شبى ساكت ودلگير، خودم بودم وقلبى كه زغم بسته به زنجير، به نزديك اذان بود،

كه پيچيددرآفاق همه نغمه تكبير، نوشتندكه هنگام اذان دست به دامان خداباش،

ومشغول دعاباش، كه بازاست به درگاه الهى دررحمت، وآن لحظه بودلحظه شيرين اجابت،

شدم غرق عبادت دوچشمم همه ازاشك شدوروى لبانم همه سوگند،

كه يارب تورهايم كن از اين بند،

وگفتم به خدابين دعايم: «كه دلتنگ اذان حرم كرببلايم»

صلي الله عليك يااباعبداالله




تاريخ : دوشنبه 15 تیر 1394 | 16:02 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید