قیس بن اَبی حازِم روایت کرده است
در بازار مدینه در حال گردش بودم، پس از مدتی به دکّان های روغنِ زیتون فروشی رسیدم
مردی را سوار بر اسب دیدم که گروهی از مردم اطراف او جمع شده بودند و آن مرد به علے بن ابیطالب ناسزا میگفت
آنجا ایستادم و از یک نفر پرسیدم
این سواره کیست؟
در پاسخ گفتند
مردکی است که به علے بن ابیطالب ناسزا گوید
پیش آمدم و از میان جمعیت خودم را به مرد سواره رساندم و گفتم
ای مرد! چرا به علے ناسزا گویی؟
مگر نه این است که او نخستین کسی است که
اسلام اختیار کرده و اولین کسی است که با پیغمبر نماز خوانده است؟
مگر نه این است که او داماد رسول خدا و پرچمدار او در جنگهای آن حضرت است؟
سپس رو به قبله ایستادم و دست هایم را بالا بردم و گفتم
پروردگارا! براستی که این مرد از یکی از اولیای تو عیب جویی میکند و ناسزا میگوید
پروردگارا! اینک پیش از آنکه این جمعیت متفرق شوند، قدرت خویش را در نابودی این مردک به مردم نشان ده!
قیس بن ابی حازم میگوید
بخدا قسم هنوز مردم متفرق نشده بودند که اسب، او را به سوی دکّانِ روغن فروشی پرتاب کرد و چنان سرش به زمین خورد که سر و مغزش شکافت

(فضائل پنج تن ج ۱ ص ۳۰۹)



تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:43 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

شاید عجیب ترین موضوع در آشپزخانه یک زن ژاپنی،دیدن وسایل برقی و لوازم ایرانی باشد!!!!
همسر خانم فاطمه هوشینو(تازه مسلمان ژاپنی) میگوید: چند ماهی از آمدن فاطمه به ایران گذشته بود که گوشی تلفن همراه من دچار مشکل شد. همزمان با این اتفاق،قرار بود برای فاطمه هم گوشی بخریم. وقتی برای خرید رفتیم، همسرم به من گفت که حتما باید جنس ایرانی بخریم.تعجب کردم و علت را پرسیدم و او گفت که مقام معظم رهبری فرموده اند تا جایی که میتوانید از اجناس ایرانی استفاده کنید. ن گفتم این به معنای حرام بودن جنس خارجی نیست اما اتسوکو (فاطمه) گفت همین که نظر مقام معظم رهبری این باشد برای ما کافی است که دیگر لوازم خارجی نخریم. بعد از این واقعه قرار شد برای خرید لوازم خانه اقدام کنیم، دیگر میدانستیم که لوازم ایرانی باید بخریم، حتی اگر مشکلاتی هم داشته باشد. خدا را شکر الان که 4سال است با هم زندگی میکنیم، این وسایل چندان مشکلی نداشته اند و خوب کار کرده اند!!

بعضی از ماها باید ولایتمداری رو از این خانم ژاپنی یاد بگیریم
منبع:روزنامه همشهری دو،شنبه21تیر93



تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:43 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

سه تاازدره هاي جهنم، که باید ازشون برحذرباشيم:

1-دره ألغي

2-دره ويل

3-دره سقر

شرح حال دره ها:

1-دره الغي:وآن براي كساني آماده شده كه نمازهاي پنجگانه رادريك نمازجمع مي كنند
(میذارن قضاء بشه)
قال الله تعالي: يلقون غيا-
(سوره مریم.آیه59)
واين دره ألغي، جاییست که جهنم هرروز ازشدت حرارت سوزانش، ناله میکند. وای به آدمي!

2-دره الويل: اين دره براي كسانيست كه نمازهايشان رابدون عذربه تأخير مي اندازند، واين دره مملوازعقرب ومارمي باشد.
لقوله تعالي: ويل للمصلين.
 (سوره ماعون.آیه4)

3-دره سقر: واين یکی براي ترك كننده نمازميباشد. آنجايي كه در قرآن مي فرمايد:
 ماسلككم في سقر...وقال:ماادراك ماسقر...(سوره مدثرآیه27و42)

واين دره به مجرد ورود تارك نماز، استخوان ها رابه سبب شدت حرارت، ذوب مي كند و تارك نمازبه دنبال فرعون وظالمان محشورخواهدشد و ازشفاعت رسول اکرم صلي الله عليه وسلم محروم خواهدشد.
 
 خدا کنه اين مطلب مارو ازآتش جهنم دوركند و سبب بشه برا محافظت كردن بیشتر از نمازامون و پايبند شدن به سر وقت خوندنشون.

*خدایا؛ کمکم کن تا هرگز در نمازهایمان کم نذاریم



تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:41 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

سومین علامت محتوم پیش از ظهور  منجی عالم بشریّت، صیحه (ندای) آسمانی است. این نشانه از نشانه‌های محتوم است و در نامه حضرت ولی عصر(عج) به آخرین نایب خود به نام سمری تصریح شده كه هر كس پیش از وقوع صیحه و خروج سفیانی ارّعای مشاهده كند، دروغگو است و این خود دلیلی محكم است كه پیش از ظهور، خروج سفیانی و ندای آسمانی اتّفاق خواهد افتاد.

ندای آسمانی، مقارن ظهور و تفسیر آیه شریفه « جزء 26 سوره ق آیه 41 وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ یعنی و گوش فرا ده و منتظر روزى باش كه منادى از مكانى نزدیك ندا مى‏دهد،  چنان كه «علی بن ابراهیم» در تفسیر آیه شریفه از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود: منادی ندا می‌كند به اسم قائم علیه السلام واسم پدرش«روزی كه می‌شنوند فریاد را به راستی این است روز خروج (در تفسیر همان آیه که) صیحه (آسمانی و از علائم ظهور) قائم علیه السلام است."

 

در كمال الدّین روایت شده از امام باقر علیه السلام كه فرمود: "ندا می‌كند منادی از آسمان كه فلان بن فلان اوست امام و نام او را می‌برد."

و نیز در آنجا روایت است از زراره از امام صادق علیه السلام كه فرمود:

"ندا می‌كند منادی به اسم قائم علیه السلام"

گفت:"پرسیدم خاص است یا عام؟"

فرمود:"عام است، می‌شنوند هر قومی به زبان خود."

روایت شده از امیرالمؤمنین علیه السلام كه فرمود:

"منادی ندا می‌كند از آسمان كه: ای گروه مردم! امیر شما فلان است و این،‌آن مهدی است كه پر می كند زمین را از عدل و داد ، چنانچه پر شده از ظلم و ستم."

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:39 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

شهید مطهری:
یک وقت می‌گوییم علی را "که" کشت و یک وقت می‌گوییم "چه" کشت؟
اگر بگوییم علی را که کشت؟ البته عبدالرحمن ابن‌ملجم؛
و اگر بگوییم علی را چه کشت، باید بگوییم جمود و خشک‌مغزی و خشکه مقدسی»

 (مجموعه شهید مطهری، ج۲۱، ص ۹۲)

 

ام علی علیه السلام می فرماید:
اِنَّما اَهلَکَ الَّذینَ مِن قَبلِکُم اَنَّهُم کانوا اِذا سَرَقَ فیهِمُ الشَّریفُ تَرَکوهُ وَ اِذا سَرَقَ فیهِمُ الضَّعیفُ اَقاموا عَلَیهِ الحَدَّ؛
نابودى مردمان گذشته از آن جا بود که اگر سرشناسى دزدى می کرد، رهایش می ساختند و چون ناتوانی دزدی می نمود مجازاتش می نمودند.
نهج البلاغه، نامۀ ۴۷



تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:30 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

وصیت میکنم ... وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست دارم.به معشوقم، به امام موسی صدر، کسی که او را مظهر علی می دانم، او را وارث حسین می خوانم.
متن زیر وصیت نامه شهید بزرگوار و مبارز عارف دکتر مصطفی چمران است که به سال 1355خطاب به رهبر بزرگ شیعیان لبنان امام موسی صدر نگاشته شده است:
وصیت می کنم ...
وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست دارم. به معشوقم، به امام موسی صدر، کسی که او را مظهر علی می دانم، او را وارث حسین می خوانم. کسی که رمز طایفه شیعه و افتخار آن و نماینده 1400سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالاخره شهادت است. آری به امام موسی وصیت می‌کنم....
برای مرگ آماده شده ام و این امری طبیعی است و مدتهاست که با آن آشنا شده ام، ولی برای اولین بار وصیت می کنم... خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و مافیها بریده ام. همه چیز را ترک کرده ام و علایق را زیرپا گذاشته ام. قید و بند را پاره کردم و دنیا و مافیها را سه طلاقه کرده ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم. از اینکه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بوده‌ام متأسف نیستم. از اینکه آمریکا را ترک گفته ام، از اینکه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیبایی ها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته‌ام، متأسف نیستم...

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:29 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

کنار سی و سه پل اصفهان نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد . به عادت همیشگی ، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت . به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است . کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند...



تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:27 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرده ام و نه با تو دشمنی کرده ام (ضحی ۱-۲)

از خودم بدم میاد.نمیدونم چمه…از یه طرف از خودم بدم میاد و از طرفی عاشقت شدم و با خودم میگم چقدر دیر…

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم، او و مرا به سخره گرفتی (یس ۳۰)

منو ببخش که اسم امداد های غیبیتو شانس میذاشتم…هیچ شانسی در کار نبود..لطف تو بود پروردگار من…

 با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا ۸۷)

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:27 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺍﻣﺸﺐ ﺍﯼ ﺧﺎﻟﻖ ﯾﮑﺘﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ
ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ،ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﺍﯼ ﮐﺮﯾﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﯾﺰﻩ ﺧﻮﺭﺧﻮﺍﻥ ﺗﻮﺃﻧﺪ
ﺳﻔﺮﻩ ﺍﺕ ﻫﺴﺖ ﻣﻬﯿّﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﮔﺮ ﭼﻪ ﻣﺎ ﻏﺮﻕ ﮔﻨﺎﻫﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻟﻄﻒ
ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺑﺎﺯ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﺑﻪ ﻋﻠﯽ،ﺍﺣﻤﺪ ﻭ ﺯﻫﺮﺍ،ﺑﻪ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﻦ
ﺗﻮ،ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣُﺮﻣﺖ ﺍَﺳﻤﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﻣِﻬﺮ ﻭ ﮐﯿﻨﻪ ﺩﻭ ﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻝ ﻋﺮﻭﺝ ﺩﻝ ﻣﺎﺳﺖ
ﺑﻪ ﺗﻮﻟّﯽ ﻭ ﺗﺒﺮّﯼ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﺷﯿﻌﻪ ﯼ ﺣﯿﺪﺭ ﻭ ﺁﺗﺶ ... ﭼﻘﺪَﺭ ﺑﯽ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ
ﻣﻄﻤﺌﻨّﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻻ‌ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﺮﻭﺩ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻠﻪ ﯼ ﺍﺣﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻟﻄﻒ ﻭ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ
ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﻫﻞ ﺩﻋﺎ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﮔﺮ ﮐﻪ ﺩﻋﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﺑﺮﺳﺪ
ﺷﮏ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﯾﮑﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺳﺤﺮ
ﻭﺳﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﻧﺠﻮﺍ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﭘﺮ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﻢ ...
... ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

ﻣﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﻣّﺎ ﻧﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﻋﺒّﺎﺱ
ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺳﻘّﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ

التماس دعا



تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:25 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

از امير المومنین (علیه السلام) سوال کردند:

 سنگین‌تر از آسمان چیست؟ فرمود: تهمت به انسان بی‌گناه.
 از زمین پهناورتر چیست؟ فرمود: دامنه حق که خدا همه جا هست و بر همه چیز مسلط است.
از دریا پهناورتر چیست؟ فرمود: قلب انسان قانع.
از سنگ سخت‌تر چیست؟ فرمود: قلب مردم منافق.
از آتش سوزان‌تر چیست؟ فرمود: رؤسای ستمکاری که ملت را به خود وامی‌گذارند و هیچ فکر تربیت آنها نیستند.
 از زهر تلخ‌تر چیست؟ فرمود: صبر در برابر نادان‌ها.


 اللهم عجل لولیک الفرج



تاريخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 20:21 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران