پایگاه رسانه ای پیک
ستیز من تنها با تاریکی ست؛ برای نبرد با تاریکی، شمشیر نمی کشم، چراغ می افروزم.
درباره وب
«ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» ... به نام خداوند لوح و قلم - حقیقت نگار وجود و عدم - خدایی که داننده ی رازهاست - نخستین سرآغاز آغازهاست ... وبگاه پیک ایران با محوریت موضوعات مختلف در شبکه های اجتماعی بنا شده و هدف اصلی آن اشتراک گزاری اطلاعات برای استفاده شما عزیزان میباشد. ... مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست / تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست! حافظ
نويسندگان
علامه جعفری می گوید :فردی برای من تعریف میکرد که: تو یکی از زیارتها که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم "یا امام رضا، دلم میخواد تو این سفر خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می بینی...
نشونه شم این باشه که تا وارد صحن شدم ، از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می زنه من پیامتو بگیرم."
وارد صحن که شدم خانوممو گم کردم ، اینور بگرد،اونور بگرد،یه دفعه دیدم داره میره .خودمو رسوندم بهش و از پشت سر زدم بهش که کجایی؟
روشو که برگردوند دیدم خانم من نیست.!
بلافاصله بهم گفت :*خیلی خری*...!
حالا منم مات و مبهوت که امام رضا عجب رک حرف میزنه؛ خانمه که دید انگار دست بردار نیستم و دارم نگاش میکنم گفتش:
نه فقط خودت، بلکه پدر و مادر و جد و آبادت هم خرن...!
علامه میگوید این داستان را برای مطهری تعریف کردم تا بيست دقیقه می خندید.
تاريخ : شنبه 13 تیر 1394 | 17:48 | نويسنده : peykiran |
ارسال نظر(0)
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
امکانات وب