ما سینه زنان، در غم دیدار دمشقیم.."

شوریده بازار علمدار دمشقیم.."

با خون جگر در وسط سینه نوشتیم.."

تا کرببلا هست، گرفتار دمشقیم.."

هم شیعه طوفان زده فاطمه هستیم.."

هم شیعه گریان و عزادار دمشقیم.."

ما را بنویسید مسلمان اباالفضل.."

ما را بپذیرید، که تبدار دمشقیم.."

تا زینبیه فاصله داریم اگر چه.."

همسایه دیوار به دیوار دمشقیم.."

آب و گل ما را ز همین خاک سرشتند.."

پس تا اَبدُالدَّهر، بدهکار دمشقیم.."

شمشیر دفاع از حرم، این اشک روان است.."

از روز ازل چشم گوهربار دمشقیم.."

هر جا که حرم هست، یقیناً خبری هست.."

تا کرببلا هست، مرا چشم تری هست..



تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 02:57 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

در ماجراي فتح مكه در سال هفتم هجرت رخ داد ، به ذكر چند نمونه از تلاش هاي هجرت علي (ع)مي پردازيم :

الف: فتح مكه و گشودن در كعبه به دست علي (ع)

پيامبر (ص) با ده هزار نفر از سپاه اسلام در روز اول يا روز دوم ماه رمضان سال هشتم هجري براي فتح مكه از مدينه حركت نمودند و پس از چند روز به مكه رسيدند و آن را محاصره كرده و از هر طرف واردمكه شدند و بدون جنگ مكه را فتح كردند و اين حادثه بزرگ در 17رمضان همان سال رخ داد هنگامي كه سپاه اسلام تكبير گويان كنار كعبه آمدند ، پيامبر (ص) تصميم گرفتند درون كعبه و اطراف آن را از لوث بتها پاك سازد در اين هنگام عثمان بن طلحه ، كليد دار كعبه دركعبه را قفل كرد و بر بالاي پشت بام كعبه رفت و گفت : اگر مي دانستم او ( محمد صلي الله عليه وآله ) رسول خداست از دادن كليد به او مضايقه نمي كردم . در اين لحظه علي (ع) بر بالاي پشت بام كعبه رفت و دست عثمان بن طلحه را گرفت و در كعبه را گشود ، پيامبر (ص) وارد خانه كعبه شد و دو ركعت نماز خواند وسپس بيرون آمد عمويش عباس عرض كرد: كليد را به من بسپار . تا من كليد دار كعبه شوم . در اين هنگام اين آيه نازل گرديد :

« ان الله يامركم ان تودوا الامانات الي اهلها ؛ همانا خداوند به شما فرمان مي دهد كه امانت را به صاحبش بدهيد .» در اين هنگام رسول خدا (ص) به علي (ع) دستور داد تا كليد را به عثمان بن طلحه بدهد و از او عذر خواهي كند . علي (ع) باكمال رفق و مدارا و معذرت خواهي كليد را به عثمان داد ، عثمان گفت: اي علي ! چطور هنگام گرفتن كليد با خشم و تندي آن را از من گرفتي ، ولي هنگام دادن با ملايمت و مدارا دادي ؟ حضرت علي (ع) فرمود : آيه نازل شده كه امانت را به صاحبش رد كنيد آن گاه آيه فوق را خواند . عثمان بن طلحه چنان تحت تأثير اخلاق اسلامي قرار گرفت كه مسلمان شد ، پيامبر (ص) كليد كعبه را از او نگرفت بلكه ادامه كليد داري او را تثبيت كرد .



تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 02:56 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

الهی نیامده ام برای گرفتن چیزی ،
خودت را میخواهم
 که تو عزیزی.
الهی سجاده ام فقط برای تو پهن است
 و قامتم
تنها برای تو بلند .
در سجده ام تو هستی
و در دستان قنوتم تو نشستی
و آنگاه که
سلام گفتم ،
 دیدم که در ِ عذاب را توبستی .
الهی غمم را برایت شمردم ، شادی اجابت کردی
دعایم را به غنیمت بردم و دوستانم را هم
به تو سپردم،
حافظشان باش.....
خدایا روز های خوب در پیش است برایشان خوبی بساز ...
پر از سلام وبرکت،
پراز حاجت های روا شده
 مهربان پروردگارم........



تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 02:53 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ساعت حدود شش صبح در فرودگاه مهرآباد به همراه دو نفر از دوستانم منتظر پرواز به تبریز بودیم.
پسرکی حدود هفت ساله ، با موهای خرمایی ، جثه ای متوسط ، گردنی افراشته ، چشمانی که برق میزد ، صورتی گندم گون و کمی خسته ، لباسهایی نه چندان تمیز و دستانی چرب ، جلو آمد و
گفت: واکس میخواهی؟
کفشم واکس نیاز نداشت ، اما حس کرامت و بزرگواری و فرهیختگی مرا وا داشت که
بگویم : بله
به چابکی یک جفت دمپایی جلوی پاهایم گذاشت و کفش ها را درآورد.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 02:52 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

مناجات بسیار زیبا...
یا ارحم الراحمين...


من کیم؟ عبد گنه کار ، الهی العفو
من کیم؟ بنده ی سربار ، الهی العفو

منم آن کس که نمک خورد و نمکدان بشکست
نه که یک بار، چه بسیار ، الهی العفو

نفس من ول کُنِ من نیست! خدایا چه کنم؟
خسته ام زین همه آزار، الهی العفو

با گناهی که ز من سر زده، بین من و تو
چیده شد این همه دیوار ، الهی العفو

من زمین خورده ام و آمده ام توبه کنم
با چنین وضع اسفبار ، الهی العفو

بزنی یا نزنی، مال تواَم جان علی
پس بیا رحم کن این بار الهی العفو

چیزی از سوختن من که نصیبت نشود
پس نجاتم بده از نار، الهی العفو

مهربانی کن و این بار مرا نیز ببخش
ذوالکرم...حضرت غفّار...الهی العفو

زیر چتر کرمت آمده ام ربّ کریم
با علی ـ حیدر کرّار ـ الهی العفو

ای خدای علی و فاطمه! ای رحمت محض!
می زنم در همه جا جار ، الهی العفو

ذکر من بعد سلامی به حسین بن علی
می شود لحظه ی افطار... الهی العفو

الهی...بحق علی بن ابی طالب علیه السلام، العفو...!



تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 02:51 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

امام علی (ع) : منافق چون بنگرد سرگرم است و چون لب بندد در غفلت است و چون سخنی گوید هرزه در آید و چون توانگر گردد متکبر و سرکش شود و چون به سختی افتد بی تابی و زبونی کند زود خشم و دیر رضا است قصد شر فراوان دارد و اگر کار بدی را نتواند کند افسوس میخورد که چرا فلان کار بد را نکرده .
 تحف العقول صفحه 212

امام علی (ع) : برای دینداران نشانه هاییست که به آن شناخته می شوند : 1. راستگویی 2. امانت پردازی 3. وفا به عهد و رفت و آمد با نیکان 4. ترحم بر فقراء 5. کم در آمیختن با زنان 6. بذل احسان 7. خوشرفتاری 8. پیروی از دانش و علم سودمند و آنچه باعث نزدیک شدن به خداست خوشا به حال ایشان و سرانجام خوبشان.
 تحف العقول صفحه 211

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 02:47 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

«آموخت تا که عطر ز شیشه فرار را
آموختم فرار ز یاران به یار را

دل می‌کشید ناز من و درد و بار را
کاموختم کشیدن ناز نگار را

پس می‌کشم به وزن و قوافی خمار را

گیرم که کرد خواب رفیقان مرا کسل
گیرم که گشت باده ز خشکی ما خجل

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 17:02 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

نیمه ماه رسید و قمری می آید
 خبر آمد که مبارک سحری می آید
 
 ماه در لاک خودش رفت و نیامد بیرون
 تا شنید از خود او ماه تری می آید
 
 رفت خورشید پی کار خودش تا گفتند:
 صبح خورشید ز سمت دگری می آید
 
 حاتم از فرط نداری به گدایی افتاد
 تا شنید از همه بخشنده تری می آید

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 17:01 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید...
گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعا ر جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.
***
طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 17:00 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)


آ.س.آ »رقیق کننده خون
آتورواستاتین» چربی خون
آتنولول» فشارخون
آزیترومایسین »آنتی بیوتیک
آسیکلوویر» ضدویروس
آکاربوز »قند خون
آلبندازول» ضد انگل

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 16:59 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران