زیبا ترین درد دل با امام زمان مهدی موعود عج

تو کجایی؟
شده ام باز هوایی
چه شود جمعه این هفته بیایی
به جمالت .... به جلالت....دل ما را بربایی

 جواب امام زمان

تو که یک عمر سرودی « تو کجایی ؟ » تو کجایی ؟!!!
چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده ؟
چه کسی در پی هر غصه تو اشک چکانده ؟
چه خطر ها به دعایم ، زکنار تو گذر کرد
چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی کجایی ؟
و ای کاش بیایی
هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود ، تو بودی
هر زمان بود تفاوت ، که تو رفتی و نماندی
خواهش نفس شده ، یار و خدایت
و همین است که تاثیر نبخشد به دعایت
و به آفانق نبردند صدایت
و غریب است امامت
من که هستم
تو کجایی؟!
به خودت کاش بیایی !



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 02:17 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﻤﺸﻪ ﺍﯼ :
ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ
ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮔﺮﻩ ﻧﺰﻥ
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ...
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ..
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟
ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ !
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱ ﮐﻨﯽ، ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ .
ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﯾﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﯾﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺑﻪ
ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺸﺎﻥ ﮐﻦ ...
ﺍﯾﻨﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ !
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺗﺎﺋﯿﺪ ..
ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺎﺑﺖ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻘﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻃﻠﺐ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ..
ﮔﻮﯾﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ ..
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺱ ﺩﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻫﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﺍﺿﯿﺸﺎﻥ ﻧﮕﻪ
ﺩﺍﺭﯼ ..
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ...



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 02:17 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

عادت به تاخیر نماز ...

هر کس عادت به تاخیر نمازها کرده است خود را برای تاخیر در همه ى امور زندگی آماده کند
تاخیر در ازدواج ، تاخير در اشتغال ، تاخیر در تولد اولاد ، تاخير در سلامتی و عافیت
هر قدر که امور نمازت منظم باشد
امور زندگیت هم تنظيم خواهد شد
مگر نمیدانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است

"حی ﻋﻠﻰ ﺍﻟﺼﻼﺓ حی ﻋﻠﻰ ﺍﻟﻔﻼﺡ"

پس چگونه از خداوند طلب توفیق داری در حالیکه حق او را بدرستی ادا نمیکنی؟!
اگر سعادت دنيا و آخرت ميخواهيم ، تلاش کنيم نمازمان را اول وقت بخوانیم

نماز مانند لیمو شیرین است، هر چه از وقت فضیلت (اول وقت) دورتر شود تلخ تر می شود

 آیت الله بهجت (ره)

صلوات برای فرج مولا صاحب الزمان (عج)

اللهم عجل لولیک الفرج



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:39 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

بسم اللّه الرحمن الرحیم

گزارش مصاف در خصوص اکران فیلم رستاخیز از استاد رائفی پور 1394/04/21

همان سال که فیلم رستاخیز در جشنواره فجر اکران شد، خبرگزاری ابناء یک جلسه ی نقدی پیرامون این فیلم برگزار کرد در این جلسه بزرگوارانی از تخصص ها و رشته های مختلف که صاحب نام در کشور هستند دور هم جمع شدند. اهالی سینما و همچنین حوزه در این جلسه حضور داشتند، بنده را هم دعوت کرده بودند.
در آن زمان من فیلم را ندیده بودم و قضاوت درباره ی فیلم را غیر منصفانه می دانستم. با خواندن نقدی از فیلم، یکسری از مشکلاتی که تاکید می کنم در آن موقع وجود داشت بسیار آشکار و واضح بود.
برای مثال نریشن اول فیلم که نه شیعی و نه سنی بود. اینکه معاویه بر خلاف سیره رسول الله(ص) و خلفای پیشین بعد از خودش خلیفه انتخاب کرد.
طبق روایتی از اهل سنت که پیامبر بعد خودش خلیفه تعیین نکرده و بر مبنای همین آن ها می گویند امیرالمومنين(ع) به عنوان خلیفه تعیین نشده است و این کاملا ضد شیعی ست.
من نمی دانم فیلمی که برای امام حسین (ع) ساخته شده چطور می تواند ضد شیعی باشد!
دوم اینکه حتی سنی هم نیست چرا که ابوبکر بعد خودش عمر را تعیین کرد، یعنی باز هم درست نیست.
جدای از این گاف های تاریخی که در فیلم وجود دارد مباحث دیگری هم مطرح می شد که با احساسات مردم بازی می کرد. مثلا اینکه نشان می داد خون حضرت علی اصغر(ع) بعد از شهادت روی زمین می ریزد در حالی که در سریال مختارنامه نشان داده شد که این خون سمت آسمان پاشیده شد. اصلا چه اصراری وجود دارد که شما نشان بدهی خون کجا چکید!
در حالی که ما از امام محمد باقر (ع) روایت داریم که حتی یک قطره از خون حضرت علی اصغر(ع) به زمین بر نگشت.
یکسری بحث پیرامون چهره شخصیت های معصومین بوده است، در حالی که در نگاه شیعیان افرادی مثل حضرت عباس(ع) و حضرت علی اکبر(ع) یقینا عصمت اکتسابی دارند.
جدا از اینکه حالا مجوزی برای نشان دادن چهره ی این بزرگواران وجود دارد و یا ندارد، حتی اگر هم داشته باشد نشان دادن چهره به دلیل این که ذهن مردم را بهم بریزد فایده دیگری ندارد و مخالفت با این مسئله قابل پیش بینی بود. همان طور که در مورد نقش حضرت عباس(ع) در سریال مختارنامه مخالفت شد.
و نکته دیگر این که ما دوباره بیایم مراجع تقلید را به چالش بکشیم این مسئله صلاح عقل نیست. من نمی دانم چرا این کار صورت می گیرد.
بعد از جلسه ی خبرگزاری ابناء من نظر شخصی خودم را گفتم همچنین در سخنرانی هایم مخالف کردم. حتی من با داستان فیلم هم مشکل دارم. شما در فیلم یک داستان عاشقانه را می بینید که فرزند حر عاشق یکی از دختران کاروان می شود.
و این چه جایگاهی در روز عاشورا دارد!
شاید کارگردان، تهیه کننده و نویسنده بگویند این فرد از عشق زمینی به عشق آسمانی می رسیده، در حالی که دیگر این سوژه ها تاثیر گذار نیست و الان در سینمای غرب فیلم هایی در حوزه ی اکشن می سازند به این شکل دیگر نمی پردازند.
اما ایشان ظاهرا قول داده بودند که برخی از این مطالب یعنی نریشن ابتدایی را عوض کنند و فعلا بنده اطلاع ندارم تصحیح و اصلاح کردند یا خیر.
الان هم به دوستان پیشنهاد می دهم که تابع نظر مراجع باشند، یعنی نباید موج هایی درست کنند که بخواهند مراجع را هزینه کنند.
اما متأسفانه در کشور ما یک جریان می خواهد مراجع را در مقابل یکسری مسائل قرار دهد که این باعث می شود مرجعیت بشکند. باید معقول عمل کرد نه یک قدم جلوتر و یا یک قدم عقب‌تر. ببینید کسانی که دین را بهتر از من و شما می فهمند چه نظری دارند.
و اِلا اگر به مخالفت باشد من قبل از آن که کسی چیزی بگوید این فیلم را نقد کردم و در سخنرانی اشاره کردم که این فیلم گاف های خیلی بدی دارد، مثل شب عاشورا که ماه کامل را نشان می دهد. خب ماه کامل برای شب پانزدهم هست در حالی که شب دهم ماه کامل را با اختلاف پنج روز نشان می دهد البته این ها قابل اصلاح می باشد و زیاد هم مهم نیست.
بنده دیدم در اینترنت عکس فردی که نقش حضرت عباس را ایفا می کرده در جای دیگر خواننده هست آلبومش هم به بازار آمده، این صورت خوشی ندارد و موجب حساسیت مردم می‌شود، من نمی دانم این عزیزان دنبال چه چیزی هستند.


http://masaf.ir/View/Contents/24457/سخنان-استاد-رائفی-پور-در-خصوص-فیلم-رستاخیز-shia%20muslim



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:32 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

بـر چادر مشکي ات ، نستعليق مي نويسم عشق را …
وقتي که
اين اِحرام سياه را مي پوشي و حج شکوهمند حيــــــا را به جا مي آوري ،
آنگـــاه
طواف مي کنند تو را صفوف فرشته هــــا
و متبرک مي کنند بال هايشان را
به تـــار و پــود حريــم آسماني ات
تـــو ! گمنــام ترين حاجيـــه ي امروز زمـــان هستي بانـــو !



وقتــی می‌پرسند : نمی‌پـزید در این گرمــا؟!
یک لبــخند بزن و بگو :
 سرگرمِ عشقــبازی که باشی و در اشتیاق خاکستر شدن ،
 این گرما که شوخی کوچکی بیش نیست!
و بعد دقیق شو در چهره‌شان ، تا خوب ببینی که چطور می‌شود
 با یک چادر، تمام معادلات عقلانی‌شان را در لحظه‌ای بر هم زد !



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:30 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

برادرم ! باور كن حتی یزید به حجاب زنانش حساس بود ...
.
.
كسانی كه بی حجابند و چند لیتر برای اهل بیت امام حسین گریه می كنند؟!!!!

و آقایانی كه لعن یزید می گویند و حجاب همسرانشان بد است؟!!!!

حال هی بگویند: دلت پاك باشد........

حضرت زینب سلام الله علیها در اولین جمله خطبه ی آتشین خود به یزید می فرماید:

اى پسر آزادشدگان! آیا از عدالت تو است كه زنان و كنیزان خود را پشت پرده جاى دهى و

دختران پیامبر اسلام را به اسیرى ببرى و سوق دهى؟ تو چادرهاى ایشان را برداشتى،

صورتهاى آنان را باز نمودى‏ .

منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 134



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:28 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

تمام اعمال صالح انسان در لبه پرتگاه ریا قرار دارد، چه بسا کار نیک که از خطر ریا دور نمانده و حبط شده است، پس چه زیباست انسان با سلاح اخلاص از نابودی اعمال خویش حفاظت کند.

مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی (ره) دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند.

 مرحوم آیت الله میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند، پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم، وقتی دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد، در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من دیدم این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم، دیدم او ترانه های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند و اینچنین شد که مزار این پروفسور مسیحی، مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند قرار دارد.

خاطره‌ای از حجت‌الاسلام جواد مروی

منبع:سایت حوزه



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:27 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ميدانيد که يک مُرده چه احساسي دارد،اين قصه را از اول بخوانيد،،،
گفتند:"ما تا قبر نگهبان تو هستيم"
گفتم:"من که نَمُردَم من هنوز زنده هستم چرا مرا به قبر ميبريد وِلَم کنيد!!
 من هنوز حس ميکنم و حرف مزنم و ميبينم پس هنوز زنده ام!
با لبخندي جوابم را دادند و
گفتند:"عجيب هستيد شما انسانها فکر ميکنيدکه مرگ پايان زندگي ست و نميدانيد که شما فقط خواب ي کوتاه ميديديد و آن خواب وقتي ميميريد تمام ميشود"
آنها هنوز مرا به سوي قبر ميکشند
 در راه مردم را ميبينم گريه ميکنند و ميخندند و فرياد ميزنند

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:23 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

چرا نمی توانیم نمازشب بخوانیم ؟

مرحوم ایت الله مجتهدی تهرانی:خیلی‌ها دلشان می‌خواهد نماز شب بخوانند، اما موفق نمی‌شوند.

کسی آمد خدمت امام صادق(ع): عرض کرد هر شب می‌خواهم نماز شب بخوانم موفق نمی‌شوم،

حضرت فرمودند: «قیّدتک ذنوبک» گناه زنجیرت کرده، قیدت کرده،گناه کردی نمی‌توانی نماز شب بخوانی.
هر کسی نمی‌تواند نماز شب بخواند. باید چشمت را مواظب باشی، گوشت را مواظب باشی، حتی مکروه اثر دارد؛ چه برسد به اینکه آدم گناه بکند.
هرگاه یک گناه کنید، اگر نماز شب خوان باشید یک امشب را نمی‌خوانید؛ امشب خوابتان می‌برد. یک غذای حرام خوردی، یک جایی همین امشب نماز شب نمی‌خوانی. اما غذای حلال خوردی، شب‌های دیگر نماز شب نمی‌خواندی؛ امشب هوس نماز شب داری چون غذای حلال خوردی.



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:20 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

حق با علي است و علی حق است .

ابوذر روايت كرده است كه :

روزي بر ام سلمه وارد شدم. ديدم او گريه مي‌كند و به ياد علي است و مي‌گويد :

شنيدم كه پيغمبر مي‌گويد:
 علي مع الحق و الحق مع علي و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض يوم القيامه.

سعد بن وقاص نيز اين حديث را منزل ام سلمه شنيده بود ولي با اين حال مردي را نزد ام سلمه فرستاد تا درباره اين حديث از او سئوال كند .
ام سلمه هم در جواب گفت: پيغمبر اين حديث را در خانه من فرموده است.

آن مرد به سعد گفت: هيچگاه تو نزد من پست تر از امروز نشده بودي.

سعد گفت: چرا؟ مرد گفت: اگر من از پيغمبر اين سخن را شنيده بودم، تا زنده بودم، خدمتگزاري علي عليه السلام را رها نمي‌كردم.

 الغدير، ج 5، ص 296.



تاريخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 00:19 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران