«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
خرد را یافتم گفتم علی کیست ؟ / بگفت آنکس که وصفش حد کس نیست
علی ویران نشین عرش پیماست / از این پایین تر از آن هم بالاست
علی سری مگو در ذات معبود / علی عبدی که پیش از بود هم بود
علی چشم خدا دست خدا بود / خدا داند که کی بود و کجا بود
چه می گویم که می داند علی کیست ؟ / علی اعجوبه ای در ملک هستی است
علی ماهی که در هر دل درخشید / به یک شب در چهل منزل درخشید
علی آه دل بشکسته دل هاست / علی فریاد از عصیان خجل هاست
علی شمعی که عمری بی صدا سوخت / چراغ عدل را در عالم افروخت
که غیر از او به قاتل شیر بخشید / که جز او خصم را شمشیر بخشید
شب معراج نشنیدی که احمد / در آن خلوت سرای حی سرمد
بهر جانب که چشم خویش بگشود / علی بود و علی بود و علی بود
سرا پا اشک بود و خنده می کرد / نشاط کودکی را زنده می کرد
بیابان را چنان از اشک پوشید / که هر نخلی ز چشمش آب نوشید
قلم لرزان زبان قاصر سخن پست / تهی دستم تهی دستم تهی دست
چه گویم تا نریزد آبرویم / تو خود گو کیستی تا من بگویم
تو شاه هر دو عالم ما گدائیم / تو دست حق و ما بی دست و پاییم
شجاعت تکیه بر تیغ تو داده / جوانمردی به پایت ایستاده
الا رنج دو عالم را خریده / الا فریادهایت ناشنیده
الا ای از رعیت دیده آزار / سخن با چاه گفته در شب تار
غمت را از شرار آه پرسم / روم در کوفه و از چاه پرسم
الا چاهی که رازت در درون خفت / بگو شب ها علی با تو چه می گفت
چرا راز علی در دل نهفتی / چرا خاموش ماندی و نگفتی
کدامین گنج در گنجینه داری / برون ریز آنچه را در سینه داری
بگو تا باز دانش جان بگیرد / بگو تا تیرگی پایان بگیرد
بگو تا نور از عالم بر آید / شرار از سینه میثم بر آید
یا علی (ع) التماس دعا