«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
گفتمش نقـاش را نقشـی بکش از زنــدگی
با قلــم نقش حبـابـی بر لب دریــا کشیـد
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختـی در بیابــان یکه و تنهـا کشیـد
گفتمش نامردمـان این زمـان را نقش کن
عکس یک خنجر زپشت سر پی مولا کشیـد
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشـق و عاشقی و مستی و نجـوا کشیـد
گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکس حیـدر در کنار حضرت زهـرا کشیـد
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیـابـــان بلا تصویــری از سقــا کشیـد
گفتمش از غربت و مظلومی و محنت بکش
فکـر کرد و چار قبــر خاکی از طـه کشیـد
گفتمش سختی و درد و آه گشتـه حاصلم
گریـه کرد آهی کشید و زینب کبری کشیـد
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیـق
عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین
گفت این یک را ببایـد خالــق یکتـا کشیـد
مادرم... ميان تمام نداشتن ها دوستت دارم...
شانس ديدنت را دیگر ندارم ولي دوستت دارم...
وقتي دلم هوايت را ميكندحق شنيدن صدايت را ندارم ولي دوستت دارم...
وقتهايي كه روحم درد دارد و ميشكند شانه هايت را براي گريستن كم دارم ولي دوستت دارم...
وقت دلتنگي هايم آغوشت را براي آرام شدن ندارم ولي دوستت دارم...
آري همه وجودمي ولي هيچ جاي زندگيم ندارمت و ميان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم دوستت دارم...
بگذار و بگذر این همه گفت و شنود را
کی میکنیم ریشه آل سعود را
یارب به حق ناقه صالح عذاب کن
نسل به جای مانده قوم ثمود را
افتاده دست ابرههها خانه خدا
سجیل کو که سر شکند این جنود را
چیزی به غیر وهن ندارد نمازشان
باید شکست بر سر آنها عمود را
ای واجبالوجود ز لوث وجودشان
کی پاک میکنی همه مُلک وجود را
انکار میکنند هرآنچه که بوده را
اصرار میکنند هرآنچه نبود را
جده، یمن، مدینه، غدیر از قدیمها
این قوم میخرند تمام شهود را
کو وارث کسی که در قلعه کنده است
تا بشکند دوباره غرور یهود را
اسپند روز آمدنش کور میکند
یک صبح جمعه چشم بخیل و حسود را...
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره .
روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند .
نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند .
اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .
...
...
...
ادامه مطلب
از کاف کریم است که میمش زیباست
بِسْمِ الَّهِ هر سوره رحیمش زیباست
ما کانَ مِنَ اَللّهْ همان آقا که...
بر سفره ی ما دست کریمش زیباست
در منزل خورشید شکوهی دارد
ماهی که در این ماه شمیمش زیباست
وَالشَّمْسِ رخش نور به عالم داده
این کوه جواهر زر و سیمش زیباست
با گردِ کفِ پایِ حسن پیدا شد
ماهی که در آن طلعتِ نیمش زیباست
از کودکی ام نوکر خانش بودم
ارباب هم از نوع قدیمش زیباست
آن یار قدیمی که نمک داد مرا
بی واسطه لطفِ مستقیمش زیباست
آقای کریمِ بی حرم در دلها
اَلْحَقُّ وَ اَلْاِنْصافْ حریمش زیباست
مَنْ ماتَ عَلی' حُبِّ حَسَنْ،ای«خادم»!
مَنْ ماتَ مِنَ اَلْعِشْقْ نسیمش زیباست
هر وقت سیلی خوردی بگو (یا زهرا)
هر وقت دستت رو بستند بگو (یاعلی)
هر وقت بی یاور شدی بگو (یا حسن)
هر وقت آب خوردی بگو (یاحسین)
هر وقت تشنه شدی آب نخوردی بگو (یا عباس
اما اگر تشنه شدی، آب نخوردی، دستتو بستند، بی یاور شدی، سیلی خوردی بگو (امان از دل زینب)
یک عمر دنبال رفیق گشتم ,اما هیچ .....
تا اینکه دیشب در « جوشن کبیر » پیدایش کردم.....
" یا رفیقَ مَن لا رفیقَ لَه "
و اینجا بود که تازه فهمیدم . . . . .
يه رفــــــــيق دارم ; ...
" اسمش خــــــــداست "
حسابش از همه جداست...
خدا همان است که من میخواهم
کاش من هم همان بودم که او میخواست . . .
زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنید
ساعتی را با معلم صحبت از بابا کنید
صحبت خود را معلم با خدا آغاز کرد
کهنه زخمی از میان زخمها سر باز کرد
ساعتی رفت و تمام بچه ها انشا ء بدست
هر کسی پیش آمد ودفتر نشان داد و نشست
...
...
...
ادامه مطلب
كسى كه گناه کرده است اگر توبه نكرد و گناه پشت گناه انجام داد، آرام آرام صفات ناپسندش ظاهر مىشود؛
يعنى ناگهان نگاه مىكند، مىبيند حسد مىورزد؛ به همه سوءظنّ دارد؛ تكبّر و تفاخر مىكند و...
به جايى مىرسد كه احساس مىكند زورش به خودش نمىرسد و به همين دليل از خودش نااميد مىشود،
اينجاست كه مثل موم در دست شيطان مىافتد و او هر طور بخواهد مىچرخاندش؛ اين معناى؟ «لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما» است.
تفسير سوره اعراف، آيه 27
یکی از خادمای حرم امام رضا ع نقل میکرد میگفت یه کاروان شیعه از عربستان اومده بودن پابوس آقا میگفت یکی از زایرای اون کاروان خیلی عجیب بود تو صحن انقلاب وایساده بود روبروی گنبد طلای آقا خیره شده بود و گریه میکرد هی زیر لب با تعجب یه چیزی میگفت
تعریف میکرد که عربی بلد نبودم راهنمای کاروانشونو پیدا کردم ازش پرسیدم بیا ببین این چی میگه به منم بگو
میگفت وقتی راهنما که به عربی هم مسلط بود رفتم سمتش شروع کرد گریه کردن بهش گفتم مگه داره چی میگه به آقا...
بعد از چند دقیقه ای که آرومتر شد دوباره ازش پرسیدم گفت وایساده روبروی آقا امام رضا داره شکایت میکنه میگه:
آقا جان به شما میگن غریب
واقعا شما غریبی
یه سر به بقیع بزن
یه سر به قبر آقا امام حسن ع بزن تا بگم کی غریبه
قربون ایرانیا برم که برای ولی نعمتشون چیکار کردن هر کی از خارج کشور میاد تو غربت آقا شک میکنه
آخ اگه بقیع رو بدن دست ایرانیا چی میشه....
یکی دیگه هم میگفت ان شا الله هیچوقت هواپیماتون تو شب از مدینه رد نشه
ازون بالا وقتی کاپیتان پرواز اعلام میکنه داریم از بارگاه پیامبر اکرم ص و بقیع میگزریم همه از پنجره هواپیما پایینو نگاه میکنن
یه طرف نورانیت گنبد سبز و همه جا مثل روز روشن اما پشتش که بقیع باشه یه چراغم روشن نیست
انگار ته دنیاست انقدر تاریکه
قربون غربتت کریم اهل بیت