مورچگان با هم حرف نمیزنند . اما دسته جمعی دانه جمع میکنند
زنبورها با هم حرف نمیزنند . اما دسته جمعی خانه میسازند
پرستوها با هم حرف نمیزنند . اما دسته جمعی به سفر میروند
آدمها با اینکه خوب حرف میزنند ...
تنها آذوقه جمع میکنند . تنها خانه خود را بنا می کنند و تنها سفر میکنند

دریغا که آدمی تنها ترین موجود روی زمین است !.
هنگامی که در زندگی اوج میگیری، دوستانت می فهمند تو چه کسی بودی
اما هنگامی که در زندگی، به زمین می خوری، آنوقت تو میفهمی که دوستانت چه کسانی بودند.....



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 19:36 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

چندروزی میشود که نمازش را تندتر میخواند
این روزهاموبایلی که تازه خریده را پایین مهرش میگذارد
سرعت نمازش راباسرعت دانلودهایش میزان میکند،
نکند که نماز تمام شود و دانلود ها روی زمین بماند
بزار راحت تر بگویم ...توی رکوع هم زیر چشمی هوای پیام های وایبر و لاین و... را دارد
آهای امام جماعت کمی طول بده رکوع را...پیام ها را هنوز کامل نخواندم.
در دلش غوغایی بود،پس کی این نماز تمام میشود؟
نماز تمام شد مثل فشنگ گوشی را برمیدارد از بس هول کرده رمز الگو را اشتباه میزند
دستی دراز است ،انگار حواسش نیست بغل دستی اش التماس دعا دارد
فکر کنم حواسش به کسانیست که دست دراز کرده منتظر اویند تا نمازش تمام شود و او را در فضای مجازی "ادد"کنند
حالا 4G آمده خدای نسل جدید او پر رنگ تر از خدای حقیقی اش شده
ساعت ازنیمه شب گذشته است و او هنوز پای راز و نیاز با خداوندش
چشمش سرخ و اشک آلود ، هنوز ۳۴درصد مانده از شارژ گوشی اش
این نماز شب اوست که هرشب میخواند


ای انسان حواست هست؟؟ به کجا می روی؟؟!



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 19:34 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

پس از قرار دادن حروف اول هر بیت
 در کنار هم جمله
 "السلام علیک یا کریم اهلبیت"
 تشکیل میشود...

"ا" السلام ای حضرت شاهِ کرم
 سایهء لطف تو باشد بر سرم

"ل" لب، قلم،جوهر،هماره مستِ تو
 رشتهء تقدیرِ عالم ، دست تو

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 19:26 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

تیمسار خلبان خلیلی، طی یک موقعیت اضطراری و اعلام آلرت و اسکرامبل ( آژیر) در ساعت 4 صبح روز 14 بهمن ماه سال 1366 برای دفاع از تاسیسات نفتی در خلیج فارس و برای مقابله با جنگنده های میراژ اف1 تازه خریداری شده توسط عراق، با اف14 خود به پرواز در می آید.
در ابتدا رادار ماهشهر خبر از شلوغی آسمان می دهد، چندین جنگنده عراقی اعم از میگ21 و میگ23 با اف 5 های دزفول درگیر شده اند. اما حجوم 6 فروندی میگ های 23 به موقعیت تاسیسات دریایی به ویژه جزیره نفتی خارک، خبر از عملیات اصلی آنها دارد. البته تعقیب میراژ اف 1 ها که هنوز در آسمان عراق بودند نشان دهنده یک عملیات بزرگ هوایی بود. در آن دوران موشک های فینیکس جنگنده اف 14 به علت تحریم تسلیحاتی و عدم فروش آن به ایران غنیمت بود و از آنجا که عراقی ها با دیدن اف 14 در رادار خود متواری می شدند نیروی هوایی ارتش ایران از اف 14 به عنوان یک عنصر وحشت استفاده می کرد. اما اینبار تیمسار خلیلی متوجه جسارت خلبانان عراقی می شود. هر 6 فروند میگ 23 به صحنه درگیری با اف 14 نزدیک و نزدیک تر می شوند. اما تیمسار خلیلی همچنان از شلیک موشک های فینیکس که شاه هر کدام از آنهارا به مبلغ 24 میلیون تومان یا 3/5 میلیون دلار در آن روزگار خریداری کرده بود خودداری می کند. در نهایت در نزدیکی آسمان خارک یک فروند جنگنده اف 14 ایرانی مسلح با 6 فروند میگ 23 عراقی کاملا مسلح درگیر می شود. در ابتدا چند فروند موشک از میگ 23 ها به سمت جثه بزرگ اف14 ایرانی شلیک می شود اما در هر بار به کمک رادار بوشهر و رادار قدرتمند Awg9 اف 14 ، تیمسار خلیلی از اصابت این موشک های تعقیب کننده راداری و حرارتی جلو گیری می کند.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 15:15 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

شهیدی که امام زمان در تشییع جنازه اش شرکت کرد

شهید عبدالحمید حسینی متولد ۱۳۴۱ در شیراز. عاشقامام_زمان بود وهنگامی که نام مبارک آن حضرت را میشنید به عنوان احترام بلند میشد و ارادت خاصی به آن حضرت داشت.همیشه توصیه میکرد در قنوت نماز بخوانید:
« اللهم اجعلنی من المحبین المهدی و المنتظرین المهدی(عج) »

حدود ۱ ماهی میشد به جبهه بازگشته بود که به خانۀ آیت الله سید علی اصغر دستغیب،که ۳ سال محافظ ایشان بود،تماس گرفته و وصیت میکند:من جمعـه صبح،ساعت ۴ شهید میشوم.
جنازه من را برای شما می آورند، مراشبانــــــه( دقیقا ساعت ۹ شب)تشییع کنید.
بغیر از پدر و مادرم و ۷ نفر از بچه های سپاه که اسمشان را گفته بود، کسی در مراسم من نباشد. میخواست تشییع جنازه اش مثل حضرت زهـرا(س) غریبانه باشد.

دروصیتنامه خود مینویسد که شبانه من را به خاک بسپارید و ۵ نفر در تشیع جنازه من شرکت بکنند: پدرم،جناب علی اصغر دستغیب وچند تن از دوستان شهید و برقبرم بنویسید پاسدار فدایی امام زمان.
 مراسم تشیع جنازه شهید از زبان دوستش:
از اینکه من جز آن چند نفر نبودم غبطه میخوردم وجهت رعایت وصیتش دورادور در مراسم شرکت میکردم.فضای مراسم طوری دیگر به نظرم آمد حضرت_زهرا را بین خود و خدا واسطه نمودم و خدارا قسم دادم که اگر موضوع خاصی در این مکان وجود دارد من بدانم تشییع کنندگان فقط چند قدم مانده به قبر تابوت شهید رااز زمین بلندکردند تا محل قبر تشییع نمودند.

هنوز یکی دو قدم از تشیع نگذشته بود که یکی از دوستانم به حالت گریه وغیر عادی شخصی را به دنبال من فرستاد تا به نزد او بروم.
خود را به او رساندم به من گفت بیاکه من دارم میبینم.گفتم چه می بینی؟
گفت امام زمان «ع» را می بینم جلو تابوت رو گرفته وبا تشییع کنندگان می آید. تقریبا دیگر به بالای سرقبر محل دفن رسیده بود.

وقتی تابوت را روی زمین گذاشتند باز گفتم دیگه چه میبینی؟
گفت حضرت در کنار تابوت ایستاده.در آن هنگام جنازه شهید بزرگوار را به داخل قبر انتقال دادند در حالی که حاج آقا دستغیب به داخل قبر رفته بود تا آن شهید گرانقدر را در قبربگذارند و برای او تلقین بخوانند. وقتی که جنازه آن شهید عزیز را درقبر گذاشتند گفتم هنوز آقا را می بینی؟
گفتند خیر دیگر نمیبینم.

شهید حسینی آن طوری که خودش دوست داشت«با تنی تب دار، لبی تشنه و ترکشی که توی حلقومش خورده بود»شهید شد.

منبع
 http://cheddan.persianblog.ir/post/1819



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 15:07 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

تکان ميخوري بگو يا صاحب الزمان،
مي نشيني بگو يا صاحب الزمان،
برميخيزي بگو يا صاحب الزمان،

صبح که از خواب بيدار ميشوي مؤدب بايست صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن بگو آقا جان دستم به دامانت خودت ياري ام کن،
شب که ميخواهي بخوابي اول دست به سينه بگذار و بگو"السلام عليک يا صاحب الزمان"بعد بخواب.

شب و روزت را به ياد محبوب سر کن که اگر اينطور شد,
شيطان ديگر در زندگي تو جايگاهي ندارد، ديگر نميتواني گناه کني،ديگر تمام وقت بيمه امام زماني

و خود اميرالمؤمنين(ع) فرموده است:
در حيرت دوران غيبت فقط کساني بر دين خود ثابت قدم مي مانند که با روح يقين مباشر و با مولا و صاحب خود مأنوس باشند"

برجمال دلرباي مهدي فاطمه صلوات

اللهم عجل لوليک الفرج



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 15:01 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم
از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!
.
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم!
.
رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!
.
همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!
.
سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست
من از بی مهری این ابرهای تار میترسم!
.
تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم
از آن روزی که این منصب کنم انکار میترسم!
.
طبیبم داده پیغامم بیا دارویت آماده است
از آن شرمی که دارم از رخ عطار میترسم!
.
شنیدم روز وشب از دیده ات خون جگر ریزد
من از بیماری آن دیده خونبار میترسم!
.
به وقت ترس و تنهایی، تو هستی تکیه گاهم
مرا تنها میان قبر خود نگذار، میترسم!
.
دلت بشکسته از من، لکن ای دلدار رحمی کن
که از نفرین و از عاق پدر بسیار میترسم!
.
هزاران بار رفتم، ولي شرمنده برگشتم
ز هجرانت نترسیدم ولی این بار میترسم!
.
دمی وصلم ، دمی فصلم، دمی قبضم، دمی بستم
من از بیچارگیِ آخرِ این کار میترسم!

اللهّم عَجل لولیک الفرج



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 14:59 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

این روزها سالروز از دنیا رفتن اوست
کسی که در توهین به اسلام و مقدسات از چیزی فروگذار نکرد و متاسفانه هنوز هم کتابهایش در دسترس هست.
این ملعون به پیامبر اعظم (ص)، حضرت امیر(ع)، حضرت زهرا (س) و امام حسین(ع) توهین های شرم آوری کرد که بی ادبی او به ساحت حضرت صدیقه زهرا(س) قابل بیان نیست!
از آنجایی که هدایت بین شبه روشنفکران محترم است و برای بسیاری از مردم ومتدینین ناشناخته، این خطوط را بخوانید و به اطلاع دیگران هم برسانید:
چندی پیش سید علی موسوی گرمارودی گفت: شرم می‌کردم از خودم اگر بر صادق هدایت لعنت نمی‌فرستادم. خداوندا صادق هدایت را لعنت کن.
او با بیان اینکه نویسنده‌ی «توپ مرواری» توهین‌های زشتی به امام حسین (ع) کرده است، تصریح کرد: وظیفه‌ی هر قلم به دستِ اهل قبله می‌دانم که حداقل به جوانان این کشور بفهماند که چه بی‌شرف‌هایی در این کشور قلم زدند که از امویان هم بدتر بودند؛ اسمشان هم صادق بود و هدایت مردم را بر عهده داشتند.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 04:38 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)


معروف است کسانی که صبح زود به زیارت حرم امام حسین(ع) بروند بوی سیب بهشتی استشمام می کنند، این سخن ریشه حدیثی دارد.
 به این روایت توجه کنید:
در کتاب مناقب آمده است،
« جبرئيل از آسمان سيب، به و اناري را از بهشت مي آورد که پيامبر و حضرت فاطمه(س) و اميرمؤمنان(ع) و امام حسن و امام حسين(ع) از آن مي خورند
 و آن ميوه ها به حالت اول خود باز مي گردد، تا وقتي حضرت فاطمه زهرا(س) از دنيا مي روند ميوه انار از بين مي رود و پس از فوت اميرمؤمنان(ع) ميوه به ناپديد مي شود
 و ميوه سيب موجود بوده است و امام حسين(ع) مي فرمايد:
«ميوه سيب نزد برادرم بود تا هنگامي که بر اثر سم از دنيا رفت، پس از آن نزد من بود تا هنگامي که در کربلا آب بر روي ما بسته شد
و من هنگام عطش آن را مي بوئيدم و از شدت عطش من کاسته مي شد و هنگامي که عطش بر من شديد شد

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 04:37 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

اگر رؤیاهايتان را نسازيد، یك نفر استخدامتان مي کند، تا رؤیاهای او را بسازيد!

آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا
آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!

اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
اگر اضظراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر مي بريد.
پس در لحظه زندگی کنید...!

قدر لحظه ها را بدانيد!
زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

یك نكته را هرگز فراموش نكنيد :
لطف مکرّر، حق مسلّم مي گردد!
پس به اندازه لطف کنيد...

از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعي مي كند با دروغ هاي پي در پي، شما را قانع كند!

غصّه هایتان را با قاف بنویسيد تا هرگز باورشان نکنيد!
انگار فقط قصّه است و بس...

هیچ بوسه ای جای زخم زبان را خوب نمی کند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...

جاده زندگي نبايد صاف و هموار باشد
وگرنه خوابمان مي برد!
دست اندازها نعمت بزرگي هستند...

و نكته آخر :
هيچ وقت فراموش نكنيد كه :
" دنيا تكرار نمي شود . . . !



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 04:35 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران