گریه دار است عجب نام اباعبدالله
جان فدای عطش کام اباعبدالله

هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم
چون کبوتر شده ام رام اباعبدالله

هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست
چشم ما شد ز ازل جام اباعبدالله

خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر
با شهادت به سرانجام اباعبدالله

غیر ارباب به هر بی سر و پا رو نزنیم
ما که جلدیم سر بام اباعبدالله

کعبه ام کرببلا ، پیرهن مشکی من
می شود حوله ی احرام اباعبدالله

نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد
زیر لب ناله ی آرام اباعبدالله

مادرش گوشه ی گودال تماشا میکرد
غرق خون شد به خدا کام اباعبدالله




تاريخ : جمعه 12 تیر 1394 | 15:53 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران