«من دعایی یادتان می دهم که اگر این دعا را بخوانید، این شبهه ها در شما اثر نمی کند. این دعا، «دعای غریق» است.» یعنی کسی که این دعا را بخواند، مانند کسی می ماند که به اصطلاح در آب افتاده و دارد غرق می شود و می خواهد کسی دستش را بگیرد.
••• بهترین دعا چیست؟
در روایتی، [1] حضرت امام صادق(ع) به یکی از یارانشان به نام عبدالله بن سنان فرموده اند:
«در زمان غیبت که دسترسی به امام نداری، گاهی در ذهنت راجع به امام شبهه پراکنده می کنند.»
و می فرمایند: «من دعایی یادتان می دهم که اگر این دعا را بخوانید، این شبهه ها در شما اثر نمی کند. این دعا، «دعای غریق» است.» یعنی کسی که این دعا را بخواند، مانند کسی می ماند که به اصطلاح در آب افتاده و دارد غرق می شود و می خواهد کسی دستش را بگیرد.
حضرت می فرمایند: «بگویید:
«یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ.»
دو جمله است؛ جمله اوّل، نام های مقدّس الهی است: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ.»
و جمله دوم:
«ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ؛ خدایا! دستم را بگیر و دلم را بر دینت پابرجا بدار که این شبهه ها بر من اثر نکند.»
عبدالله بن سنان می گوید:
آقا این جملات را فرمودند. بعد من بلا فاصله گفتم:
«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ» و در دعای آقا تصرّف کردم. چون آقا گفتند، بگو:
«یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ؛
و من «وَ الْاَبْصَارِ» را اضافه کردم وحضرت به من رو کردند و فرمودند:
«درست است که خدا مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَار است؛ امّا این جملاتی را که من می گویم، بگو و از خودت عبارت اضافه نکن و این ابصار را دیگر در آن نگذار.»
این روایت، از نظر اعتقاداتتان خیلی مؤثّر است.
برای اینکه در زمان غیبت امام زمان(ع)، یک سری شبهات در شما اثر نکند، دستور این است. سند روایت هم خیلی خوب است. پس هر روز بگویید:
«یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ؛
یا الله! یا رحمان! یا رحیم! ای تغییر دهنده قلب ها! قلب مرا بر دینت ثابت و استوار کن!»
دو سه ثانیه هم بیشتر طول نمی کشد. بنابراین این را هر روز بخوانید تا دلتان به امام زمان(عج) قرص شود.[2]
 
 
[1] ابن بابویه، محمّد بن علی، «کمال الدّین و تمام النّعمه»، تهران، اسلامیه، ج 2، ص: 352.
[2] سخنرانی آیت الله شیخ مجتبی تهرانی در تاریخ 1391/۰۴/۱۴؛ به نقل از سایت www.mojtabatehrani.ir.



تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 16:07 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

آی مردم,بگمانم که غلط آمده ایم...
راه را برگردیم …
جاده از نور خدا خاموش است!!
 هیچ کس حوصله عشق ندارد اینجا...
برق چشمان همه، خاموش است...
چشم و دستان همه پر خواهش و
لب از گفتن یک خسته نباشی محروم...
ودل از عشق تهی,وسکوت؛ حرف لبهای همه است...

من دلم میخواهد برگردم...
وبه راهی بروم که درآن راه, خدا همسفر من باشد وبدانم که خدا مال همه است...
من دلم تنگ محبت شده است
دل من همره این قافله نیست
من دلم تنگ خدایم شده است ...

آی مردم,آی مردم...
کار سختی است ولی برگردیم...
برسیم تا سرپیچ زمان,که خدا از دل ما بیرون رفت...
سر آن پیچ که حق رو به جلو رفت...
وما پیچیدیم.………



تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 16:04 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

از خوب که دفاع کنی بد میشوی ؛یعنی با حسین که باشی از دید یزیدیان کافری.

با یزید که باشی همه چیزت درست است حتی مستی هم برایت حلال میشود.
این شده احوال امروز مدعیان اصلاح طلبی و مدعیان آزادی بیان.

شعار آزادی بیان میدهند اما تا محمد موسوی عکسش در دیدار با رهبری رو به اشتراک میگذارد فریاد سر میدهند: ای چاپلوس ، اما عکس یادگاری خاتمی با جاسوسان میشه گفتگوی تمدن ها (عکس ريچارد فراي بزرگ ترين جاسوس زنده خاورميانه و سید حسین نصرجاسوس سازمان سیا ) یا عکس و فیلم دست دادن با دختران ایتالیایی میشود فرهنگ و تمدن.
شورای شهر قراره سیاسی نباشه و هرکس باید آزادی رای داشته باشه اما یک دفعه مدعیان آزادی بیان الهه راستگو را بعلت اینکه پسر هاشمی رو به خاطر سوابق مدیریتش شایسته شهردار شدن نمیدونه به باد توهین و فحاشی میگیرند.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 16:04 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

کسی که دربارۀ پول و دستمزدش زیاد اصرار نمی کند و خیال می کند دیگران انصاف و شعور دارند،
احمق نیست، مناعت طبع دارد.

کسی که برای شنیدن حرف ها و شعرها و قصه ها و اثار هنری یک جوان بی تجربه وقت می گذارد و حوصله به خرج می دهد،
احمق نیست، انسان است.

کسی که به موقع می آید و برای با کلاس بودن، عده ای را منتظر نمی گذارد،
احمق نیست، منظم و محترم است.

کسی که به دیگران اعتماد می کند و آنها را سر سفرۀ خود می نشاند و به خانه اش راه می دهد یا به محفل دوستانه و چای و قهوه ای دعوت می کند و صمیمانه و دوستانه رفتار می
کند،
احمق نیست، متواضع و مهربان است.

کسی که برای حل مشکلات دیگران به آنها پول قرض می دهد یا ضامن وام آنها می شود و به دروغ نمی گوید که ندارم و گرفتارم،
احمق نیست. کریم و جوانمرد است.

کسی که از معایب و کاستی های دیگران، درمی گذرد و بدی ها را نادیده می گیرد،
احمق نیست. شریف است.

كسي كه در مقابل بي ادبي و بي شخصيتي ديگران با تواضع و محترمانه صحبت مي كند و مانند آنها توهين و بددهني نمي كند،
احمق نيست. مودب و باشخصيت است...
انسان بودن هزينه سنگيني دارد.



تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 03:12 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

آن شب خداوند به دو فرشته بزرگ ميکائيل و جبرئيل چنين وحي کرد: « من شما را برادر يکديگر نمودم و عمريكي از شما را بر ديگري طولاني تر نمودم ، كداميك از شما را بر ديگري طولاني تر نمودم كداميك از شما مرگ زودتر را بپذيريد و زندگي خود را فداي ديگري نمايد؟» هيچ كدام از آنها مرگ زودتر را نپذيرفت ، خداوند به آنها خطاب نمود به سوي زمين فرود آييد و ببينيد كه علي (ع) چگونه مرگ را خريده و خود را فداي پيامبر(ص)نموده است. آنهابه زمين فرود آمدند و كنار بستر علي (ع) رفتند و او را از دشمنانش حفظ نمودند ميكائيل در كنار پايش ايستاد و جبرئيل دركنار سرش خطاب به علي (ع) گفتند : « بخ بخ من مثلك يا بن ابي طالب ؟ يباهي الله بك الملائكه؛ به به ، آفرين به تو ، چه كسي مثل تواست اي پسر ابو طالب ، كه خداوند به وجود تو درميان فرشتگان مباهات ميكند .»



تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 03:11 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

می‌گویند روزی مرد کشک سابی نزد شیخ بهائی رفت و از بیکاری و درماندگی شکوه نمود و از او خواست تا اسم اعظم را به او بیاموزد، چون شنیده بود کسی که اسم اعظم را بداند درمانده نشود و به تمام آرزوهایش برسد.
شیخ مدتی او را سر گرداند و بعد به او می‌گوید اسم اعظم از اسرار خلقت است و نباید دست نااهل بیافتد و ریاضت لازم دارد و برای این کار به او دستور پختن فرنی را یاد می‌دهد و می‌گوید آن را پخته و بفروشد بصورتی که نه شاگرد بیاورد و نه دستور پخت را به کسی یاد دهد.
مرد کشک ساب می‌رود و پاتیل و پیاله ای می‌خرد شروع به پختن و فروختن فرنی می‌کند و چون کار و بارش رواج می‌گیرد طمع کرده و شاگردی می‌گیرد و کار پختن را به او می‌سپارد. بعد از مدتی شاگرد می‌رود بالا دست مرد کشک ساب دکانی باز می‌کند و مشغول فرنی فروشی می‌شود به طوری که کار مرد کشک ساب کساد می‌شود.
کشک ساب دوباره نزد شیخ بهائی می‌رود و با ناله و زاری طلب اسم اعظم می‌کند. شیخ چون از چند و چون کارش خبردار شده بود به او می‌گوید: «تو راز یک فرنی‌پزی را نتوانستی حفظ کنی حالا می‌خواهی راز اسم اعظم را حفظ کنی؟ برو همون کشکت را بساب.»



تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 03:11 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

 متن شبهه:
کاش یک ماه هم بود که موظف بودیم از اذان صبح تا غروب فقراء رو سیر کنیم نه اینکه گشنگی بکشیم تا اونها رو درک کنیم!!

 پاسخ مردم:
احتمالا نویسنده شبهه از احکام اسلام خبر نداره و فک کرده مردم هم نمیدونن که اسلام موظف نموده که:
1 یک پنجم پس انداز خودمونو هرساله به فقراء بدیم (خمس)
2 یک دهم تا یک بیستم کشت گندم و جو و خرما و کشمش هر برداشتی رو به فقراء بدیم (زکات)
3 دامدارانی که تعداد دام اونا به حد مشخصی رسیده تعداد خاصی رو هرسال باید به فقراء بدند. (زکات)

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 03:10 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

متن شایعه
" ازهرکس میپرسی چراروزه میگیری همان جواب نخ نمای همیشگی رامیدهد :
برای همدردی باضعفا وگرسنگان !
کدام مستمند؟
کدام کودک خیابانی ؟
کدام زن بی پناه صبح بیدار میشود پای سفره ای هفتادرنگ مینشیند و تا خرخره میخورد و بعد تا غروب در خنکای کولر میخوابد و هنگام افطار باز بساط غذای رنگارنگ پهن میکند ؟
گرسنگی کشیدن من و تو کدام گرسنه راسیر میکند ؟
دروغ نگفتن و فرونبردن گردوخاک غلیظ به حلق ، کدام بچه یتیم را لباس میپوشاند؟
كمى فكر كنید ...
جاى اینكه شما ببینید گرسنگان چه حالى دارند ، به گرسنگان نشان دهید سیرى چه حسى است !"
 ...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 03:04 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

داریم به سمتی میرویم که :
بی حیایی = مُد..!
بی آبرویی = کلاس..!
دود = تفریح..!
رابطه با نامحرم = روشنفکری.!
گرگ بودن = رمز موفقیت..!
بی فرهنگی = فرهنگ..!
پشت کردن به ارزشها و اعتقادات = نشانه رشد و نبوغ..!
خوردن حق دیگران = زرنگی..!

ای اشرف مخلوقات، به کجا چنین شتابان؟!!



تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 03:02 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

*افزایش روزی*
به هر كس راستگويى در گفتار، انصاف در رفتار، نيكى به والدين و صله رحم الهام شود و آنها را انجام دهد، اجلش به تأخير مى افتد، روزيش زياد میگردد، از عقلش بهره مند میشود و هنگام سوال و جواب شب اول قدر توسط مأموران الهى، پاسخهای لازم به او تلقين میگردد.
پیامبر اکرم(ص)

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 03:01 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران