پایگاه رسانه ای پیک
ستیز من تنها با تاریکی ست؛ برای نبرد با تاریکی، شمشیر نمی کشم، چراغ می افروزم.
درباره وب
«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
نويسندگان
تاجرى با همسرش خدمت مرحوم آيت الله صدر آمده بود. خانم رفت منزل اندرونى و اين تاجر رفت قسمت بيرونى پيش مرحوم صدر که كار داشت. اين خانم آمد در زد، زن مرحوم صدر آمد پشت در، در را باز كرد. اين زن تاجر ديد لباسهاى او خيلى معمولى است خيال كرد كلفت است گفت : خانم كجاست؟ من با خانم كار دارم. او خجالت كشيد بگويد من خانم هستم گفت خانه نيستند. زن تاجر رفت. مرحوم صدر رضوانالله عليه آمدند خانه ديدند خانم خيلى گرفته است. گفتند چرا شما را گرفته و ناراحت می بينم؟ گفت: اين زن تاجر آمد خيال كرد من كلفتم و به من گفت خانم كجاست ؟ من گفتم خانم نيست. مرحوم صدر فرمودند : راست گفتى براى اينكه تو خانم نيستى خانم آن است كه چادرش دو وصله داشت اما فدكش مال فقرا و ضعفا و بيچاره ها بود.
اخلاق در خانه، جلداول، ص: 105
تاريخ : پنجشنبه 11 تیر 1394 | 16:52 | نويسنده : peykiran |
ارسال نظر(0)
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
امکانات وب