺷﻜﻰ ﺍﺩﻋﺎ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺁﺏ ﺯﻣﺰﻡ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﺮﺏ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻛﻌﺒﻪ ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺩﺭﻳﺎ ﭘﺎﻳﻴﻨﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺮﻛﺰ ﺷﻬﺮ ﻣﻜﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺁﺏ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺯﻣﺰﻡ ﺟﻤﻊ ﻣﻰ
ﺷﻮﺩ .
ﺍﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﻠﻚ ﻓﻴﺼﻞ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭﻗﺖ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺯﻣﺰﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺻﻼﺣﻴﺖ ﺷﺮﺏ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻬﺎﻯ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺷﻮﺩ .
ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺳﻰ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻌﻴﻦ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺧﺬ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺁﺏ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ :
ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ ﺯﻣﺰﻡ ﻛﻪ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻲ ﺟﻮﺷﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻭﻗﺘﻲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮﻛﻪ ﺁﺏ ﻛﻮﭼﻜﻰ ﻛﻪ ﻃﻮﻟﺶ ﺍﺯ ١٨ ﻗﺪﻡ ﻭ ﻋﺮﺿﺶ ﺍﺯ ١٤ ﻗﺪﻡ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ، ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻬﺎ ﮔﺎﻟﻦ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺳﺎﻟﻴﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻔﺮ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻋﻬﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺗﺎ ﻛﻨﻮﻥ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ.
...
...
...
ادامه مطلب
در همه ی جلسات رسمی و غیررسمی "آقا"، فقط با "چای" از میهمانان پذیرایی می شود. در کنار قندان، بشقاب کوچکی است که معمولاً چند شیرینی نارگیلی در آن قراردارد، برای کسانی که قند نمی خورند!
هیچگاه میوه و یا بطری آب روی میز ندیده ام. پارچ آب با لیوان! فقط!
اما چای خوردن خدمت آقا لذت دارد. ایشان وسط جلسه با صدای تقریبا بلند می فرمایند: "آقا چای بیاورید!"
انتظار کشیدن برای یک چای داغ خودش صفایی دارد. نمی گذارند چای سرد شود و از دهن بیفتد؛ تقریبا زودتر از بقیه میل می کنند.
دولت هشتم، خدمت آقا جلسه داشت. آقا فرمودند: "چای بیاورید!" ... چند دقیقه گذشت، چای نیامد!
آقا دوباره فرمودند: "این چای چه شد؟"
خانم شجاعی، معاون رئیس جمهور تیکه انداخت: "آقا داره دم می کشه!"
آقا هم بدون اینکه به ایشان نگاه کنند، فرمودند: "بله، این در تخصص خانم هاست!"
قديم ترها چاى خوردن حال بهترى داشت. قل قل سماور! ريختن چاى در نعلبكى! خيس كردن قند در چاى! فوت كردن و لب سوز خوردن! ... حق چاى را ادا مى كرد!
من مستاجر نیستم....
خانه ام بیت رهبری ست و ماه ایستاده دم در خانه من !
عشق به خامنه ای ،عشق به همه خوبی ها نیست،خوب ترین عشق عالم ،عشق به خامنه ای ست.
از تو می پرسم.... هست یا نیست؟؟؟؟؟
بابای ما نیست که هست-نائب خورشید نیست که هست-حضرت ماه نیست که هست-علمدار انقلاب نیست که هست-
ضربان قلب ما با عشق به رهبر تنظیم می شود.
ماه تویی...
اخترشناسان دنبال چه می گردنند
اگر دیدن نباشد...
اگر دیدن ماه نباشد به چه کار آید چشم-
شنیدن نور نباشد به چه کار آید گوش-
بصیرت آقا نباشد به چه کار آید هوش-
مدح ماه نباشد به چه کار آید قلم-
راه علی نباشد به چه کار آید قدم-
روی زیبای ماه نباشد به چه کار آید نگاه؟
بشکند...
بشکند دست مسئولینی که اوقات شما را تلخ میکنند.
قدر شما را مادران شهدا می دانند....
اگر شما نبودی دلتنگی غروب آدینه می کشت ما را...
درب خانه ات چقدر ساده است-مثل خانه آن شهید روستایی...
پلاک خانه شما همین چفیه ای است که روی دوش می اندازی-
امام....
امام می دانست که شما می شوی ناخدای باخدای کشتی انقلاب والا با دلی آرام و قلبی مطمئن نمی رفت-
اساسی ترین قانون ما دستخط توست—
ما فقط شما را وقت فتنه یاد نمی کنیم-در روز هم قدر ماه را باید دانست وما ثانیه شماری میکنیم که شما باز هم در مقابل این در آفتابی شوی و بیایی برای ما نماز عید بخوانی—
آسمان،قلب ماست و زمام قلب ما دست امام خامنه ای ست...
من مستاجر نیستم...
خانه ام بیت رهبری ست-خانه ی ساده،صمیمی،با باغچه ای کوچک و چند عدد گل پیچک و صاحبخانه ای که رهبر یک مملکت است اما ویلا ندارد! و هنوز باشکوهترین جای خانه اش کتابخانه اش است....
قربان تو ای عزیز فاطمه
یکی از نکاتی که در تفکر سیستمی به صورت جدی مورد تاکید قرار میگیرد، «افزایش افق تحلیل» است. از آنجا که این بحث بسیار مهم و گاه بسیار پیچیده است، اجازه بدهید آن را از یک مثال ساده آغاز کنیم.
اثری که میخواهیم به آن بپردازیم «اثر کبری یا Cobra Effect» نام دارد. سالها پیش وقتی هند مستعمرهی انگلیسی ها بود، تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود و این یک خطر جدی محسوب میشد. دولت احساس کرد به تنهایی نمیتواند از عهدهی مدیریت این وضعیت بر بیاید. به همین دلیل تصمیم گرفته شد که شهروندان به مشارکت دعوت شوند. برای هر مار مردهای که تحویل میشد، جایزهای نقدی در نظر گرفته شد. این استراتژی ابتدا بسیار موفقیتآمیز بود و مارهای مردهی زیادی تحویل شد. به نظر میآمد که در طول زمان باید تعداد مارهای مرده کم و کمتر میشد. اما با کمال تعجب دیده شد که تعداد مارهای مرده تحویلی هر روز در حال افزایش است!
...
...
...
ادامه مطلب
1- هر روز 10 تا 30 دقيقه پيادهروى كنيد و به هنگام راه رفتن، لبخند بزنيد.
2- هر روز حداقل 10 دقيقه در يك مكان كاملاً ساكت و بىسر و صدا بنشينيد.
3- هرگز از خوابتان نزنيد. يك دستگاه ضبط فيلم بخريد و برنامه هاى تلويزيونى مورد علاقهتان كه شبها ديروقت پخش مىشوند را ضبط كنيد و روز بعد ببينيد.
4- هر روز صبح كه از خواب بلند مىشويد،
جمله زير را تكميل كنيد:
«هدف امروز من ....................... است.»
5- با اين سه «الف» زندگى كنيد:
انرژى،
اشتياق،
احساس يگانگى
...
...
...
ادامه مطلب
مرگ آسان
سکرات مرگ خیلی سخت است. شخصی را می شناختم که یک سال و نیم سکرات مرگش طول کشید. یعنی یک سال و نیم او را رو به قبله خوابانده بودند، اقوامش می گفتند: یک ساعت دیگر می میرد، نیم ساعت دیگر می میرد. یه عده اینجوری سکرات مرگشان طول می کشد. حالا اگر کسی بخواهد این طور نشود، باید به این حدیث عمل کند.
✨امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر کسی دوست دارد که خداوند عزوجل سکرات مرگ را بر او آسان کند، باید این دو کار را انجام دهد:
1 صله رحم:
صله رحم بسیار فضیلت دارد. شما جوان ها اگر هفته ای یه بار به خانه خواهرتان که ازدواج کرده است سر بزنید، اینقدر خوشحال می شود که حد و حساب ندارد.
...
...
...
ادامه مطلب
از بهلول پرسیدند درقبرستان چه میکنی؟؟؟
او در جواب گفت:
با جمعی نشسته ام که به من آزار نمیرسانند
حسادت نمی کنند
دروغ نمی گویند
طعنه نمیزنند
خیانت نمی کنند
قضاوت نمی کنند
مرا به یاد سرای آخرت می اندازند
و بالا تر از همه ی اینها اگر از پیششان بروم... پشت سرم بد گویی نمی کنند
حجاب از دو کلمه ( حج + آب ) درست شده است:
حج مایه حیات توحیدی مؤمن است ، و آب
مایه حیات مادی مؤمن است،
کسی که از حجاب فاصله میگیرد
مرده متحرک است... وقتی میشنوی میگن چادرنشین.. چادُر یا جا دُر؟
بہ نظر می رسد تلفظ اصلی و صحیحِ چادر ،
جا دُر بوده است !
جا دُر "یعنی
جای درّ و گوهر
خواهرم چادرت
برادرم نگاهت
یكی از ویژگی های اخلاقی شهید بهشتى، نظم بود. اگر نگاهی كوتاه به زندگی ایشان داشته باشیم تمام زندگی اش مشحون به نظم است و موفقیت چشم گیرش بیشتر در گرو نظم بوده و بدین وسیله این مسیر را با افتخار پیموده است. همسر ایشان در این باره می گویند: « دكتر بهشتی بسیار منظم بودند. هر چند ایشان یك مرد سیاسی بودند و در جلسات زیاد شركت می كردند، چیزی كه من از وی به یاد دارم این است كه امكان نداشت دیرتر از موقع مقرر در جلسه ای حاضر شود و به هر وسیله ای كه بود در ساعت مقرر خود را به محل مورد نظر می رساندند.» شهید بهشتی می گفت: «ما تا در كارهای مان نظم نداشته باشیم، نمی توانیم كارهای مملكت را پیش ببریم».
حافظ شیرازی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
...
...
...
ادامه مطلب