در مقابل یک فرد معلول، با سرعت کم راه بروید!
در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده، بچه‌تون را نبوسید!
در مقابل یک فرد مجرّد، از عشقتون نگید!
و خلاصه...
در برابر کسی که نداره، از داشته‌هاتون مغرورانه حرف نزنید!!!
.
.
.
ولی...؛ ولی...؛ تا می‌تونین به کسی که از خدا دور شده، از خداتون بگین...!!!

این یکی خیلی فرق داره...



تاريخ : پنج‌شنبه 11 تیر 1394 | 15:22 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

اصلا حسین این دل ما دست مجتباست
اصلا حسین دست شما دست مجتباست

باشد ... برات کرببلا را نمی دهی ؟
اصلا برات کرب و بلا دست مجتباست

من منتظر شوم بشود محشری که تا
عالم نظر کند که چه ها دست مجتبی است

تنها نه عالمین نه جن و ملک حسین
اصلا تمام عرش خدا دست مجتباست

من فرض می کنم که سه تا دل به من دهی
یکی برای توست ، دوتا دست مجتبی است

آقا نه اینکه از وجنات تو کم شود
اصلا حسین صحن رضا دست مجتباست

تو شاهی ای حسین و گدای شما منم
حی و ممات شاه و گدا دست مجتباست..



تاريخ : پنج‌شنبه 11 تیر 1394 | 15:22 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

حاج آقا ماندگاری تو یکی از منبر هاش به نقل از یه استاد دانشگاه فرمود:
:یه استاد دانشگاه میگفت خوابیده بودم خواب شهید همت رو دیدم با موتور اومد به من گفت بپر بالا نشستم پشت موتورش همین طور که داشت تو خیابونای تهران می رفت چشمم به اسم خیابونا و کوچه ها می‌افتاد انگار داره بهم آدرس میده خلاصه از کوچه ها وخیابونا که گذشتیم در یه خونه رسیدیم از خواب پریدم لباسم رو پوشیدم و دنبال اون آدرسی که تو خواب یادم مونده بود رفتم جلو در همون خونه رسیدم نیمه شب بود هرچی در زدم کسی در رو وا نکرد ناچار از بالای در رفتم تو دیدم یکی از دانشجوهای خودم خودکشی کرده پیکرش نیمه جونه زنگ زدم اورژانس خلاصه جوان نجات پیدا کرد بعد از چند وقت جوان دانشجو به من گفت موقع خودکشی که آخر خط بودم عکس شهید همت رو نگاه کردم بهش گفتم حالا اگه مردی کمکم کن.
(شادی روح شهید همت صلوات)....



تاريخ : پنج‌شنبه 11 تیر 1394 | 15:18 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

داستاني آموزنده از امام حسن(ع) : کمک به ديگران
ميمون بن مهران گفت : نزد امام حسن عليه السلام نشسته بودم كه مردي آمد و گفت : اي فرزند پيامبر (ص) فلان شخص از من طلبي دارد ولي من پولي ندارم ، براي همين او مي خواهد مرا زنداني كند .
امام فرمود : در حال حاضر مالي ندارم كه بدهي تو را بدهم . او عرض كرد : پس شما كاري كنيد كه او مرا زنداني نكند .
امام در حالي كه در مسجد مشغول عبادت (اعتكاف ) بود ، كفشهاي خود را به پا كرد . من گفتم اي فرزند رسول خدا مگر فراموش كرديد كه در حال اعتكاف هستيد ( و نبايد از مسجد خارج شد) ؟ فرمود :
فراموش نكرده ام اما از پدرم شنيده ام كه رسول الله مي فرمود : كسي كه در بر آوردن حاجت برادر مسلمان خود بكوشد ، مانند كسي است كه نه هزار سال ، روز را به روز و شب را به عبادت مشغول بوده است.



تاريخ : پنج‌شنبه 11 تیر 1394 | 15:08 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

این کار مانند این است که بخواهید دوچرخه سواری یاد بگیرید.اوائل هر چه برای دوچرخه سواری تلاش می کنید تعادل خود را از دست می دهید و می افتید وبارها و بارها شکست می خورید و ممکن است روزهای زیادی را تلاش کنید ولی موفق نشوید ولی یک روز طی تمرین یکدفعه متوجه می شوید که می توانید تعادل خود را حفظ کنید و دوچرخه سواری کنید.و دلیل اینکه چرا توانستید را هم هیچ وقت نمی دانید.اگر یک بار بتوانید تعادل خود را روی دوچرخه حفظ کنید،از آن به بعد همیشه می توانید دوچرخه سواری کنید زیرا دیگر این توانایی را کسب کرده اید.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 11 تیر 1394 | 15:07 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

نقل ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ(ع) ‏ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﺧﻄﺒه ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪند ، و ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺣﯿﺮﺍﻥ ﻭ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺳﺮﺍﭘﺎﮔﻮﺵ ﻭ ﻣﺤﻮ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ‏(ع) بودند ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻼمشان ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪ.
ﻣﻌﺎﻭﯾﮥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩ ﻭﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﯼ ﻭ ﻋﻈﻤﺖ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭﮔﻔﺖ:ﯾﺎ ﺍﺑﺎﻣﺤﻤﺪ! ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﺪ:
(ﻻﺭﻃﺐ ﻭﻻﻳﺎﺑﺲ ﺍﻻ ﻓﻲ ﻛﺘﺎﺏ ﻣﺒﻴﻦ) (ﻫﻴﭻ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ) ‏
(ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ ‏)
ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺩﻋﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺤﺘﻮﯾﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺎﺧﺒﺮﯾﺪ ..!
ﭘﺲ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ:
ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﺑﺮﺩ ﻭﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺳﺘﻬﺰﺍﺀ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﮔﻔﺖ‏: ﺭﺍﺑﻄﮥ ﺭﯾﺶ ﻣﻦ ﻭ ﺭﯾﺶ ﺗﻮ ﮐﺠﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ ؟!
ﺍﺷﺮﺍﻑ ﺣﺎﺿﺮﻫﻤﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .. ‏
(ﺭﯾﺶ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ(ع) ﭘﺮﭘﺸﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﯾﺶ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﮐﻢ ﻭﮐﻮﺳﻪ ﻭﺍﺭ‏) ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ(ع) ﻓﺮﻣﻮﺩند ﻣﮕﺮ
ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﯼ:
"(ﻭَ ﺍﻟْﺒَﻠَﺪُ ﺍﻟﻄَّﻴِّﺐُ ﻳﺨَْﺮُﺝُ ﻧَﺒَﺎﺗُﻪُ ﺑِﺈِﺫْﻥِ ﺭَﺑِّﻪِ ﻭَ ﺍﻟَّﺬِﻯ ﺧَﺒُﺚَ ﻟَﺎﻳﺨَْﺮُﺝُ ﺇِﻟَّﺎ ﻧَﻜِﺪًﺍ ...)"
ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﮔﯿﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﺫﻥﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ‏(ﺧﻮﺏ ﻭ ﭘﺮ) میرﻭﯾﺪ ﺍﻣّﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺒﯿﺚ ﺷﻮﺭﻩ ﺯﺍﺭ، ﺟﺰ ﮔﯿﺎﻩ ﮐﻢ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ ...
"ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻋﺮﺍﻑ، ﺁﯾﻪ ۵۸"

ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺯﺩﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ ...، ﻋﻤﺮﻋﺎﺹ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻏﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭﻧﯿﻔﺖ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻧﺸﺎﻥ ﺷﻤﺸﯿﺮ اﺳﺖ ﻭ ﻋﻠﻤﺸﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ...
ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﺑﺎ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺧﺮﺍﺏ ﻟﮕﺪﯼ ﺯﺩ ﺑﻪ ﻋﻤﺮﻋﺎﺹ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ... ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺤﻞ ﺍﺯ ﺗﺎﻟﯿﻔﺎﺕ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺿﯿﺎﺀﺁﺑﺎﺩﯼ ﺻﻔﺤﻪ 354



تاريخ : پنج‌شنبه 11 تیر 1394 | 15:02 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

لعن کنندگان اهل سنت، عربده کش ها، سینه چاکان چطور؟
چرا قمه ها و زنجیرها و تیغ هایشان را غلاف کرده اند؟
 دفاع از حرم ها کار آن ها نیست؟
هفته ی قبل که دشمن تا 2۰۰ متری حرم پدر امام زمان آمده بود، این ها کجا بودند؟
الان که موصل را گرفته اند کجا خزیده اند؟
مرجع تقلید اصحاب قمه و قلیان و لعن علنی، چرا سکوت کرده است؟
چرا مقلدانش را بسیج نمی کند؟
شبکه های لس آنجلسی و لندنی آن ها چرا خفه خون گرفته اند؟
کجایند آن ها که به دست بوس مدعیان دین دانی و دینداری و دینبانی رفتند و عکس یادگاری گرفته اند؟!
قلاده بندهایی که از شدت حب اهل بیت پیامبر از خود بی خود می شوند، در این شرایط محبتشان به جوش نمی آید؟
بگذار اللهیاری از واشنگتن اراجیف ببافد خود را بزرگترین عالم تشیع بداند؛ یاسرالحبیب از لندن لاف بزند و پشت پرده با وهابیون "لاو" بترکاند!
بگذار مجتبی شیرازی به عارف واصلی چون آیت الله بهجت فحش بدهد و بزرگشان در قم سکوت کند...
میرزای شیرازی که امروز خیلی ها پشت نامش مخفی می شوند، در برابر سلطه اقتصادی دشمنان اسلام آنگونه وارد کارزار شد ولی الان که اصل اسلام در خطر است همان نان به نرخ روز خورها، روزه سکوت گرفته اند.
راستی تکفیری هایی که فقط به جرم عدم رعایت قواعد تجوید! سر جوانان بی گناه سنی را گوش تا گوش می بُرند، چرا تا الان نگاه چپ هم به این ها نکرده اند؟
چرا یک نفر از حامیان و مبلغان و طرفداران سید کاذب شیرازی کشته نشده است؟

به قول شهید آوینی: «آخرین مقاتله ما، به مثابه سپاه عدالت، نه با دموکراسی غرب، بلکه با اسلام آمریکایی است؛
اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیرپاتر است. اگر چه این یکی نیز ولو هزار ماه باشد به یک شب قدر فرو خواهد ریخت و حق‌پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد.»
واقعاً باید دوباره نوشت و فریاد زد: در هیئتی که دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد، ابن زیاد هم سینه می زند...



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 20:31 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 20:29 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

از همین جا سلامی بدیم به امام غریب بی صحن وحرم کریم اهل بیت
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمينَ
سلام بر تو اى فرزند پيامبر (خدا) پروردگار جهانيان

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ
سلام بر تو اى فرزند اميرمؤ منان سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبيبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صِفْوَةَ اللّهِ
سلام بر تو اى حبيب خدا سلام بر تو اى برگزيده خاص خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللّهِ
سلام بر تو اى امين (وحى) خدا سلام بر تو اى حجت خدا سلام بر تو اى نور خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صِراطَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَيانَ حُكْمِ اللّهِ
سلام بر تو اى راه (مستقيم) خدا سلام بر تو اى بيان (كننده) حكم خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ناصِرَ دينِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السَّيِدُ الزَّكِىُّ
سلام بر تو اى ياور دين خدا سلام بر تو اى آقاى پاك (و منزه از هر عيب )

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْبَرُّ الْوَفِىُّ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْقاَّئِمُ الاْمينُ
سلام بر تو اى نيكوكردار وفادار سلام بر تو اى قيام كننده (به امر خدا) و امين

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْعالِمُ بِالتَّأويلِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْهادِى الْمَهْدِىُّ
سلام بر تو اى داناى به تاءويل (قرآن) سلام بر تو اى راهنماى راه يافته

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الطّاهِرُ الزَّكِىُّ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا التَّقِیُّ النَّقِىُّ
سلام بر تو اى پاكيزه منزه سلام بر تو اى پرهيزكار پاكدامن

السَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْحَقُّ الْحَقيقُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الشَّهيدُ الصِّدّيقُ
سلام بر تو اى حق سزاوار بدان (حق پایدار) سلام بر تو اى شهيد راست گفتار

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ
سلام بر تو اى ابا محمد حسن بن على و رحمت خدا و بركات او

التماس دعا.



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 20:28 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

اصبغ بن نباته از یاران امیرالمومنین علیه السلام میگوید:

آن روز علی (علیه السلام) در حالیکه دست فرزندش حسن (علیه السلام) را در دست داشت به سوی ما آمد و فرمود:
 
"روزی رسول خدا نزد ما آمد و دست من در دست او بود آن سان که اینک دست فرزندم حسن در دست من است و میفرمود:بهترین آفریده ها بعد از من و سَرور آنان برادرم , علی , است و او پیشوای هر مسلمان و مولای هر مؤمن بعد از وفات من است.
اینک من میگویم:آگاه باشید ! بهترین مردم پس از من و سرور ایشان فرزندم حسن است و او پس از من پیشوای تمامی مؤمنان و مولای ایشان است.…… "

کمال الدین , باب ۲۴, ح۵



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 20:28 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران