ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﯾﮏ ﺭﻭﺵ ﻏﯿﺮﻣﻌﻤﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﺍﺭ ﺩﻭﺭ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﮏ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﻨﮏ ﺗﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ ! ﺍﯾﻦ ﺍﯾﺪﻩ ﻋﺠﯿﺐ ﺯﺍﺋﯿﺪﻩ ﯼ ﺫﻫﻦ ﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥ ﻧﺎﺳﺎ ﻭ ﯾﮑﺴﺮﯼﺍﺯ ﺍﺧﺘﺮﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﺣﺪﻭﺩ 6 ﺑﯿﻠﯿﻮﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﻋﻤﺮ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﻣﺎ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕﺩﯾﮕﺮ ﻋﻤﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﺯﻣﯿﻦ ۲ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ! ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻃﺮﺡ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺟﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻋﻈﯿﻤﯽﺑﺮﺍﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ . ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﯾﮏﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ .ﺩﮐﺘﺮ Laughlin ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺮﮐﺰ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻧﺎﺳﺎ ﺩﺭ ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻓﻘﻂ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖﯾﮏ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭ ﻭ ﯾﺎ ﺷﻬﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖﺯﻣﯿﻦ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻭﻧﺰﺩﯾﮏ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺩ ﺑﺸﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭ ﮔﺮﺍﻧﺸﯽ ﺷﻬﺎﺏ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺛﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﮐﺮﺩ . ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﺪﺍﺭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﺍﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﺩﻭﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﯼ ﺧﻨﮏ ﺗﺮﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ، ﺑﺎﯾﺪﺍﯾﻦ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺯﺣﻞ ﯾﺎ ﻣﺸﺘﺮﯼﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺭﻭﻧﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ۲ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﻏﻮﻝ ﺁﺳﺎ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻣﺪﺍﺭﺵ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﻧﺪﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ! ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺪﻓﺸﺎﻥﺩﺭ ﻧﺠﺎﺕ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﺎﻣﻼ ﺟﺪﯼ ﺳﺖ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﯾﮏ ﻣﻮﺷﮏ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﻬﺎﺏﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﯾﺎﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻘﺮﺭﺑﺎﻋﺚ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺘﻨﺶ ﺑﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺩﺍﻧﺸﯽ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ ﻫﻢﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ! ﺍﯾﻦ ﻃﺮﺡ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ .ﻣﻬﻨﺪﺳﯿﻦ ﻫﻮﺍﻓﻀﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺷﻬﺎﺏ ﻭ ﯾﺎ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﻗﺖ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﺯﯾﺮﺍﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ، ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﻪﻣﺪﺍﺭﯼ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ ‏( ﻣﺪﺍﺭ ﺁﺗﺶ ‏) ﻭ ﻋﻮﺍﻗﺐ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮﯼﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ . ﮐﺒﺎﺏ ﺷﺪﻥ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺯﻣﯿﻦﮐﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.
www.khorasannews.com/OnlineNews.aspx?newsid=1787001



تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 02:30 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ماجراى این عکس و شهادت اين نوجوان:

حوالی ظهر بود، گرما بیداد می کرد، دشمن که از ارتفاعات قلاویزان تارانده شده بود و با تمام قوا سعی در باز پس گیری ارتفاعات داشت، نور آفتاب به سود آنها بود ، رزمنده ها که تمام شب مشغول عملیات بودند در این ساعات کمی خسته به نظر می آمدند.
تدارکات نرسیده بود و بچه ها تشنه بودند.
در جاییکه فرمانده مقرر کرده بود ، خسته وتشنه کیسه های شن را پر می کردند تا از گزند ترکشهای توپ و خمپاره در امان باشند. سنگرها بدون سقف بود ، چون نه فرصتی برای این کار بود و نه خبری از تدارکات بود.
دوربینم را برداشتم و به قصد روحیه دادن به بچه ها و گرفتن عکس در مسیر خاکریز حرکت کردم.
صدای سوت توپ و خمپاره باعث می شد دائم که خیز بروم ،
نمی دانم برای چند دقیقه چه شد که عراقیها جهنمی به پا کردند و آنچنان آتشی روی ما ریختند که مدتی درازکش روی زمین ماندم و با اصابت هر خمپاره و توپی بالا و پایین می شدم . کمی آرامش که ایجاد شد بلند شدم تا اطرافم را بینم . در ابتدا دود حاصل از این همه انفجار و خاک باعث شد درست متوجه اوضاع نشوم ،گوش هایم تقریبا چیزی نمی شنید، به نظرم آمد که زمان از حرکت باز ایستاده و متوقف شده ، از موج انفجارها کمی گیج بودم.
دیدم بچه های زیادی به روی زمین افتاد ه اند ، در همین زمان نگاهم به صورت نوجوانی افتاد که صورتش از برخورد خمپاره به نزدیکیش سیاه شده بود و ترکشها ی آن تمامی صورتش را گرفته بود . بی اختیار دوربینم را بالا آوردم و عکسی از او گرفتم. در حال حرکت بود و برای اینکه به زمین نیفتد از لبه های سنگرهای شنی کمک می گرفت. جلو رفتم ، صدای زمزمه اش را می شنیدم ، به آرامی می گفت : “آقا اومدم. حسین جان اومدم. ”
وقتی به او رسیدم دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود و به زمین افتاد. او را به آرامی بغل کردم ،همچنان نجوا می کرد. با تمام وجود امدادگر را صدا زدم. صورتش را بوسیدم و به او گفتم :عزیزم ، فدات بشم ، چیزی نیست و نا امیدانه برگشتم و باز امدادگر را به یاری خواستم.
حالا اشک هایم با خونهای زلال او در هم آمیخته شده بود، دیگر نجوا نمی کرد و به آسمان چشم دوخته بود . امدادگر آمد ، اما..،.لحظه ای بعد گفت : “کاری از دستم بر نمی یاد ، شهید شده ، برادر زحمت می کشی ببریش معراج شهدا…
روحش شاد..
راوى؛ مسعود شجاعى طباطبايى عكاس دفاع مقدس.



تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 02:27 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

براى امير المومنين عليه السلام نامه‏ اى از معاويه رسيد

حضرت مهر نامه را شكست و قرائت كرد : " از طرف امير المومنين و خليفة‏ المسلمين ، معاويه بن ابى سفيان براى على :‏

 اى‏ على !
در جنگ جمل هر چه خواستى با ام المومنين‏ : عايشه و اصحاب رسول خدا : طلحه و زبير كردى‏ اكنون مهياى جنگ باش "

 حضرت جواب نامه را اينگونه نوشت : از طرف عبدالله تو به رياست‏ مى نازى و من به بندگى خداوند من آماده جنگ‏ هستم به همان نشان كه " انا قاتل جدك و عمك و خالك : من همان قاتل پدربزرگ و عمو و دايى تو هستم "

 سپس نامه را مهر و امضاء فرمود و از شاگردانش كه در محضرش بودند ، پرسيد : كيست كه‏ اين نامه را به شام ببرد ؟

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:58 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

در کوچه های خلوت فتنه
در ازدحام خدعه و تزویر
طرح نبردی نرم می ریزند
جنگی بدون نیزه و شمشیر

بر طبل های پاره می کوبند
این پیرمردان پر از نخوت
با طعم تلخ پسته های زرد
با ادعای چاره و تدبیر

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:53 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

شهید دیالمه و شهید آیت در راه روشنگری و افشاگری شخصیت موسوی به شهادت رسیدند

موسوی در دهه40 و 50 با گروه های ملی مذهبی فعالیت مبارزاتی میکند.
مدتی بعد در جریان دستگیری میرحسین موسوی توسط ساواک ؛ وی پس از بازجویی همه چیز را اعتراف کرده و با ساواک همکاری میکند وبعد از 10 روز نیز آزاد میشود.در حالی که بقیه اعضای تیم مربوطه با جرم کمتر محکوم به سالها زندان میشوند.
مدتی بعد زهرا رهنورد ارتباطات امام موسی‌صدر را به ساواک گزارش می‌کند.
بعد از ان ساواک مجوز عضویت هیأت علمی دانشگاه ملی را برای موسوی صادر میکند.
در ادامه موسوی و خانم رهنورد جهت سکونت دائمی به آمریکا مهاجرت میکنند ولی چند سال بعد با شروع با اوج‌گیری مبارزات مردمی در سال 57، تصمیم به بازگشت از آمریکا به ایران میگیرند.
http://www.shakhsiatnegar.com/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C

روزی که شهید دکتر آیت می‌خواست علیه میرحسین افشاگری کند با 65 گلوله مقابل منزلش ترور شده و اسناد و مدارک مربوطه همراه وی به سرقت میرود.
http://www.seratnews.ir/fa/news/225350

شهید دکتر دیالمه در جلسه 7تیر دفتر حزب جمهوری اسلامی با ارائه ی اسنادی ، حاضر شده تا عدم کفایت موسوی را اثبات نماید ولی با انفجار دفتر حزب به شهادت میرسد.اسناد و مدارک همراه وی توسط هادی غفاری روحانی (حامی فتنه88) مفقود میشود و کیف خالی تحویل خانواده وی میشود(هنوز پرونده مربوطه باز است).
http://salmaneali.parsiblog.com/Posts/143

فیلم: سخنان شهید دیالمه در مورد میر حسین موسوی
http://www.aparat.com/v/Ontvj

جلوگیری از چاپ کتاب اسرار آیت در سال 93 (نظر شهید آیت درباره موسوی و هاشمی)
http://www.rajanews.com/news/181391

شهید آیت دارای لیسانس ادبیات، فوق لیسانس علوم اجتماعی، فوق لیسانس و دکترای حقوق ،لیسانس روزنامه نگاری ، مسلط به زبان فرانسه، عربی و انگلیسی دورس حوزه علمیه را هم خوانده و حافظ قرآن نیز بود
http://www.598.ir/fa/news/240209

شهید دکتر آیت: مبارزه با میر حسین موسوی از مبارزه با شاه واجب تر است.

بیوگرافی دکتر عبدالحميد ديالمه
http://www.shefanews.com/fa/news/22806



تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:50 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

خیلی از عزیزان میپرسند که سیر و سلوک عملی را از کجا شروع کنیم؟ خیلی ها به دنبال دستور العمل میگردند و خیلی ها به دنبال برنامه ای برای اینکه گرم شوند و در مسیر بمانند. باید در پاسخ عرض کنم که بهترین و مهمترین و جامع ترین دستور العمل سالکان الی الله نماز است.

اگر میخواهیم سیر و سلوک عملی را شروع کنیم ،میباید از نماز آغاز کنیم.
اگر میخواهیم برنامه طهارت قوه خیال را آغاز کنیم ، میباید از نماز آغاز کنیم.
اگر میخواهیم به کشف و شهود و القائات برسیم ، میباید از نماز آغاز کنیم.
اگر میخواهیم حقایق قرآن را بچشیم و باطن آن را درک کنیم، میباید از نماز آغاز کنیم.
اگر میخواهیم گناهان گذشته خود را جبران کنیم و توبه حقیقی داشته باشیم ، میباید از نماز آغاز کنیم.
اگر میخواهیم ازتعلقات دنیوی خلاص شویم و محبت دنیا را از دلمان دور کنیم ، میباید از نماز آغاز کنیم.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:42 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

چه دعای زیبایی

ﺧــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪﺍﯾﺎ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ , ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ
ﻣﯿﺒﺮﻡ ....
ﺧــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪﺍﯾﺎ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﻫﻮﺱ ﭼﻮﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯾﯽ ﺯﺷﺖ ﻃﯿﻨﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺷﺎﺭﻩ
ﻣﯿﮑﻨﺪ , ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻡ ...
ﺧــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪﺍﯾﺎ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺟﺰ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻢ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ , ﺑﻪ
ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻡ ...
ﺧــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪﺍﯾﺎ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺯﺍﺩ ﻭ ﺗﻮﺷﻪ ﺍﯼ ,ﺑﻪ
ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻡ .....
ﺧــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪﺍﯾﺎ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﺍﻡ ﻓﻘﻂ ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰﻧﻢ , ﺑﻪ ﺗﻮ
ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻡ ...
ﺧــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪﺍﯾﺎ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﺍﯾﻦ
ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮑﺖ " ﺩﻧﯿﺎ " ﺳﺨﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ , ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻡ



تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:40 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

پيامبر از شيطان سؤال كرد كه ای لعنت شده همنشينت كيست؟
شيطان گفت: رباخوار

گفت دوستت كيست؟
شيطان گفت: زنا كار

گفت همنشين صميميت كيست؟
شيطان گفت: افراد مست و شرابخوار

پيامبر فرمود: مهمانت كيست؟
شيطان گفت: دزد و سارق

پيامبر فرمود كه پيامبرت كيست؟
شيطان گفت: شخص ساحر و سحر كننده

پيامبر گفت: نور چشمی تو كيست؟
شيطان گفت: كسی كه قسم به طلاق خورد.

پيامبر فرمود كه حبيب و دوستدارت كيست؟
شيطان گفت كسيكه تارك نماز جمعه باشد.

پيامبر فرمود چه چيزی كمر تو را خورد ميكند؟
شيطان گفت كه مجاهد فی سبيل ا... و كرد پای آنها

پيامبر فرمود چه چیز جسمت را ضعيف ميكند؟
شيطان گفت: توبه، توبه كننده

پیامبر گفت: چه چيز جگر تو را ميسوزاند؟
شيطان گفت: زيادی استغفار در شب و روز

پيامبر گفت: چه چيزی چهره ات را خوار ميكند؟
شيطان گفت صدقه پنهانی و مخفی



تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:40 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

دو سه شب مانده که با گریه مباهات کنم
به حسینیه بیایم و مناجات کنم

دو سه شب مانده ابوحمزه بخوانم یارب
از سر خوف و رجا با تو ملاقات کنم

کاش آدم بشوم... محض رضای دل تو
پی عصیان نروم ، بلکه مراعات کنم

رمضان آمد و گشت و من بیچاره فقط
باید اظهار پشیمانی از عادات کنم

مطمئنم وسط روضه مرا می بخشی
یادی از زخم سر مادر سادات کنم

بی نوایم به علی نان و نوایم بدهید
روسیاهم نظری کرده بهایم بدهید

آرزویم همه این است مقرب باشم
میشود که دوسه تا جام بلایم بدهید

غلام اصحاب علی هستم و در خانه ی او
میشود با کرم فاطمه جایم بدهید؟؟

به هوای سفری سوی نجف میمیرم
پر پرواز به ایوان طلایم بدهید

باب رفتن به نجف از گذر کرببلاست
به حسین بن علی حال بکایم بدهید

نذر کردم پدر و مادر خود را ببرم
دو سه تا تذکره ی کرببلایم بدهید

عرفه....لطمه زنان...شارع بین الحرمین
رخصت هروله در سعی و صفایم بدهید



تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:34 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

علی کیست ؟! زندانی خاک

هان ای قلم،ای رازدار اهل بینش

ای نقشبند کارگاه آفرینش

ای جوهرت در نسخه ی دانشمداران

والاتر از خون شهیدان درمزاران

ای جنبشت،جان رابه هستی داده پیوند

وی حقتعالی بر شکوهت،خورده سوگند

تاکی،رقم پیرامون خال وخط یار؟!

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394 | 01:32 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران