«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
آیــا مـیــدانــیـــد پـخــش وشـــر کـــردن فـضــائــل
ومــطـالـب اهــل بـیــت(ع) چـہ ثـــوابـــی دارد...
پيامبر اسلام فرمودند: خدابرای برادرم علي فضائلی قرارداده كه قابل شمارش نيست واگر كسي فضائل علي راهمراه با باور قلبي ذكر كند ،١-خداگناهان گذشته وآينده اورا مستورميكند،زيرا نورانيت علي،گناه گذشته اورامحوميكند ودر آينده هم گناه وعيب جدي ورسمي ازاين فرد ملاحظه نميشود. بنابراين ذكر علي سرنوشت وآينده انسان راهم تغيير ميدهد.
٢-ملائك براي نويسنده فضيلت علي استغفار ميكنند تازماني كه نشاني ازآن نوشته باقي است .
درحقيقت نوشتن،باعث موردتوجه قرارگرفتن نزد ملائك ميشود وملائك به عنوان نيروي كمكي، بركات فراواني درزندگي اوبه ارمغان مياورند.
٣-كسي كه يك فضيلت علي را همراه با باور قلبي بشنود ، گناهاني همچون غيبت وتهمت وغنا والفاظ ناشايست كه ازطريق شنيدن كسب كرده وگوش را آلوده نموده ،مرتفع ميشود.
٤-اگر كسي باچشمش نوشته ايي از فضائل علي راكه ثبت شده ، ببيند گناهاني را كه بوسيله چشم انجام داده ،مورد مغفرت قرار خواهد گرفت .انسان ناآگاهانه به محرماتي نگاه كرده است ،خواندن فضائل علي چشم را از آلودگيها وزشتي هاي ديده شده ،تطهير ميكند.
٥-خداوند هيچ ايماني را مگر بوسيله اميرالمومنين قبول نميكند ،مجلس علي، مجلس عرشي است وتوفيق حضور نصيب هركسي نميشود.
بحارالانوار ج٣٨ ص١٩٦
استاد بروجردي
كلاس شرح مناقب اميرالمونین علیه السلام
خطبه ایی که پیامبر صل الله علیه واله بر مظلومت امام علی علیه السلام گریست:
امیرالمؤمنین امام علی علیهالسلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی برای ما خطبهای درباره فضائل ماه مبارک رمضان خواند......در این حال از جا برخاسته و عرض کردم، ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.سپس گریست. گفتم: ای پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟فرمود: ای علی! بر این میگریم که حرمت تو را در این ماه میشکنند. گویا میبینم تو در حال نماز برای پروردگار خویشی، که نگونبختترینِ اوّلین و آخرین، همو که برادر پی کننده ناقه قوم ثمود است، برمی خیزد و بر فرق سرت ضربتی میزند و محاسنت، از خون سرت رنگین میشود.گفتم: ای پیامبر خدا! آیا در آن حالت، دینم سالم است؟فرمود: دینت، سالم است.سپس فرمود: ای علی! هر کس تو را بکشد، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا که تو از من هستی، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من.خدای متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا برای پیامبری، و تو را برای امامت، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند، نبوّت مرا انکار کرده است.ای علی! تو وصیّ من، پدر فرزندان من، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستی، در حال حیاتم و پس از مرگم، فرمان تو، فرمان من است و نهی تو، نهی من است. سوگند به خدایی که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویی و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش. متن حدیث:قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.ثُمَّ بَکَی فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَبْکِی لِمَا یَسْتَحِلُّ مِنْکَ فِی هَذَا الشَّهْرِ کَأَنِّی بِکَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّکَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَکَ ضَرْبَةً عَلَی قَرْنِکَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَکَ.قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیهالسلام فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی. فَقَالَ علیهالسلام فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِکَ. ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُکَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَنِی وَ إِیَّاکَ وَ اصْطَفَانِی وَ إِیَّاکَ وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَکَ لِلْإِمَامَةِ وَ مَنْ أَنْکَرَ إِمَامَتَکَ فَقَدْ أَنْکَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُکَ أَمْرِی وَ نَهْیُکَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّةِ إِنَّکَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَی سِرِّهِ وَ خَلِیفَتُهُ فی عِبَادِهِ.
بحار الانوار جلد ۹۳ صفحه ۳۵۸
امام خمینی(ره) پس از انقلاب به یک مجلس افطار دعوت میشوند و پس از حضور در مجلس و مشاهده سفره افطار، از مجلس خارج میشوند
وقتی با پرسش میزبان مواجه میشوند، این چنین پاسخ میدهند:
【 نمیتوانم شرکت کنم. 】
میزبان مجلس افطاری میگوید:
【 این همان سفره و همان افطاری است که هر سال شرکت میکردید. آقایان نیز همانها هستند. امسال چه شده که نظرتان تغییر کرده است؟ 】
امام خمینی در پاسخ میزبان فرمودند:
【 هر سال حکومت اسلامی نبود و ما آن چنان مسئولیتی نداشتیم. الان وضع فقرا نامرتب است و این سفره رنگین است و من معذورم. 】
و هر چه میزبان اصرار کرد، امام نپذیرفتند ...
به نقل از کتاب «پرتویی از خورشید» | موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)
آیا شما فکر میکنید تمام خیانت کاران با هدف خیانت به همسرشان وارد رابطه ای دیگر شده اند؟ نه ابداً ،خیانت معمولا از جایی آغاز میشود که تصورش را هم نمی کنید:از یک درد دل ساده با همکارتان ،دوست دوران مدرسه ، همسر دوست صمیمی و…اول فکر میکنید چقدر خوب درکتان میکند ،بعد تصور میکنید به عنوان یک انسان با او نزدیکی فکری دارید ،به مرور دلتان می خواهد بیشتر با او صحبت کنید چون حرف های او روی شما تأثیر دیگری دارد ،کم کم فکر میکنید فقط وقتی با او صحبت میکنید برایتان همه چیز خوب است حتی گاهی هیچ گله و شکایتی از همسرتان ندارید ولی برای دردودل با او از همسرتان شکایت میسازید (همسرم زشته، اصلا نمی فهمه من چی میگم ،منو درک نمی کنه و…)بعد یواش یواش: مراحل بروز خیانت های زناشویی
خیانت یک شبه اتفاق نمی افتد بلکه طی مراحل و فرایند هایی روی می دهد که شناخت آن ها به پیشگیری به درمان خیانت کمک کند:
مرحله اول: مرحله ی اول آمادگی ذهنی شخص است. این آمادگی را شخص از محیط، همسالان، خانواده، رسانه ها و ... کسب می نماید، به گونه ای که احساس و نگرشی مثبت نسبت به بی وفایی پیدا می کند.
...
...
...
ادامه مطلب
دکترامیرعلی بابایی:
ﺯﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ :
- ﻣﻘﺎﻭﻡ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﻫﺎﻧﺘﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ.
اما ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ :
- ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻣﺸﮑﻼﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.
- ﺯﯾﺮﺍ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﻧﺪ.
ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ .. .
- ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﺑﺎﻧﻮ ..... .
- ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟ !
- ﺍﯾﻦ، ﮐﻢ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﯽ. ..
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ، ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﺰﻟﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﺪ . ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ. ...
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯽ ﺳﻨﮕﯽ . .
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ .... .
ﺗﻮ ! - ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ... .
ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ
- ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ....
- ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺶ
ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ. .....
- ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ . ....
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮﺭﻭﺯﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮ ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ می گذﺍﺷﺖ
ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ آمد
ﺷﯿﺮرا ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻭسکه ﺍﯼ ﺩﺭﺁﻥ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ . ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ
.ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ
ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ . ﭘﺴﺮﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪﻭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭﺭﺍﺑﮑﺸﺪﻭﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪها رﻭ برﺩﺍﺭﺩ . ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭرا ﮐﺮﺩ . ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ
ﻭﭘﺴﺮرا نیش ﺯﺩﻭ پسر ﻣﺮﺩ .
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﺷﺪﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ
ﺟﻠﻮﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ .ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮرا ﺧﻮﺭﺩﻭﺳﮑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭﮔﻔﺖ: ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮﻧﯿﺎور چون نه ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش می کنی
ﻭ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩ م را
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ .
ﺩﻟﺘﺎﻥ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺯﺧﻤﯽ
با ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ؛
ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ؛
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ؛
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت؛
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد
ولی ....
ﺑﺎ يک ﺁﺩﻡ بی احساس ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ،
ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ،
ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯد ؛
ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ !!!!
يک ضرب المثل چينی می گويد :
برنج سرد را می توان خورد.
چای سرد را می توان نوشيد
اما ....
نگاه سرد را ، نمی توان تحمل کرد !!.....
✨ از آدم های پر توقع فاصله بگیر...
مقیاست را به هم می ز نند ...
و حرمت مهرت را میشکنند !!!
چون آنها حافظه ضعیفی دارند
خوبیها را زود فراموش میکنند
فرمایشات حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی ، در جمع جوانان انقلابی 73 کشور جهان به تاریخ 1390/11/10 (در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بیداری اسلامی»
صریح ترین اشارات ایشان به موضوع ظهور دولت موعود است که باید کمی در آن دقت شود.
ابتداء به این سخنان توجه فرمایید :
« آنچه که من به شما جوانان عزیز و فرزندان خودم عرض می کنم، این است که بدانید امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخى است. دوران جدیدى در همهى عالم دارد آغاز می شود. نشانهى بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لایزال الهى و تکیهى به وحى. بشریت از مکاتب و ایدئولوژىهاى مادى عبور کرده است. امروز نه مارکسیسم جاذبه دارد، نه لیبرالدموکراسى غرب جاذبه دارد – مىبینید در مهد لیبرالدموکراسى غرب، در آمریکا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف می کنند به شکست – نه ناسیونالیستهاى سکولار جاذبهاى دارند. امروز در میان امت اسلامى، بیشترین جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مکتب وحى؛ که خداى متعال وعده داده است که مکتب الهى و وحى الهى و اسلام عزیز می تواند بشر را سعادتمند کند. این یک پدیدهى بسیار مبارک و بسیار مهم و پرمعنائى است.
اگر به جای برخی کلمات در فرمایشات معظم له ، معادل آنرا قرار دهیم :
...
...
...
ادامه مطلب
حواستان هست؟
تاریخ را مطالعه کرده اید؟
به "زبیر بن عوام "میگفتند «سِیفُ الاسلام»! فقط زبیر در تشییع جنازه حضرت زهرا"سلام الله علیها"، دست بر قبضه شمشیرش برد. آیا میدانید چه گره هایی را در راه اسلام باز کرد؟ اما…
به" عبدالرحمن بن ملجم مرادی "می گفتند شیعه امیرالمومنین، خودش به امیرالمومنین گفت حب وعشق تو ، درخون و رگ من وجود دارد؟؟؟!!! اما…
"شمر بن ذی الجوشن" جانباز جنگ صفین بود و در این جنگ تا شهادت هم پیش رفت!!! اما…
هیچ می دانستید وقتی در کربلا وارد گودال قتلگاه شد؛ زانوهایش را بسته بود؟
بدلیل اینکه آنقدر نماز شب خوانده بود، زانوانش پینه شتری بسته بودند.
آیا میدانستید "عمربن سعد"روز عاشورا نماز صبح را که تمام کرد، گفت: "قربة الی الله" و اولین تیر را به سوی خیام "سیدالشهدا" علیه السلام نشانه رفت؟
می دانستید همه آنهایی که به کربلا آمدند، مسلمان بودند، نماز می خواندند و روزه می گرفتند و سایر واجبات دینی را نیز انجام می دادند؟؟؟!!!
همگی با نیت "قربة الی الله" آمدند برای کشتن " سیدالشهدا"...
"زهیر بن قین"عثمانی مسلک بود؛ اما… آمد برای یاری ابا عبداله الحسین ! و حسینی شد.
"شمربن ذی الجوشن"هم نمازشبش ترک نمیشد اما… شد قاتل
ابا عبدالله...
بصیرت که نداشته باشی،
می شوی:
«خَسِرَ الدُّنیا والآخرة»
مردی از انصار نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت و گفت: «ای رسول خدا! من طاقت دوری شما را ندارم . گاهی همین که به خانه میرسم، به یاد شما می افتم و خانه و خانواده را رها میکنم و به سوی شما می آیم تا چشمم دوباره به جمال شما روشن شود . اکنون در این فکرم که در روز قیامت وقتی شما در بهشت به بالاترین مقام می رسید، من چگونه به شما دست یابم.» پس از این سخنان، آیه 69 سوره نسا بر پیامبر فرود آمد:
«و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبین
و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا»
آنان که از خدا و رسول او پیروی می کنند
(در روز قیامت) با کسانی هستند که خداوند به آنها نعمت بخشیده است:
پیامبران (انبیاء) و راستان (صدیقان) و شهدا و نیکوکاران (صالحان)،
که رفیقان و همنشینانی نیکو هستند.
رسول خدا آن مرد را فرا خواند و این آیه را برایش خواند و به او بشارت همراهی با خود در بهشت را داد.
بحارالانوار، ج17، ص14 مجالس (شیخ طوسی)