علی دست خدا بود
علی مست خدا بود
علی پرتو خورشید امامت
علی عطر خوش باغ کرامت
علی قامت مردی به قیامت
چه گویم که در مرحله گنگ است زبانم
خدا خواست که خود را بنماید
در جنت خود را به رخ ما بگشاند
علی،رهبر مردان صفا بود
علی،آینه ی پاک خدا بود
علی،معنی تسلیم و رضا بود
علی زینت شبهای دعا بود
دویده است عجب مهر علی در رگ جانم
علی گر چه خدا نیست
ولیکن زخدا نیز جدا نیست
برو سوی علی،تا که صفا را بشناسی
ببر نام علی تا که خدا را بشناسی
اگر آینه خواهی که به بینی رخ حق را
علی را بنگر تا که خدا را بشناسی

(( همین استِ همین است فقط حیدر امیرالمومنین است))




تاريخ : جمعه 12 تیر 1394 | 02:05 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید