مردی نابینا زیر درختی نشسته بود، پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟» پس از او وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟

هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:‌برای چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.
مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟
نابینا پاسخ داد: «‌رفتار آنها. پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد. ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی و مشکلات و حقارت فراوان زندگی کرده باشد.»



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:21 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

مردی به پیامبر خدا ، سلیمان مراجعه کرد و گفت ای پیمبر خدا میخواهم ، به من زبانی را یاد دهی .
سلیمان گفت : توان تحمل آن را نداری .
اما مرد اصرار کرد
سلیمان پرسید ، کدام زبان؟ جواب داد زبان گربه ها، چرا که در محله ما فراوان یافت می شوند. در گوش او دمید و عملا زبان گربه ها را آموخت.روزی دید دو گربه باهم سخن میگفتند. یکی غذایی ندارید که دارم از گرسنگی میمیرم . دومی گفت نه اما توی این خانه خروسی هست که فردا میمیرد، آنگاه آن را میخوریم.

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:20 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را می دیدم
همه آنها که نمی دانستم
عشق من در دلشان ناپیداست

واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
از همه خوبیها
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:20 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

الإمام الباقر عليه السلام :
 بُنِيَ الإِسلامُ عَلى خَمسِ دَعائِمَ : إقامِ الصَّلاةِ ، وإيتاءِ الزَّكاةِ ، وصَومِ شَهرِ رَمَضانَ ، وحَجِّ البَيتِ ، وَالوَلايَةِ لَنا أهلَ البَيتِ

امام باقر عليه السلام :
 اسلام بر پنج پايه استوار شده است: نماز خواندن، زكات دادن، روزه ماه رمضان، حج خانه خدا و (پذيرش) ولايت ما اهل بيت.

أمالي الطوسيّ : 124 / 192 ، الخصال : 278 / 21 ، أمالي المفيد : 353 / 4 ، بشارة المصطفى : 69 كلّها عن أبي حمزة الثماليّ ، وراجع الكافي : 2 / 18 باب دعائم الإسلام ، التهذيب : 4 / 151 / 418



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:15 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

در سده اول هجري صنعت كاغذ(بخوانيد هسته اي) در انحصار روميان(غربيها) بود . مسيحيان مصر نيز كه كاغذ مي ساختند به روش روميان و بنا بر مسيحيت نشان پدر – پسر و روح القدس (وابستگي به غرب و عدم استقلال) را بر آن مي زدند .

عبدالملك اموي – خليفه وقت - مرد زيركي بود ، كاغذي از اين نوع را ديد و در مارك آن دقيق شد و فرمان داد آن را به عربي ترجمه كنند و وقتي معناي آن را دريافت ، خشمگين شد كه چرا در مصر كه كشوري اسلامي است مصنوعات بايد چنين نشاني داشته باشد . لذا به فرماندار مصر دستور داد كه كاغذها را خود توليد كرده و بر روي آن شعار توحيد درج كنند و به فرمانداران تمام بلاد اسلامي دستور داد كه از كاغذ جديد با شعار توحيدي استفاده كنند . (خودكفايي در صنعت هسته اي)

كاغذهاي جديد با نشان توحيد اسلامي رواج يافت و به شهرهاي روم رسيد و خبر را به قيصر روم (اوباماي وقت ) دادند و او در نامه اي به عبدالملك خليفه مسلمين نوشت :

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:14 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

گام اول:
دنیا دو روز است....یک روز با تو و روز دیگر علیه تو ....
روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست ناامید مشو...
زیرا هر دو پایان پذیرند ...

گام دوم:
بگذارید و بگذرید ..... ببینید و دل نبندید ...... چشم بیاندازید و دل نبازید.... که دیر یا زود ...... باید گذاشت و گذشت...

گام سوم:
اشکها خشک نمیشوند مگر بر اثر قساوت قلبها و قلبها سخت و قسی نمیگردند مگر به سبب زیادی گناهان
ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺷﺐ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ؛
ﻭ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺨﻮﺍﺏ، ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺍﺳﺖ؛



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:14 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

زیباترین کلام:بسم الله...
/ زیباترین تکیه گاه:خدا
 زیباترین دین:اسلام
 زیباترین خانه:کعبه
 زیباترین بانگ:تکبیر
 زیباترین آواز:اذان
 زیباترین ستون:نماز
 زیباترین معجزه:قرآن

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:13 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ﺭﻭﺯﯼ حضرت ﺍﻣﺎﻡ محمد ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﺤﺮﺍﻡ ﺑﺎ ﺍﺻﺤﺎﺑﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﯾﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻭﺍﻧﺶ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ‏« ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﻨﻢ؟‏»
ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏
ﺑﻠﻪ، ﺑﭙﺮﺱ

ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏
« ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳﻮّﻡ
ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻼﮎ ﺷﺪﻧﺪ؟‏»
ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏
« ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﯼ ! ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽﮔﻔﺘﯽ ﯾﮏ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﻭ ﺁﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺎﺑﯿﻞ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﻫﺎﺑﯿﻞ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ . ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ : ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﻭ ﻫﺎﺑﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﺑﯿﻞ ﭘﺲ ﯾﮏﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﻫﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻼﮎ ﺷﺪﻧﺪ .‏»

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:12 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

در جوشن كبير يك عبارتی هست كه مي گوييم

" يا كٓريمٓ الصَّفْح "

معنايش بسيار جالب است : زماني یك کسی ما را می بخشد اما یادش نمیرود که فلان خطا رو کرديم و همیشه یك جوری نگاهمان می کند که ما می فهميم هنوز یادش نرفته یك جورایی انگار که سابقه بد ما را مدام به یادمان می آورد .

ولی یك وقتی، یك کسی ما را می بخشد و یک طوری فراموش می کند انگار نه انگار که ما خطایی رو مرتکب شديم اصلا هم به رويمان نمی آورد . به این نوع بخشش میگن صَفح.

و خدای ما اینگونست...
از صمیم قلب می گویم

يا كٓريمٓ الصَّفْح ، در بدترین ما آنقدر خوبی هست
و در بهترین ما آنقدر بدی هست
که هیچ یک از ما را شایسته نیست
که از دیگران عیب جویی کنیم
 
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩ...
ﺍﮔﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﺎﺩﺭﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺑﮑﻨﻢ...
دنيا ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ...
ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣا ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ...
ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ...



تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:09 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

شهید مداح محمدرضا تورجی زاده فرزند حسن درسن 23 سالگی در منطقه عملیاتی کربلای دهم به شهادت نایل گردید
ایشون فرمانده گردان یازهرا لشکر امام حسین ع بچه اصفهان بودند
ایشون عاشق حضرت زهرا س بودند تا حدی که شبیه مادر پهلو شکسته مون بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو و بازو شهید شدند
یازهرا سلام الله علیها

...

...

...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 04 تیر 1394 | 18:09 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(1)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران