«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
ما بهش میگیم "آقا"...
"آقا" رو از هر طرف که بخونی آقاست!
فدایی زیاد داره.
پابرهنه ها بیشتر دوستش دارن.
20ساله داره ایرانو،با تمام شرایط عجیب غریبش رهبری میکنه،هرکی جاش بود ،پنج سال اول جا میزد!
تو کشور خودش مظلومه اما تو دنیا کلی طرفدار داره.
400هزار نفر تو نیویورک و کالیفرنیا ، مقلدشن.
...
...
...
ادامه مطلب
در لحظه ی مرگ اطراف بدن شل می شود رنگ می پرد. مرگ می آید. زبان میگیرد .انسان هنوز می بیند و می شنود ولی قدرت حرف زدن ندارد. فکرش کار می کند. با خود فکر می کند که عمرش را در چه راهی صرف و تباه کرده و ایامش را چگونه سپری کرده است؟ در آن لحظه از اموال و ثروت هایی که در طول عمرش جمع کرده یاد می کند و با خود می گوید: این اموال را از چه راهی بدست آورده ام و فکرحلال و حرام آن نبودم اکنون گناه و حسابش با من است و لذت و بهره اش با دیگرانُ ولی مامور مرگ همچنان روح او را از اعضای او جدا می کند تا زبان و گوش هم از کار می افتد و فقط چشمانش می بیند و به اطراف خود نگاه می کند و تلاش و وحشت حرکت اطرافیان خود را مشاهده می کند. دیگر نمی شنود و حرفی هم نمی زند. در لحظه آخر روح از چشم هم گرفته می شود و او مانند مرداری در میان دوستان و بستگان می افتد و همه از او می ترسند و از کنارش فرار می کنند و پس از اندکی او را به خاک سپرده از او دور می شوند و او را به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند.!
نهج البلاغه ، خطبه 109 )
مرد نقاشی در شهری کوچکی زندگی میکرد که تابلوهای بسیار زیبایی میکشید و به قیمت گرانی تابلوها را به فروش میرساند.
روزی یکی از همسایگان نقاش به او گفت:
با هر تابلوی نقاشی که میکشی پول زیادی می گیری آدمهای فقیر زیادی در همسایگی ما هستند چرا به این همسایگان فقيرت کمک نمی کنی؟
از قصاب محل یاد بگیر، با آنکه وضع مالی خوبی ندارد هر روز چند قسمت گوشت را مجانی به خانوادههای فقرا میدهد!
پير مرد نقاش گفت ولی من پولی ندارم که به کسی کمک کنم.
همسایه مرد نقاش که
...
...
...
ادامه مطلب
معصیت بود، که سوزاند، عبادات مرا
برنگرداند به من، حسّ مناجات مرا
ناگزیر است گدا دم زعطایت بزند
نیمه شب، عبد گنهکار صدایت بزند
خسته وبی کسم وغربت یک شهربس است
بی پناه آمده ام، طرد نکن، قهر بس است
با امید آمده ام شاه، فقیرم چه کنم؟
ترسم این است گنهکار بمیرم چه کنم؟
من شب اول قبرم چه حسابی دارم
گر بپرسند چه داری؟ چه جوابی دارم؟
منم و وحشت قبری که ز هرسو برسد
کاش آن لحظه فقط ضامن آهو برسد
یاد دادند به ما، وقت دعا سجده کنیم
غافرالذنب بخوانیم تو را، سجده کنیم
مهر تو در دل ما هست، نمی سوزانی
تو سری راکه به سجده ست، نمی سوزانی
پوستی را که لطیف است نمی سوزانی
بدنی را که ضعیف است نمی سوزانی
تو پشیمان شده ها را که نمی سوزانی
جلوی حرمله ما را که نمی سوزانی
هر سحر ورد زبانی تو، الهی العفو
رب شهر الرمضانی تو، الهی العفو
7 تا از قوی ترین چیزهایی
که باعث تقویت سیستم دفاعی بدن و مقاومت در برابر بیماریها میشوند:
انار
ماست
سیر
پیاز
چای سبز
کدو
بروكلی
3 چیز که جسم را بیمار میکند :
1) زیاد حرف زدن
2) زیاد خوابیدن
3) زیاد خوردن
4 چیز که جسم را نابود میکند :
1) غم
2) ناراحتی
3) گرسنگی
4) شب بیداری
4 چیز که صورت را نورانی میکند :
1) تقوا
2) وفا
3) بخشندگی
4) جوانمردی
و 3 چیز که رزق و روزی را زیاد میکند :
1) سعی و تلاش
2) خوش حساب
3) کمک به نیازمندان
و 4 چیز که رزق و روزی را کم میکند :
1) خواب صبح
2) حرص و طمع
3) تنبلی
4) خیانت
آیامیدانستیدمعنی(بای) که این روزهابعضی جوانان به اصطلاح تحصیل کرده ومترقی برای کلاس در محاوره های روزانه خودچه ازطریق مسج=پیامک=اس ام اس ویادرزمان جداشدن ازهمدیگه بجای خداحافظ/خدانگهدار/درپناه خدا به کارمیبرندسرمنشأوبیادش ازکجاست؟وچه معنی دارد؟ومفهومش چیست؟ بای یعنی درحفاظت پاپ باشی. نگوییدکه پاپ رهبرمسیحیان رونمیشناسید. آیا رواست که یک ایرانی خداشناس و خداپرست درحفاظت پاپ باشه؟ خودتان قضاوت کنید (خداحافظ/خدانگهدار)=خداوندحافظ ونگهدارتان باشدبهتر؟ یا (بای)=درحفاظت پاپ باشید/پاپ نگهدارتان باشد. لطفأنشرکنیدتا ایرانیان بدانندکه دانسته یاندانسته چه کلمه وجملاتی رااشتباهی درمحاوره ریهای روزانه خودبکارمیبرند.
روزی مردی با مشاهده آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت. در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد.
در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت تا اینکه مدیر گفت: اکنون ایمیلتان را بدهید تا ضوابط کاریتان را برایتان ارسال کنم. مرد گفت: من ایمیل ندارم.
مدیر گفت: شما میخواهید در شرکت مایکروسافت کار کنید ولی ایمیل ندارید. متاسفم من برای شما کاری ندارم.
مرد ناراحت از شرکت بیرون آمد و چیزهایی که خریده بود را در همان حوالی به عابران فروخت و سودی هم عایدش شد. از فردای آن روز مرد از حوالی خانه خود خرید میکرد و در بالای شهر میفروخت و با سود حاصل خریدهای بعدی اش را بیشتر کرد. تا جایی که کارش گرفت. مغازه زد و کم کم وارد تجارت های بزرگ و صادرات شد.
یک روز که با مدیر یک شرکت بزرگ در حال بستن قرداد به صورت تلفنی بود، مدیر آن شرکت گفت: ایمیلتان را بدهید تا مدارک را برایتان ارسال کنم.
مرد گفت: ایمیل ندارم
مدیر آن شرکت گفت: شما با این همه توان تجاری اگر ایمیل داشتین دیگه چی میشدین
مرد گفت: احتمالآ سرایدار شرکت مایکروسافت بودم..
نتیجه: گاهی نداشته های ما به نفع ماست.
سه تاازدره هاي جهنم،
که باید ازشون برحذرباشيم:
1-دره ألغي
2-دره ويل
3-دره سقر
شرح حال دره ها:
1-دره الغي:وآن براي كساني آماده شده كه نمازهاي پنجگانه رادريك نمازجمع مي كنند(میذارن قضاء بشه)
قال الله تعالي: يلقون غيا- مریم.59
واين دره ألغي، جاییست که جهنم هرروز ازشدت حرارت سوزانش، ناله میکند. وای به آدمي!
2-دره الويل: اين دره براي كسانيست كه نمازهايشان رابدون عذربه تأخير مي اندازند، واين دره مملوازعقرب ومارمي باشد.
لقوله تعالي: ويل للمصلين. ماعون.4
3-دره سقر: واين یکی براي ترك كننده نمازميباشد. آنجايي كه در قرآن مي فرمايد: ماسلككم في سقر...وقال:ماادراك ماسقر...مدثر27و42
واين دره به مجرد ورود تارك نماز، استخوان ها رابه سبب شدت حرارت، ذوب مي كند و تارك نمازبه دنبال فرعون وظالمان محشورخواهدشد و ازشفاعت رسول اکرم صلي الله عليه وسلم محروم خواهدشد. خداکنه اين مطلب مارو ازآتش جهنم دوركند و سبب بشه برا محافظت كردن بیشتر از نمازامون وپايبند شدن به سروقت خوندنشون.
آرامش نتیجه سه عبارت است:
1- تجربه دیروز
2-استفاده امروز
3-امید به فردا
ولی اغلب ما با سه عبارت دیگر زندگی می کنیم:
1- حسرت دیروز
2- اتلاف امروز
3-ترس از فردا
در حالی که آفریدگار مهربان
گذشته را عفو
امروز را مدد
و فردا را کفایت می کند.
اصلاحات و اصلاح طلبان واژه اصلاحات در چند سال اخير، يكي از واژه هايي است كه به كرّات استعمال مي شود و در جاهاي مختلف و از طرف افراد مختلف با ديدگاههاي سياسي متفاوت بكار مي رود.
اين لفظ كه معادل كلمة رفورميسم (Reformism) است از جهت اصطلاحي عبارت از مجموعه روشها و تدبير هايي است كه حكومتها يا ايدئولوگ ها در پيش مي گيرند تا ضمن حفظ ساختار يك حكومت، وجوه بيمار و ناسالم آن را دگرگون نمايند. يا به عبارتي جامعه اي كه هنوز از رژيم حاكم بطور كامل سلب اميد نكرده ، اميدوار است با اصلاحاتي شرايط حاكم بر جامعه را بنحوي تغيير دهد كه با كمترين خسارت، خواسته هاي خود را از طريق معمول در نظام تأمين كند.
اين حركت با تحول در درون نظام حاكم، در عين حفظ آن تحقق مي يابد. مثلاً نهضت مشروطيت اگر چه انقلاب ناميده شده ، در واقع نهضتي رفورميستي بود كه با حفظ سلطنت قاجار و با جلب رضايت مظفرالدين شاه نظام استبدادي را به نظام مشروطة سلطنتي تبديل كرد.[1]انبياء و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ مصلحان بزرگ و واقعي تاريخ بشريت بوده و هستند.
لذا اصلاح طلبي پديده اي تازه نيست كه ساختة فكر افراد معدودي باشد. چنانچه «امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ ، فعاليتهاي اجتماعي خود را اصلاح ناميده و مي فرمايند. (و نظهَرُ الاصلاحَ في بِلادك) هم چنين امام حسين ـ عليه السلام ـ نيز در جمع صحابة خود در ايام حج در زمان معاوية، با آوردن همان جملات پدر، فعاليتهاي آينده خود را «اصلاح» دانسته است.( انّما خرَجتُ لِطَلَب الاصلاح في اُمَّة جدّي)».[2]
...
...
...
ادامه مطلب