آی مردم,بگمانم که غلط آمده ایم...
راه را برگردیم …
جاده از نور خدا خاموش است!!
 هیچ کس حوصله عشق ندارد اینجا...
برق چشمان همه، خاموش است...
چشم و دستان همه پر خواهش و
لب از گفتن یک خسته نباشی محروم...
ودل از عشق تهی,وسکوت؛ حرف لبهای همه است...

من دلم میخواهد برگردم...
وبه راهی بروم که درآن راه, خدا همسفر من باشد وبدانم که خدا مال همه است...
من دلم تنگ محبت شده است
دل من همره این قافله نیست
من دلم تنگ خدایم شده است ...

آی مردم,آی مردم...
کار سختی است ولی برگردیم...
برسیم تا سرپیچ زمان,که خدا از دل ما بیرون رفت...
سر آن پیچ که حق رو به جلو رفت...
وما پیچیدیم.………




تاريخ : یکشنبه 07 تیر 1394 | 16:04 | نويسنده : peykiran | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید