پایگاه رسانه ای پیک
ستیز من تنها با تاریکی ست؛ برای نبرد با تاریکی، شمشیر نمی کشم، چراغ می افروزم.
درباره وب
«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
نويسندگان
مادری، قاب عکس در دستش
تک به تک از تمامی شهدا
زیر لب، هی سوال میپرسید:
پسرم را ندیدهاید شما؟
پدری، آن طرف کنار درخت:
آه! دنیای بیوفا! تا کی؟
ناامیدش مکن؛ چرا باید
چشم این زن به راه باشد هی؟
پسری بعد سالها دوری
مادرش را میان مردم دید
هر چه فریاد زد که اینجایم
به کسی جز خودش صدا نرسید
کاروان، نرم و بیصدا رد شد
چشمهای پسر ولی جا ماند
از نگاه غریب مادر داشت
کوهی از بغض و حرف را میخواند
کاروان مثل روز اول رفت
مادرش بین اشکها گم شد
و دوباره شهید گمنامی
جای مادر، نصیب مردم شد
تاريخ : یکشنبه 14 تیر 1394 | 15:45 | نويسنده : peykiran |
ارسال نظر(0)
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
امکانات وب