پدرم کنفرانس یک روزه ای در شهر داشت و از من خواست او را به شهر برسانم وقتی پدر را رساندم گفت ساعت ۵ همین جا منتظرت هستم تا با هم به خانه برگردیم.

من از فرصت استفاده کردم برای خانه خرید کردم و ماشین را به تعمیر گاه بردم بعد از آن چون هنوز فرصت باقی بود به سینما رفتم و ساعت۵:۳۰ یادم آمد که دنبال پدرم بروم.

وقتی به آنجا رسیدم ساعت ٦شده بود . پدرم با نگرانی پرسید چرا دیر کردی؟

آنقدر شرمنده بودم که به دروغ گفتم " اتوموبیل حاضر نبود مجبور شدم منتظر بمانم"

پدرم که قبلأ به تعمیرگاه زنگ زده بود گفت: در روش تربیت من نقصی وجود داشت که به تو اعتماد به نفس لازم را نداده که به من راست بگویی.

برای اینکه بفهمم نقص کارکجاست این هجده مایل را پیاده می روم که در این خصوص فکر کنم.

مدت ۵ونیم ساعت پشت سرش اتوموبیل می راندم و پدرم را که به علت دروغ احمقانه ای که گفته بودم غرق ناراحتی و اندوه بود نگاه می کردم.

همان جاتصمیم گرفتم دیگر هرگز دروغ نگویم.

این عمل عاری از خشونت پدرم آنقدرنیرومند بود که هنوز بعداز گذشت دهه ۸۰ زندگی ام، هنوز بدان می اندیشم.



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 16:02 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

تاکنون فکر کرده ايد چرا بعضي وقتها کارها به راحتي رديف مي شود و به هرطرف مي رويم راه باز است و گاهي هم به هر دري مي زنيم بسته است و به اصطلاح کار پيچ مي آورد؟

آنچه مسلم است اين که «هيچ چيز تصادفي نيست» هرچند ما علت و حکمت آن را نفهميم. بر اين اساس حتماً رديف شدن کارها و به بن بست خودن ها هم علتي دارد که بايد آن را جستجو کرد. وقتي به قرآن کريم مراجعه مي کنيم پاسخ را در آيه 124 سوره مبارکه طه مي يابيم آنجا که مي فرمايد:

«و هرکس از ياد من روي گردان شود زندگي او سخت شده و در تنگنا و مضيقه واقع مي گردد»

آيه 124 سوره مبارکه طه

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 16:02 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

بهترین جواب بدگویی:سکوت

بهترین جواب خشم :صبر

بهترین جواب درد:تحمل

بهترین جواب تنهایی:تلاش

بهترین جواب سختی:توکل

بهترین جواب خوبی:تشکر

بهترین جواب زندگی:قناعت

بهترین جواب شکست:امیدواری....

و

بهترین جواب به خدا:

خدایا در هر حالی که هستم شکرت ...... یادمان باشد..... با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت!

 یادمان باشد.... با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم!

کاش ..............بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم ;باخدای او طرفیم.

و کاش انسانها .....انسان بمانند!!!!!!



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 16:00 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺑﺎ ﺍﺫﺍﻥ ﺣﺮﻣﺖ ﺍﺷﮏ ﭼﮑﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ

ﻫﻢ ﻋﻠﯽ ﻫﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺵ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ

ﺍﯼ ﺧﺪﺍ، ﺣﺐ ﻋﻠﯽ ﺍﻫﻞ ﺗﻤﻨﺎ ﺭﺍ ﺑﺲ

ﺍﺯ ﺩﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﻧﺠﻒ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺲ

ﯾﺎ ﻋﻠﯽ ﮔﻮﺷﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢ، ﺁﻫﻢ

ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺷﮏ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ

..

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 15:59 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

دانشمندان دانشگاه آکسفورد قاتل سرطان را شناسایی كردند! دو میوه‌ای كه قادر به از بین‌بردن مهاجم‌ترین نوع سرطان هستند توسط دانشمندان شناخته شدند.

 گیلاس و آلبالو قادر به انهدام مهاجم‌ترین نوع سلولهای سرطان هستند. این دو میوه خطرناكترین سلول‌های سرطانی را ازبین می برند ولی جالب است بدانید كوچكترین آسیبی به سلولهای سالم مجاور وارد نمی‌كنند.

 طبق گزارش محققان دو پلی فنول ( مواد شیمیایی گیاهی ) منجر به مرگ سلول‌های سرطانی می‌شوند. فنول ها تركیبات آلی هستند كه به طور خاص در میوه‌ها یافت می‌شوند.

آنتی‌اكسیدان‌های موجود در گیلاس و آلبالو و همچنین زغال‌اخته و تمشك برای درمان سرطانها بسیار مفید هستند و استفاده از این منابع طبیعی درمانی بسیار توصیه می‌شود.مزیت این روش نسبت به شیمی درمانی در این است كه استفاده از این دو ماده غذایی بر خلاف شیمی ‌درمانی هیچ آسیبی به سلول‌های سالم وارد نمی كند.



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 15:58 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

بسم او

می گویند در زمان های قدیم زمانیکه انگلیس در هند بوده است:

 

دولت انگلیس در انگلستان آگهی ای پخش می کند که یک پا خریداریم!! متقاضیان ثبت نام می کنند و مراحل مصاحبه و آزمون طی می شود و جوانی با هوش و زیرک برای اینکه پای او خریده شود انتخاب می شود. دولت انگلیس علاوه بر آنکه قیمت خوبی برای پای او می پردازد به او شغل خوبی نیز می دهد درهندوستان که آن موقع انگلیس در آن حکمرانی می کرده و در اصل در استعمار انگلیس بوده است. سالها می گذرد و میگذر و در هندوستان تظاهرات ضد انگلیسی برپا می شود. مردم با خشم تمام خواستار خروج انگلیس از کشورشان می شوند . در این تظاهرات مردمی از هند که به گاو معتقد بوده و آن را مقدس می دانستند گاوی همراه خود می بردند. برای کنترل این تظاهرات جوانی که پای خود را فروخته بود مامور می شود. از سوی انگلیس به او دستور می رسد که لگدی به یکی از این گاو ها بزند. مردم هند که گاو را مقدس می دانستد شاکی می شوند که چرا به مقدسات ما توهین کردی؟ و موضوع را می برند دادگاه . دادگاهی که در اختیار انگلیس بوده. شاکی مردم هند و متهم جوان پا فروخته! دادگاه موضوع را طول می دهد و طول می دهد و هر روز امروز و فردا می کند تا آنجایی که پیروزی در دادگاه برای مردم هند می شود هدف مبارزه و مردم هند هر روز اخبار این دادگاه را پی می گرفتند تا اینکه بعد از چند ماه دادگاه حکم می کند که پای این جوان پا فروخته باید قطع شود. جوان شاکی می شود ولی دولت انگلیس سند پا را نشان می دهد و پای جوان قطع می شود. مردم انگلستان هم خوشحال از این پیروزی بزرگ در مقابل حکومت انگلیس سالهای سال ساکت می شوند و پیروزی را جشن میگیرند.

 

حال فارغ از درستی یا غلطی داستان به این سوال پاسخ دهید: چند سال است که مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 ادامه دارد با اینکه بازرسان آژانس بازدید همیشگی دارند ؟ چرا امسال وقتی که خبر رسید که مذاکرات هسته ای به نتیجه رسیده مردم بدون اینکه از مفاد مذاکرات خبری داشته باشند خوشحال شدند ؟



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 15:57 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

فن پاسخ دادن...

مردي به طور مسخره به مرد ضعيف الجسمي گفت: تو را از دور ديدم فک کردم زن هستي.

آن مرد جواب داد: منم تو را از دور ديدم فکر کردم مرد هستي!!!

 ********************

فن پاسخ دادن...

چرچيل وزير چاق بريتانيا به برناردشو که وزير لاغري بود گفت: هرکس تو را ببيند فکر مي کند بريتانيا را فقر غذايي فرا گرفته است .

برناردشو جواب داد: و هرکس تو را ببيند علت اين فقر را مي فهمد!!!

 ********************

فن پاسخ دادن...

ملا نصرالدين وارد روستايي شد و يکي از اهالي به او گفت: ملا من تو را از طريق الاغت ميشناسم.

ملا جواب داد: اشکالي ندارد چون الاغها يکديگر را خوب مي شناسند!!!

 ********************

فن پاسخ دادن...

مردي به زني گفت: تو چقدر زيبا هستي.

زن گفت: کاش تو هم زيبا مي بودي تا همين حرف را به تو مي گفتم.

مرد گفت: اشکالي ندارد تو هم مثل من دروغ بگو!!!



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 15:57 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

 اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت قبل از حمل به بیمارستان، با سوزنی تمیز سر 10 انگشت او را زخمی کنید تا دو قطره خون بیاید و از لخته در مغز جلوگیری شود

ادامه مطلب

تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 15:56 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮏ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﻣﻌﺮﻭﻑ، ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ که ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺵ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻡ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ .
ﺭﻭﺡ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ یک ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩ . ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ :
‏«ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺒﻪ . ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺎﯾﻪ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺭﻭ ﺩﻡ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺩﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ‏»
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ : ‏«ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺷﻤﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ رﺍﻩ ﺑﺪﻩ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﻭ ﺣﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ‏»

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 15:52 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

قـــال رســـول الله :

قـــبـــر هـــر روز پنـــج مرتبـــه انسان را صـــدا می زند :

1- من خانه فقر هستم با خودتان گنج بیاورید

2- من خانه ترس هستم با خودتان انیس بیاورید

3- من خانه مارها و عقرب ها هستم با خودتان پادزهر بیاورید

4- من خانه تاریکی ها هستم با خودتان روشنایی بیاورید

5- خانه ریگ ها و خاک ها هستم با خودتان فرش (زیر انداز) بیاورید

1) گنج : لا اله الا الله

2) انیس : تلاوت قرآن

3) پادزهر: صدقه , خیرات

4) چراغ : نماز نماز شب

5) فرش : عمل صالح

گام بسوی سعادت

ب نظرت فرستادن 5تا صلوات چقدر وقت میبره؟

اللهم صلی علی محمد و آل محمد



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 15:50 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران